X
تبلیغات
مظلومیت
آخرین اقدامات گروهک انحرافی
یک تیم هفت نفره متشکل از مدیران کل اقتصادی دستگاههای کشور به نمایندگی از سرکرده گروهک انحرافی با سفر به شهرستانهای مختلف در هر استان ،در حال رایزنی جهت انتخاب افراد مورد تائید جریان انحرافی برای انتخابات مجلس هستند .

"صراط" - در آخرین دور از تحرکات صورت گرفته توسط وابستگان گروهک انحرافی سفرهای شهر به شهر و گزینش کاندیداهای مورد وثوق این جریان در حال وقوع است .
به گزارش سرویس سیاسی صراط نیوز، یک تیم هفت نفره متشکل از مدیران کل اقتصادی دستگاههای کشور به نمایندگی از سرکرده گروهک انحرافی با سفر به شهرستانهای مختلف در هر استان، در حال رایزنی جهت انتخاب افراد مورد تائید جریان انحرافی برای انتخابات مجلس هستند .
بنا بر این گزارش، در آخرین سفر صورت گرفته ، اعضای این کمیته هفت نفره به استان گيلان و شهرهای آستارا، آستانه اشرفیه، بندرانزلی، تالش، رودبار، رودسر، صومعه سرا، فومن، لاهیجان و لنگرود سفر کرده است .
انتخاب ترکیب این گروه هفت نفره متشکل از مدیران کل اقتصادی در نوع خود جالب توجه به نظر می رسد .
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 8:1  توسط مظلوم1  | 

در هنگام سخنرانی باراک اوباما در عصر امروز چهارشنبه، هیات ایرانی به ریاست علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه در جایگاه کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور داشت.

رئیس جمهور ایران از حضور در سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک خودداری کرد.

به گزارش صراط نیوز به نقل از عصر ایران، در هنگام سخنرانی باراک اوباما در عصر امروز چهارشنبه، هیات ایرانی به ریاست علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه در جایگاه کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور داشت.

محمد خزعلی نماینده ایران در سازمان ملل متحد، نامجو وزیر نیرو و عبدالرضا شیخ الاسلام وزیر کار نیز از جمله حاضران در جایگاه ایران بودند.

محمود احمدی نژاد برای مشارکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد هم اکنون در راس هیات بلندپایه در نیویورک به سر می برد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 8:1  توسط مظلوم1  | 

شايعه پراكني روزنامه انگلیسی
حاميان سياسي او دستگير شده اند، رييس دفتر او به دخالت در اختلاس 1.64 ميليارد پوندي ، تضعيف روحانيت و حتي جادوگري متهم شده است و مراكز قدرت در ايران فاصله خود را با احمدي نژاد افزايش داده اند.
"صراط" - روزنامه انگليسي گاردين در گافي عجيب در سرمقاله ديروز خود مدعي شد بعد از عزل حجت الاسلام مصلحي از وزارت اطلاعات و ابقاي وي به دستور مقام معظم رهبري، مصلحي و احمدي نژاد با هم در يك جلسه كابينه ديده نشده اند!

به گزارش سرویس سیاسی صراط نيوز ،اين روزنامه در سرمقاله خود با اشاره به سفر رييس جمهور به نيويورك براي شركت در اجلاس سازمان ملل افزود: بر خلاف حضور سال گذشته احمدي نژاد در اجلاس سازمان ملل، امسال اگر او را بتوان نماينده گروهي در ايران دانست، آن جرياني است كه به "جريان انحرافي" معروف است.

گاردين در ادامه در توصيفي از وضعيت فعلي رييس جمهور تصريح كرد: حاميان سياسي او دستگير شده اند، رييس دفتر او به دخالت در اختلاس 1.64 ميليارد پوندي ، تضعيف روحانيت و حتي جادوگري متهم شده است و مراكز قدرت در ايران فاصله خود را با احمدي نژاد افزايش داده اند.

در ادامه سرمقاله اين روزنامه انگليسي با اشاره به رويكرد ملي گرايي مشايي، آن را برگرفته از تاريخ ايران پيش از اسلام دانست و افزود: اعتقاد بر اين است كه وي در به امانت گرفتن منشور كورورش از موزه بريتانيا نقش اصلي را به عهده داشته است.

گاردين همچنين با تمام شده توصيف كردن "جنبش سبز" به عنوان يك نيروي سياسي افزود: موسوي و كروبي خواهان تحريم انتخابات پارلماني سال آينده(ميلادي) هستند، اما نقش انها به يك ناظر كاهش يافته است.

روزنامه انگليسي گاردين در پايان در اقدامي قابل تامل با انتشار شايعه ايي مشكوك در قالب حدس و گمان،افزود: فقط به عنوان يك احتمال ،ممكن است اطرافيان بشدت مورد انتقاد و به مشكل خورده احمدي نژاد بدنبال پناهندگي باشند ، چون خطر دستگيري در برگشت به ايران آنها را تهديد مي كند.

این دروغ پراکنی روزنامه انگلیسی در حالی است که پس از ماجرای عزل وزیر اطلاعات و ابقای وی با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام مصلحی و احمدی نژاد بارها در جلسه هیئت دولت در کنار یکدیگر نشسته بودند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 8:1  توسط مظلوم1  | 

"مصلحي گفت كه گواهي دفن هاله سحابي را يكي از اقوامش صادر كرد"

فاطمه آلیا از توضیحات وزیر اطلاعات با این مضمون که یکی از بستگان خانواده سحابی به نام دکتر افتخاری که در مراسم تشییع عزت‌الله سحابی حضور داشته و پس از معاینه هاله سحابی گواهی دفن وی را صادر کرده، خبر داد.

فاطمه آلیا، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس با اشاره به حضور حجت‌الاسلام حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در جلسه کمیسیون متبوعش، اظهار داشت: آقای مصلحی در این جلسه گزارشی از مسائل منطقه‌ای با توجه به جایگاه وزارت اطلاعات و اشرافی که وزارت اطلاعات بر مسائل دارد، تشریح و تحلیل کرد.

وی با بیان اینکه وزیر اطلاعات در این جلسه همچنین در خصوص موفقیت‌های این وزارتخانه در مبارزه با تروریست‌های گروهک پژاک ارائه داد، گفت: گروهک پژاک و گروهک‌های تروریستی در شمال غرب کشور حضور داشتند که توسط وزارت اطلاعات شناسایی شده و توطئه‌های آنان خنثی شد.

این عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس اضافه کرد: گزارش وزیر اطلاعات درباره نحوه برخورد، شناسایی و نحوه سرکوب ضد انقلاب که با همکاری دشمنان خارجی معمولاً برنامه‌های خودشان را در ایران تعقیب می‌کنند، بود که به اعضای کمیسیون ارائه شد.

وی همچنین گفت: کشورهای متعددی گروهک تروریستی پژاک را در منطقه تجهیز و تقویت می‌کنند و از آنها حمایت‌های مادی و معنوی به عمل می‌آورند.

آلیا ادامه داد: بعضی از کشورهای همسایه در داخل کشور ما عملیات تروریستی خودشان را پیش می‌برند و سپس به کشور خود فرار می‌کنند که در این زمینه تا چند وقت پیش موضوع کشور عراق مطرح بود.

به گفته وی، گاهی آنان آموزش‌هایشان را در کشورهای شمالی ایران می‌گذرانند و کانون‌هایی توسط استکبار جهانی، آمریکا و صهیونیست‌ها ایجاد شده‌اند که کشورهای منطقه حتماً باید در قبال امنیت منطقه حساس باشند و متعهدانه و هوشیارانه عمل کنند.

"حاجی‌احمدی رهبر پژاک هم‌اکنون در آلمان زندگی می‌کند که بارها ما این موضوع را چه در سفرهایی که هیئت‌های آلمانی به ایران داشتند و چه در سفرهایی که ما به آلمان داشته‌ایم، با مقامات عالی‌رتبه مجلس این کشور مطرح و اعلام کرده‌ایم که به راحتی حاجی‌احمدی در آلمان زندگی و از تلویزیون آنجا استفاده می‌کند."

نماینده مردم تهران در خانه ملت تصریح کرد: وزارت اطلاعات کشورمان با یک بالندگی، پیروزی و اشراف بر موضوعات، توانست توطئه‌های پژاک را خنثی کند و پایگاه آنان در شمال شرق کشور را در هم بکوبد.

وی تأکید کرد: آقای مصلحی در این جلسه همچنین از دستگیری عوامل بی‌بی‌سی فارسی در تهران نیز گزارشی ارائه داد که مشخص می‌شد به شکلی حتی برخی از افراد ساده‌لوح را فریب داده و به خدمت گرفته بودند اما وزارت اطلاعات توانسته عوامل بی‌بی‌سی در ایران که یک تیم بودند را دستگیر کند.

"وزیر اطلاعات در این جلسه همچنین درباره جایگاه بیداری اسلامی مردم منطقه به خصوص پیروزی‌هایی که در مصر اتفاق افتاد و اینکه مردم این کشور توانستند در اقدامی غرورآفرین لانه جاسوسی رژیم صهیونیستی در قاهره را تسخیر کنند، اطلاعات دقیقی را ارائه کرد و درباره تحولات سوریه و یمن و موضع‌گیری‌های کشور ما در قبال این تحولات، اطلاعات جامعی را مطرح کرد."

این نماینده مجلس بر همین اساس به موضوع دیگری که وزیر اطلاعات در این جلسه مطرح کرده، اشاره کرد و گفت: آقای علی مطهری نماینده تهران سؤالی از وزیر اطلاعات درباره علت مرگ هاله سحابی مطرح کرد و آقای مصلحی در این توضیحاتی را ارائه داد که از نظر قاطبه اعضای کمیسیون قابل قبول بود.

"موضوع سؤال آقای مطهری درباره موضوعاتی بود که رسانه‌های بیگانه در اوایل فوت هاله سحابی مطرح می‌کردند که آقای وزیر در این جلسه اعلام کرد که فیلم کامل تشییع عزت‌الله سحابی در اختیار وزارت اطلاعات قرار دارد و یکی از بستگان هاله سحابی فردی است به نام دکتر افتخاری که متخصص است و در این مراسم حضور داشته که خود دکتر افتخاری، هاله سحابی را معاینه و خود او گواهی دفن هاله سحابی را صادر می‌کند."

به گفته آلیا، افتخاری در جمع تشییع‌کنندگان پدر هاله سحابی حضور داشته و همان جا هاله سحابی را معاینه می‌کند و گواهی دفن او را صادر می‌کند که به گفته وی وزارت اطلاعات فیلم کامل مراسم تشییع پدر هاله سحابی را در اختیار دارد.

وی با بیان اینکه از نظر قاطبه اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مسئله خاصی در مرگ هاله سحابی وجود نداشته است، متذکر شد: وزارت اطلاعات با وجود آنکه هاله سحابی محکوم بوده و در جریان فتنه 88 نیز حضور داشته، کمک کرده تا او بتواند در مراسم تشییع پدرش حضور یابد تا بحث عزاداری به لحاظ رعایت اصول انسانی از مباحث دیگر منفک محسوب شود.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه یادآور شد: وزارت اطلاعات در این زمینه همکاری خوبی داشته و فیلم مراسم تشییع پدر هاله سحابی نیز در این اختیار این وزارتخانه قرار دارد.

فاطمه آلیا در خاتمه گفت: وزیر اطلاعات فیلم تشییع پدر هاله سحابی را در اختیار آقای مطهری قرار داد چرا که آقای مطهری خواستار مشاهده این فیلم بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 8:0  توسط مظلوم1  | 

نواب به يك انتقاد و دو پرسش درباره خود واكنش نشان داد؛
نان خوردن از فتنه يا نان‌رساني به فتنه!

دومين نشست جبهه پايداري در قم دوشنبه شب برگزار شد و علي اصغر زارعي كه اين روزها براي متشكل كردن بخشي از نيروهاي انقلاب كه متمايل به فعاليت در چارچوب‌هاي جبهه پايداري هستند، به استان‌ها مي‌رود، در اين نشست با سؤال يكي از روحانيون حاضر در جلسه با مضمون انتقاد از آقاي ابوالحسن نواب مواجه شد.

به گزارش رجانيوز، یکی از روحانیون حاضر در جلسه، تلاش‌های پشت پرده نواب رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب را يادآوري کرد و گفت: چرا اصولگرایان اجازه می دهند تا فردی چون آقای نواب که مواضعش در ایام فتنه و مباحث دیگر مشکوک است، برای اصولگرایان تعیین تکلیف کند؟ آقای نواب چه جایگاهی در بین اصولگرایان دارد؟ آیا اصولگرایان نسبت به افکار، اندیشه ها و همچنین مواضع وی در ایام فتنه بی اطلاع هستند که چنین اجازه ای را به وی می دهند؟

زارعي نيز در پاسخ ضمن تأیید برخی تلاش‌های نواب در کمیته 8+7 گفت كه اين تلاش‌ها قطعاً عقبه دارد. ما هم سؤال‌مان این است که چه کسی گفته هفت یا هشت باشد؟ چه کسانی این کمیته را طراحی کردند؟ به هر حال ما هم معتقدیم که نباید کار اصولگرایان به جایی برسد که آقای نواب برای آنان تعیین تکلیف کند.

با اين حال، ظاهراً همين دو پرسشي را كه زارعي مطرح كرده، براي نواب خيلي گران تمام شده، به‌طوري كه وي امروز در گفت‌وگو با سايت منسوب به نزديكان قاليباف به اين عضو جبهه پايداري حمله كرد.

نواب در اظهاراتش خود را داراي سابقه در سپاه و جبهه معرفي كرده و از زارعي خواسته است كه سوابقش را بيان كند كه جهت اطلاع آقاي نواب، فعاليت‌هاي زارعي به دوره قبل از انقلاب در متشكل كردن اعتصاب‌ها در صنعت نفت و فعاليت‌هاي دانشجويي و در پس از انقلاب، تشكيل سپاه خوزستان و حضور مؤثر در جبهه‌ها باز مي‌گردد كه اگر بنا بر مقايسه اين نوع سوابق باشد، احتمالاً كفه به‌نحو محسوسي به طرف آقاي نواب سنگيني نخواهد كرد.

رئيس دانشگاه اديان و مذاهب كه مشاور رئيس مجلس نيز هست، تعبيري مشابه علي لاريجاني را كه گفته بود "عده‌اي با فتنه تجارت سياسي كردند" در مورد منتقدين خود به‌كار گرفته و گفته است كه برخي نان فتنه را مي‌خورند.

در عين حال، آقاي نواب توضيح نداده است كه چه كسي نقش نان‌رسان به فتنه را داشته است و به‌عنوان نمونه آقاي قربان بهزاديان‌نژاد رئيس ستاد انتخاباتي موسوي و از محكومان جريان فتنه كجاي اين صف نان ايستاده بوده است كه رجانيوز به‌زودي اطلاعات مستندي در اين زمينه منتشر خواهد كرد.

همچنين آقاي نواب كه ادعاي مقابله با فتنه را دارد و در اين زمينه وقتي مي‌خواهد مثال بياورد، در اين مصاحبه به سخنراني خود در 22 بهمن 89؛ (يك سال و نيم پس از فتنه!) اشاره مي‌كند، با اين حال، توضيح نمي‌دهد كه چه اقدامي در قبال حضور چند تن از عناصر جريان فتنه در قم و رفتارهاي تحريك‌آميز آن‌ها كرده است، در حالي كه در دانشگاه تحت مديريت وي نيز مسئوليت داشته و فعاليت مي‌كنند.

جهت يادآوري به آقاي نواب و پرهيز از كلي‌گويي، رجانيوز برخي از اين موارد را كه پيش از اين نيز جمعي از طلاب حوزه علميه قم به آيت‌الله مهدوي‌كني يادآور شده بودند، بازنشر مي‌دهد و درخواست مي‌كند كه آقاي نواب به اندازه دو خط براي هر كدام توضيح بدهد.

1- حمیدرضا شریعتمداری: حمیدرضا شریعتمداری از منصوبان حجت‌الاسلام نواب (مشاور فرهنگی رئیس مجلس) در دانشگاه ادیان بوده و در ساماندهی جریان فتنه در قم نقش مهمی را ایفا می‌کرد. وی در اغتشاشات و آشوب‌های تهران رسما حضور داشت و رجانیوز پیش از این تصاویر حضور او در درگیری‌های خیابانی را منتشر کرده است. وی که از پیروان طیف فکری مصطفی ملکیان و جریان تجدیدنظر طلب است، با فعالیت‌های گسترده در ایام اغتشاشات توانست ضمن دیدارهای متعدد با برخی علما، دانشجویان و طلاب، ذهن برخی از آنان را نسبت به نظام مشوش كند.

پس از آزادی دو نفر از عوامل فتنه یعنی عبدالرحیم سلیمانی که در درگیری‌های بهشت زهرا بازداشت شده بود و ذبیحی یکی دیگر از عوامل فتنه، شریعتمداری و برخی دوستان همفکرش به منزل آن‌ها رفته و تلاش کردند نشان دهند هنوز با این جریان همراه هستند. وی همچنین با انتشار نامه‌ای به حجت الاسلام نواب تلاش کرد بازداشت این افراد را انکار و توجیه کند.

2- دکتر محمد ذبیحی: عضو هیئت مؤسس مرکز مطالعات ادیان. او به دلیل نقش مستقیم در آشوب‌های قم و تحریک علیه نظام و رهبری مدتی را در بازداشت به‌سر برد.

3- عبدالرحیم سلیمانی: وی از اساتید مطرح مؤسسه ادیان و مذاهب است که علاوه بر شرکت در اغتشاشات اخیر، در تحریک مردم علیه نظام نقش ویژه ای داشت که نهایتاً در بهشت زهرا به جرم تحریک مردم و شعار علیه مسئولین نظام بازداشت شد.

4- آقاي نواب مناسب است در مورد نقش آقایان داوود فیرحی، مهدی مهریزی و مسعود ادیب نيز در دانشگاه اديان و مذاهب توضيح بدهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 8:0  توسط مظلوم1  | 


صهیونیسم ، مذهب سازی و جوانان  

صهیونیسم ، مذهب سازی و جوانان

 

بنیانگزار فرقه شیطان پرستی یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی ، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان رقص ها و کار های جنسی که به وسیله فرانکسیست ها ، به طور مخفی انجام می شد ، امروز از طریق گروه های شیطان پرست مثل متالیکا در سطح عموم رواج داده می شود.
صنعت سکس و بازرگانی تن که در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است.
شبکه وسیعی از کلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بیلی رز ، که از یهودیان مهاجر به آمریکا است ، تاسیس شد.
سران صهیونیسم جهانی عزم جدی بر نابودی هر عقیده ای دارند ، آنان تمامی اصول و تئوریها را بهم می ریزند ، نظامها و حاکمیت ها را لرزان می سازند ، خانواده ها را ویران و نقش مدیریتی پدرها و مادرها را لگدمال می کنند .
آنان تصمیم گرفته اند که به هیچ کس اجازه اظهار وجود ندهند ، رسما اعلام می کنند همه باید تحت اداره یهود باشند ، همه باید به شنیدن صدای آنان عادت کنند . همه چیز را آنگونه که خود می پسندند ، می خواهند .
جوانان را در دنیایی از خیالات و اوهام شاعرانه گرفتار می سازند و به وقت استیصال و سر خوردگی لحظه ای که جوان به هر چیزی چنگ می زند تا خود را از مهلکه نجات دهد ، مذهب جعلی ای که سران یهودی از پیش طراحی کرده اند در اختیار او می گزارند .

بر این اساس می گوییم :

شیطان پرستی مذهبی است ساختگی که توسط سران یهودی ای که مدیریت افکار و اندیشه ها را در انحصار خود می پندارند بوجود آمده است .
یهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپیشگان ، خوانندگان ، نوازندگان ، انتشار سی دی های آموزشی ، مجلات ، روزنامه ها و کاباره ها ... در صدد پر کردن خلاء روحی و معنوی جوانان

غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است .

تا جایی که بگفته رئیس بیمارستان نوجوانان نیویورک ، شیطان پرستی یکی از شایع ترین تهدیداتی است که در مقابل بچه های امروز قرار گرفته است .
پر واضح است وقتی کلیسا نتواند در مقابل خواسته های معنوی جوانان الگوی مناسبی ارائه دهد ، آنانی که خود را گرگ می خوانند هدایت گله های گوسفند را بعهده خواهند گرفت .
و کیست که متوجه استخوانهای شکسته کلیسا نشده باشد .
رئیس بخش تحقیقات سری پلیس ایالات متحده می گوید : می توانید مرگ را در بیشتر کلیسا ها لمس کنید ، چیزی برای ادامه حیات وجود ندارد .
شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست . به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک نیز میگویند.
شیطان پرستی آنگونه که خود می گوید حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود . خود کشی که از موارد رایج این آیین است ، توجیهی اینگونه دارد : اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟ می گوید می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید .
پیامبر عزیز اسلام (ص) عبارتی دارد که می فرمایند : در آخر الزمان ، دنباله روها از نابخردان پیروی می کنند .
مذهب سازان عصر جدید بسیار زیرک هستند . آنان به این حقیقت رسیده اند که همیشه گروهی در دنیا وجود دارند که از هیچ گونه استقلال فکری برخوردار نیستند و متاسفانه این گروه کمتر به خردمندان تمایل دارند ، بلکه میل بیشترشان به کسانی است که هوی و هوس را سر لوحه کار خود قرار داده اند . پروتکل های دانشوران یهود به صراحت به تربیت و آموزش افراد اشاره دارد ، می گوید : تا زمانی که افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند ، نمی توانیم برنامه هایمان را در این گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز کنیم می توانیم در کمتر از یک دهه منش و خلق و خوی سر سخت ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته ایم به زیر سلطه خویش در آوریم .
به شیطان پرست تفهیم می کنند که دنیای شیطان پرستی زندگی در میان لجن است و هیچ وقت نمی شود در لجن زندگی کرد و به لجن آلوده نشد و هیچ چاره ای برای پاک شدن نیست جر مردن و رهایی از این دنیا .
به شیطان پرست می فهمانند زندگی در این دنیا بر پایه دروغ است و همه باورهای مردم بر پایه همین دروغ شکل گرفته است ، همه عادت کرده اند دروغ بگویند ، لذا اگر حرف راست هم بزنید کسی آن را باور نمی کند .
شیطان پرستی آیینی است که همه چیز را منفی ارائه می دهد . آدم شیطان پرست عمر شب را بلند می داند . او حتی خورشید را مانع از تابش نور می پندارد . آنان همه چیز را منفی می خواهند ، اگر به باغ سیب بروند همه سیب ها را کال می بینند و اگر به تئاتر بروند همه بازیگر ها را لال می پندارند. به شیطان پرست می گویند چشمهایت را باز کن ، فقط ببین . مغزت را ببند ، فکر نکن . نقش تو ، نقش تماشا چی تئاتر در این دنیاست .
آدم وقتی در دام ابلیس هایی که طراح و مدیران اجرایی احکام شیطان پرستی اند قرار می گیرد ، به مثابه مواد خامی خواهد بود که هر شکلی را اراده کنند ، از او می سازند.
پروتکلهای دانشوران صهیونیسم جهت دادن به فکر و اندیشه مردم غیر یهودی را به کمک سخن پردازی و تئوریهای وسوسه انگیز ، کار متخصصان و مدیران یهودی می داند.
آنان آنچنان به تبدیل آدمها می پردازند که بسیاری از افراد از اینکه موجود دیگری شده اند که خودشان نیستند ، خبر دار نمی شوند.
حتی آنانی که فکر می کنند مدیر و طراح و برنامه ریز حداقل بخشی از شیطان پرستها هستند ، تنها عاملی ناچیز و بی مقدارند که کورکورانه در خدمت ابلیس بزرگ قرار گرفته اند.
راهی که برای شیطان پرست ترسیم می کنند معجونی است که هر آدم گرفتاری را به وحشی گری و نفرت سوق می دهد. اولا راه نیست ، کوره راه است. مسیری است که به هیچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام می کنند ما به مقصد نمی رسیم. برای شیطان پرست تفهیم می کنند جاده ای که در آن قرار دارد پر از خط کشی های در هم و بر هم است. و او در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش می رود و سر انجام مطمئن می شود راه بازگشتی وجود ندارد.
احیاء اخلاق مصیبت بار قوم لوط امروز از طریق گروههای شیطان پرست و وابسطه به آن ترویج می شود. پیشرفت هم جنس خواهی باور کردنی نیست. حمایت مقامات ارشد کلیسای انگلیس ، پارلمان اتحادیه اروپایی ، انجمن اطلاعات جنسی و انجمن آموزش و پرورش ایالات متحده ... ننگ آور است.
امروز دیگر صلیب های وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهای نقاشی شده ، ماسک های حیوانات درنده ی شاخ دار ، برهنه پوشی ... تنها نشانه ها و سمبل های شیطان پرستی نیست. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید. مدتی پیش روزنامه های آمریکا نوشتند جمعی شیطان پرست دستگیر شدند که نوجوانان و حتی کودکان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه می کرده اند. استفاده افراطی از مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، قرص های روان گردان و انرژی زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعی ، خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع ... معجونی از بیماری های روحی ، روانی و جسمی بخصوص بیماری های عفونی و ایدز را برای شیطان پرست ها به ارمغان آورده است. ایدز شایع ترین بیماری نزد شیطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگی شش هزار نفری که روزانه مبتلا به این درد بی درمان می شوند انتقال از طریق تماس جنسی است.
توصیه ای که شیطان پرست ها ناگزیر به انجام آنند. شنیدن آهنگ های تند همراه با خشونت است. که وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح و سایر مقدسات اعلام کنند. خود را بی خانمانی بیابانگرد بپندارند که از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسیار خشنی ، که در صدایشان می توان غرش حیوانات وحشی را شنید ، سمبل قدرت شیطان پرستی می دانند. که کمبود و نیاز خود را با خشونت زیاد رفع می کنند. اهانت به ادیان به عنوان آزادی بیان در تصنیف های خوانندگان شیطان پرست ترویج و تبلیغ می شود. اکنون موسیقی بی ریشه جاز که از موسیقی Yidish یهودیان گرفته شده در همه زوایای ذهن جوان آمریکایی و ... رخنه کرده ، به طوری که مایکل جکسون یهودی را از تمام مقدسین کلیسا بر تر می دانند. روزی گروه بیتل ها از سر مزاح اعلام کرده بود که از خدا نیز معروف تر است و امروز گروه های موسیقی شیطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.
بنیانگزار فرقه شیطان پرستی یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی ، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان رقص ها و کار های جنسی که به وسیله فرانکسیست ها ، به طور مخفی انجام می شد ، امروز از طریق گروه های شیطان پرست مثل متالیکا در سطح عموم رواج داده می شود.
صنعت سکس و بازرگانی تن که در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است.
شبکه وسیعی از کلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بیلی رز ، که از یهودیان مهاجر به آمریکا است ، تاسیس شد.
غول صنایع مشروب سازی ، یهودی مهاجر ، ساموئل برنفمن است. که امروزه دفتر مرکزی کمپانی مشروبات الکلی برونفمن ها ، به نام سیگرام در نیویورک است و در 120 کشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بیش از یک میلیارد دلار است.
سلطان دنیای پنهان شخصی است یهودی ، به نام روچیلد ، که بزرگترین امپراطوری قمار را در ایالات متحده ایجاد کرد او در قاچاق مشروبات الکلی و مواد مخدر ، سرمایه گزاری عظیمی نمود.
اولین فیلم تاریخ سینما که در آن حریم اخلاق شکسته شد ، ماه آبی است نام دارد که توسط یک یهودی به نام اتوپرمینگر بسال 1953 کارگردانی شد و برای اولین بار واژه هایی مانند ، آبستن و باکره را بکاربرد.
سه سال بعد همین کارگردان یهودی فیلم مردی با دست های طلایی را عرضه کرد و یک تابوی اخلاقی دیگر را شکست. او برای اولین بار به نمایش اعتیاد به هرویین پرداخت.
پرمینگر در فیلم بعدی اش که در سال 1959 ساخته شد برای نخستین مرتبه ، صحنه تجاوز جنسی را به نمایش درآورد.
انسانیت زدایی ، هدف اصلی همه فیلم های این کارگردان یهودی بوده است.
و اینک شیطان پرستی با اسطوره سازی و با ارائه مطالب گمراه کننده و پورنوگرافیک سعی در تحقیر جوانان و برده داری نوین دارد.
ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 8:0  توسط مظلوم1  | 

برخي دانشجویان ایرانی در کشور مالزی از لیدری یک دانشجوی بورسیه جهاد دانشگاهی برای ائتلاف فتنه گران با باندهای فساد اخلاقی خبر دادند.

به نقل از باشگاه خبرنگاران، هفته گذشته از تلاش فتنه گران در کشور مالزی برای جذب دانشجویان ایرانی و سازماندهی گروهکی ضد انقلاب در این کشور برای اقدامات به اصطلاح حقوق بشری علیه کشورمان پرده برداشتیم.
در این حال بعد از افشای گوشه ای از تحرکات ضد انقلاب در مالزی، دانشجویان انقلابی ایرانی در این کشور ضمن تماس با باشگاه خبرنگاران به افشای برخی فعالیتهای فتنه گران در مالزی پرداختند.
بر اساس این گزارش بهمن ماه سال گذشته تعدادی از فتنه گران با پوشیدن لباس های سبز رنگ و با سازماندهی قبلی در مراسم جشن پیروزی انقلاب اسلامی که از طرف سفارت ایران برگزار شده بود، حضور یافتند و با شعارهای خود علیه مقامات عالی رتبه کشور غیر از سخنرانی سفیر ایران و چند برنامه دیگر حتی هنگام قرائت قرآن کریم و ذکر صلوات به هتک حرمت پرداختند.
این افراد زمان اجرای کنسرت به صورت نیمه برهنه به رقص و پایکوبی پرداختند و همزمان به تبلیغات تجمع فتنه گران در روز 25 بهمن اقدام کردند.
در همین حال فتنه گران در اقدامی هماهنگ برای بهره برداری تبلیغاتی و مانور جمعیتی در این مراسم از تعدادی خانم های خارجی با لباس های نیمه برهنه سبز رنگ استفاده کرده اند که پلاکاردهای فتنه گران را در دست داشتند.
بر اساس این گزارش جریان فعالیتهای فتنه گران مالزی در سال 89 بعد از اینکه با شکست جدی روبرو و منزوی شد اخیرا در تلاش است با ائتلاف با جریانات فاسد اخلاقی حیات خود را به دست آورد و دست مایه ای برای جذب دانشجویان جوان ایرانی داشته باشد، "ف.چ" اسپانسر اصلی اجرای کنسرت های خوانندگان ضد انقلاب در مالزی و فعال در زمینه قاچاق مواد مخدر در این کشور از جمله افرادی است که در این زمینه با همکاری یکی از دانشجویان بورسیه جهاد دانشگاهی با خانواده اش از گروهک نفاق سبز حمایت و ارتباط این جریان را با طیف لس آنجلس برقرار کرده است.
آقای "ک" دانشجوی بورسیه جهاد دانشگاهی از جمله لیدرهای اصلی جریان فتنه در کشور مالزی است که همراه خانواده اش در این کشور به سر می برد و زمینه سوء استفاده از دانشجویان ایرانی به بهانه فتنه گری برای بهره برداری در زمینه مفاسد اخلاقی و فعالیتهایی مرتبط با مواد مخدر را فراهم کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:59  توسط مظلوم1  | 

نتیجه پژوهش یک مرکز آلمانی:

پژوهش یک مرکز آلمانی اعلام کرد که مدارس اروپایی تصویری ناقص و مخدوش از اسلام در اختیار نسل نوجوان اروپا قرار میدهد.

خبرگزاری فارس: مدارس اروپا تصویری مخدوش از اسلام به دانش‌آموزان می‌دهند

پژوهش مرکز تحقیقات بین‌المللی کتب درسی «جرج ایکرت» در آلمان نشان می‌دهد که کتاب‌های درسی مدارس اروپایی تصویری مخدوش از اسلام و مسلمانان به نوجوانان اروپایی می‌دهد.

این مرکز با بیان اینکه این تصویر به موضوع گفت‌وگو با جهان اسلام ضربه می‌زند، تاکید کرد که تصاویری سطحی از اسلام در این کتاب‌ها ارائه شده است.

میلانی کمپ ناظر این پژوهش به پایگاه خبری رادیو دویچه‌وله آلمان اعلام کرد که در این پژوهش کتب درسی پنج کشور اروپایی آلمان، اتریش، اسپانیا، انگلیس و فرانسه بررسی و مقایسه و روشن شد که تصویری که مدارس این کشورها به دانش‌آموزان می‌دهند، تصویری بسیار سطحی است که البته از دیدگاه هر یک از این کشورهاست.

مواد درسی تاریخ، سیاست، و دروس اجتماعی در این پژوهش بررسی و روشن شد که در این مواد درسی بر دوره زمانی قرون وسطی و انتشار اسلام در اسپانیا تمرکز بیشتری شده است و در ادامه دوره عثمانی و قرن بیستم و بیست و یکم در قالب منازعات و بحران‌های سیاسی به نمایش گذاشته شده است.

این مرکز آلمانی در این پژوهش اعلام کرده است که اسلام کنونی که در اروپا تدریس می‌شود کاملا جدای آن چیزی است که اکنون بخشی از اروپا شده است.

در همین خصوص کزافیه دریانکور سفیر فرانسه در الجزایر اعتراف کرد که تصمیم اخیر دولت فرانسه در ممنوعیت اقامه نماز در خیابان‌های این کشور، به دلیل ترس از انتشار اسلام به صورت گسترده در فرانسه است زیرا آن را خطری علیه سکولاریسم می‌دانند.

دریانکور در سفر خود به شهر غلیزان در غرب الجزایر تاکید کرد: انتشار اسلام خطری برای سکولاریسم شده است... دین مسیح با افزایش سن کشیشان شاهد افت است و این سبب کاهش مسیحیت شده و در مقابل اسلام فرصت را غنیمت شمرد تا در فرانسه منتشر شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:59  توسط مظلوم1  | 


   بررسي خبر ها 

شیطان پرستی

بررسي خبرها

در ادامه بحث، برخی اخبار قرار گرفته بر روی خروجی خبرگزاریها در مورد شیطان پرستی را از نظر می گذرانیم.
مدتی پیش،این خبر بر روی خروجی برنا نیوز قرار گرفت.
ترويج شيطان پرستي و انتشار تصاوير مستهجن زنان به بهانه اطلاع رساني
يک سايت خبري - تحليلي در حالي به انتشار عكس‌هاي مستهجن و غير اخلاقي زنان گروه‌هاي شيطان‌پرست خارجي آن هم بدون هيچ فيلتري اقدام كرده كه اين اقدام خلاف قانون مطبوعات بوده و در حكم توقيف و يا فيلتر شدن يك رسانه محسوب مي‌شود.
به گزارش خبرنگار باشگاه جواني برنا، در پي افشاگري هاي برنا از فعاليت هاي گسترده شيطان پرستان در ايران که بازتاب‌هاي متعدد و متفاوتي را در پي داشت، يک سايت اینترنتی به ترويج جشن ها، آداب و رسوم و جديدترين تيپ‌هاي اين گروه هاي انحرافي پرداخت.
به گزارش خبرنگار ما، اطلاع رساني در خصوص فعاليت هاي گروه هاي شيطان پرست از آنجا آغاز شد که برنا از فعاليت 70 فرقه و گروه شيطان پرست در ايران خبر داد که اين اطلاع رساني زنگ خطري را براي مسئولان به صدا در آورد. اما در کنار اين اطلاع رساني، سايت فوق در کمال ناباوري و به جاي اينکه به اقداماتي در خصوص اطلاع رساني مفيد در خصوص اين هشدار و هشدارهاي كارشناسان بپردازد، طي روزهاي گذشته به انتشار تصاوير مستهجن از زنان شيطان پرست در کشور ايتاليا پرداخت.
اگرچه به زعم مديران سايت اين اقدام در راستاي اطلاع رساني(؟!) صورت گرفته است، اما انتشار تصاوير نيمه عريان زنان حاضر در راهپيمايي شيطان پرستان هيچ گونه جاي شکي باقي نمي گذارد که اقدام فوق آگاهانه يا ناآگاهانه به ترويج فعاليت ها و به خصوص پوشش هاي مخصوص اين گروه پرداخته است.
بنابر اين گزارش، تصاويري نيمه عريان و عکس هايي از روابط دوستانه چند شيطان پرست مرد و زن از ديگر جذابيت هاي(!) اين گزارش تصويري است که حتي مخاطبان اين سايت را هم به اين شيوه اطلاع رساني معترض کرده است. عدم هيچ فيلتر و يا پوشش بر روي اين عكس ها اين شائبه را تقويت مي‌كند كه سايت مذكور تنها و تنها با هدف جذب مخاطب بيشتر با ذوق‌زدگي خاصي اين گزارش تصويري را اينچنين عريان روي خروجي سايت خود قرار داده است.
برنا از انتشار تصاوير مذكور براي تكميل خبر خود معذور است اما اعتراض برخي بازديد كنندگان اين سايت و همچنين برخي مسئولان در خصوص آزادي بي حد و حصر سايت هاي به اصطلاح خبري – تحليلي كه هيچ و نام و نشاني از گردانندگان و حاميان فكري و مادي آنان در كار نيست باعث شد خبر فوق را منتشر كند مضاف بر اينكه اين اقدام تامل براگيز كه كاملا خلاف مواد قانوني قانون مطبوعات بوده و حداقل به توقيف و يا فيلتر شدن يك سايت مي‌انجامد، جاي خالي نظارت دستگاه‌هاي متولي از جمله ارشاد و قوه قضائيه بر فعاليت سايت هاي اينترنتي را بيش از پيش عيان مي‌كند خصوصا كه بيش از دو سال از طرح ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي مي‌گذرد اما...
يك كارشناس رسانه با اعلام انزجار از انتشار اين تصاوير مستهجن و غير اخلاقي در سايت‌هاي داخلي، عدم نظارت صحيح بر سايت هاي خبري و به وجود آمدن بازار سياه جذب مخاطب را از جمله دلايل اصلي دانست که مديران اينگونه سايت هاي مدعي را به انتشار چنين تصاويري وا مي دارد.
این خبر را نیز که مدتی پیش بر روی خبر گزاری ها رفت، بخوانید:
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : اعلام رسمی خبر بازداشت 80 زن و مرد شیطان پرست در یک محفل جهنمی در کرج ، بازتاب گسترده ای داشته و این معضل با واکنش های فراوانی رو به رو شده است.
معاون امنیتی و سیاسی دادستان کل کشور گفت: به زودی کارگروهی متشکل از وزارء و رؤسای برخی دستگاهها و سازمانها تشکیل خواهد شد و مصادیق مجرمانه جرائم رایانه ای و همچنین سایتهای شیطان پرستی بررسی و تعیین خواهد شد.
ناصر سراج در ارتباط با نحوه برخورد قضائی با سایتهای شیطان پرستی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: تشکیل چنین سایتهایی به طور حتم از اعمال مجرمانه است و به شدت با فعالان در این گونه سایتها برخورد خواهد شد.
چندی پیش دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرگزاری مهر از فعالیت ۶۶۶ سایت شیطان پرستی در کشور خبر داده بود. این در حالی است که هم اکنون بیش از ۷۰ فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال است.
شیطان پرستان استفاده از مواد مخدر روانگردان و آزادی بی بند و باری جنسی را جزو مراسم هفتگی خود قرار می دهند.
Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.
رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا نیز چندی پیش از افزایش اقدامات گروههای شیطان پرستی خبر داده و اطمینان داده گروهها و فرقه‌های مبتذل شناسایی شده غربی مانند شیطان‌ پرستی، رپ و غیره که در داخل کشور دانسته یا ‌نادانسته و یا به طور سازمان ‌یافته فعالیت می‌کنند برخورد قانونی و قضایی خواهد شد.
معاون امنیتی و سیاسی دادستان کل کشور همچنین به تشکیل “کارگروه تشخصی جرم های رایانه ای” اشاره کرد و در ادامه افزود: در لایحه جرایم رایانه ای پیش بینی شده کارگروهی به منظور بررسی مصادیق مجرمانه جرم رایانه ای به مسئولیت دادستان کل کشور تشکیل شود که در این کارگروه مصادیق مجرمانه سایت های شیطان پرستی نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
سراج اعضای این کارگروه را متشکل از وزاری اطلاعات، تحقیقات و فناوری، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش ، وزیر دادگستری ، فرمانده ناجا، یک فرد خبره در امور فناوری اطلاعات و دو نماینده مجلس برشمرد.
این هم خبری دیگر.
۲۴اسفند ۱۳۸۷
رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي فارس گفت: مبلغ شيطان‌پرستي در استان فارس دستگير شد.
به گزارش فارس به نقل از معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان فارس، ماموران پليس اطلاعات و امنيت عمومي فارس در چند عمليات جداگانه ضمن دستگيري يك مبلغ شيطان‌پرست‌ مقادير زيادي مشروبات الكي كشف كردند.
رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي فارس در‏خصوص اين خبر گفت: ماموران ما مطلع شدند خانمي به ‏نام «رضوان ـ‌ ح» ، در يك واحد پوشاك فروشي واقع در شمال شيراز به‌روش سمبل گروه‌هاي افراطي‏ نژاد‏پرست و منحرف(شيطان‏پرستي) و گروه‌هاي مبتذل غربي اقدام به ترويج خرافه‏گرائي مي‏كند.
مسعود روستا افزود: با انجام تحقيقات و اطمينان از صحت موضوع ماموران از آن واحد صنفي بازرسي و تعداد 387 عدد نمادهاي گروه‌هاي شيطاني كشف و متهمه را تحويل مقام قضايي دادند.
وي در ادامه از كشف مقادير قابل توجهي مشروبات الكي در شيراز خبر داد و گفت: ماموران ما از ورود يك محموله مشروبات الكلي خارجي از استان‌هاي ديگر به شيراز و قصد فروش آن توسط قاچاقچيان در اين شهرستان مطلع شدند.
رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي فارس اظهار كرد: پس از انجام تحقيقات لازم، دو نفر از اين قاچاقچيان به ‏نام‌هاي «رضا ـ ت»، و «حسين ـ ج»، شناسايي و ماموران متوجه شدند اين افراد با دو دستگاه خودرو پيكان و پژو 405 قصد فروش مشروبات الكلي را در شيراز دارند.
روستا گفت: با هماهنگي مقام قضايي هر دو متهم دستگير و در بازرسي از منزل يكي از آنها مقادير زيادي از مشروبات الكلي كشف شد و متهمان دستگير شدند.
حال با توجه به مطالب درج شده در بالا، می توان نتیجه گرفت که شیطان پرستی اگرچه در ایران وارد شده است، اما اقداماتی برای مقابله با این پدیده چه از طرف مسئولان و چه از طرف سایتهای اینترنتی و وبلاگ نویسان، در حال انجام است. هر چند به نظر برخی افراد ممکن است کافی نباشد.
ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:58  توسط مظلوم1  | 

دیفنس نیوز اعلام کرد که رهبران ایران به فکر جنگ سایبری با آمریکا و متحدانش هستند.

سایت خبری دیفنس نیوز در گزارشی به بررسی قدرت سایبری ایران و احتمال انجام اقدامات تلافی‌جویانه توسط ایران پرداخت.

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/6/30/95623_359.jpgاین سایت ابتدا این سوال را مطرح می‌کند: «آیا جمهوری اسلامی ایران یک تهدید سایبری برای ایالات متحده محسوب می‌شود؟»، و سپس در پاسخ مدعی می‌شود: «به ظاهر این عقیده دور از ذهن به نظر می‌رسد. تحت فشار تحریم‌هایی که بر اثر جاه‌طلبی‌های هسته‌ای به ایران تحمیل شده و وجود آسیب‌های اجتماعی، بعید به نظر می‌رسد ایران تهدید قریب‌الوقوعی برای ایالات متحده باشد، حتی اگر ایران برای منافع ایالات متحده در خاورمیانه بزرگ چالش ایجاد کند.»

دیفنس نیوز به رغم چنین ادعاهایی تصریح می‌کند که «نشانه‌های زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه رهبران ایران به فکر جنگ سایبری با آمریکا و متحدانش هستند. در ماه آگوست، وزیر اطلاعات و فن‌آوری ارتباطات ایران اعلام کرد که این وزارتخانه یک فرماندهی رسمی سایبری راه‌اندازی می‌کند. طبق گفته رضا تقی‌پور وزیر ارتباطات، مأموریت اين نهاد جدید دولتی، جلوگیری از «مخرب‌های سایبری ... و بسیاری از اَشکال دیگر تروریسم دولتی» است.»

این سایت به مسئله ویروس استاکس‌نت اشاره کرده و آن را یکی از دلایل تمایل ایران برای ورود به جنگ سایبری می‌داند: «این اقدام، به طور واضح به ویروس استاکس‌نت برمي‌گردد، نرم افزاري مخرب كه زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را بین تابستان 2009 تا پاییز 2010 هدف قرار داده بود. طبق شواهد، این ویروس خسارت قابل توجهی به تأسیسات هسته‌ای ایران وارد کرده است. طبق برآورد انستیتو علم و امنیت بین‌المللی مستقر در واشنگتن، اين ويروس عامل از کار انداختن فعالیت حدود 1000 الی 9000 سانتریفیوژ در تأسیسات هسته‌ای ایران بود.»

دیفنس نیوز مدعی شد: «در نتیجه این حمله سایبری، غنی سازی اورانیوم ــ هرچند به طور موقت ــ با تأخیرهای قابل ملاحظه‌ای مواجه شد و اين روند را دچار آسیب و وقفه كرد. منبع استاکس‌نت هنوز هم به طور كامل مشخص نشده است. اسرائیل قاطعانه نقشش در انتشار و توليد این ویروس مخرب را رد می‌کند. ایالات متحده نیز در این باره سکوت اختیار کرده، گرچه تردیدهایی درباره نقش سیا در بخشی از عملیات تکمیل و آماده‌سازی این کرم سایبری وجود دارد. به هر حال در ایران، آرايش جنگي در برابر غرب است، حداقل در خط مقدم جنگ سایبری این‌گونه است و ایران در حال بسیج و تجهیز برای مقابله با آن می‌باشد.»

این سایت در ادامه با اشاره به صحبت‌های تقی‌پور هدف از تاسیس این فرماندهی سایبری را این گونه بیان می‌دارد: «همان‌طور كه تقی پور مشخص كرد بخشی از مأموریت فرماندهی سایبری انجام اقدامات تلافی‌جویانه علیه کشورهایی است که از نظر دولت ایران دشمن و متخاصم می‌باشند. هدف مستقيم اين اقدامات نيز اسرائیل است که تهران این کشور را به تروریسم سایبری بی‌همتا در جهان متهم کرده است. همچنین اسرائیل اخیراً يك بخش سایبری نظامی راه‌اندازي کرده است که بخشی از تلاش‌های بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائيل برای تبدیل این کشور به ابرقدرت سایبری جهانی می‌باشد.»

دیفنس نیوز در ادامه با استناد به مقاله‌ای از روزنامه کیهان، آمریکا را جزو اهداف بالقوه ایران برمی‌شمارد: «با این حال به نظر می‌رسد ایران، آمریکا را نیز به عنوان هدف بالقوه در نظر دارد. در اواخر جولاي، کیهان ، در یادداشتی به آمریکا هشدار داد زمانی که این کشور جنگ سایبری را به عنوان توانمندی اختصاصی خود در نظر گرفت، مقاومت جمهوری اسلامی را شدیداً دست کم گرفته بود. این مقاله اشاره مي‌كند که در حال حاضر ایالات متحده باید نگران یک بازيگر ناشناخته باشد که در هر گوشه جهان بخشی از زیرساخت‌های حیاتی این کشور را مورد حمله قرار خواهد داد.»

با این حال این سایت اذعان می‌کند که کارشناسان سایبری آمریکا این هشدارها را جدی قلمداد کرده‌اند: «متخصصانِ حفاظت زیرساخت‌ها نيز اين هشدارها را جدي گرفته‌اند. یک متخصص بخش صنایع اصلی انرژی مطرح می‌کند که تهدیدات ایران در حال افزایش است و این صنایع اهداف بسیار واضح و عموماً پراکنده‌ای می‌باشند. بخش صنایع در حال حاضر به طور فزاینده چشم به واشنگتن دوخته است تا دولت راهنمایی‌های لازم را در مورد این تهدیدات و نحوه آمادگی بهتر در مقابل آن ارائه دهد.»

دیفنس نیوز یکی از مشکلات آمریکا در زمینه سایبری را عدم اجماع نظر پیرامون چگونگی مقابله با تهدیدات سایبری بیان داشته و می‌نویسد: «تاکنون پاسخ به این سوال چندان امیدبخش نبوده است. در طول دو سال گذشته، دولت اوباما زمان زیادی را صرف تفکر و برنامه‌ریزی درباره امنیت سایبری کرده است. اما استراتژی بین‌المللی دولت در زمینه فضای سایبری که در ماه می منتشر شد، تاکید کمی بر بازدارندگی و مقابله در پاسخ به حملات سایبری عليه ایالات متحده و منافع این کشور دارد. دکترین سیاسی پنتاگون نیز در این زمینه مبهم می‌باشد و اينكه باید این نوع اقدامات را اقدام جنگی در نظر گرفت یا باید آنها را به عنوان تجاوزاتی در نظر گرفت که نياز به واکنش دفاعی دارند.»

این سایت ویروس استاکس‌نت را نیز همچون تیغی دو لبه معرفی می‌کند که می‌تواند علیه خود آمریکا نیز استفاده شود: «زمانی که اخبار استاکس‌نت در پاییز سال گذشته در حوزه عمومی منتشر شد، بعضي از ناظران از آنچه که اتفاق افتاد به عنوان راه حل سریع مقابله با جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران استقبال كردند. اما متخصصان امنیت داخلی خيلي خوش‌بین و امیدوار بودند. به عنوان مثال ملیسا هت‌وی، هماهنگ‌کننده سابق امنیت سایبری ملی ایالات متحده، در همان زمان اظهار داشت که استاکس‌نت از لحاظ کیفی نشان‌دهنده نوع جدیدی از جنگ می‌باشد و هیچ کشوری برای مقابله با آن آماده نيست.»

این سایت در پایان به عدم آمادگی آمریکا برای مقابله با چنین تهدیدات سایبری اشاره کرده و می‌نویسد: «نزدیک به یک سال بعد، ما نيز به آمادگی نرسیده‌ایم. در حالیکه ایران لزوماً در حال طرح‌ریزی حمله دیجیتالی بی‌جهت به ایالات متحده نیست، رهبران این کشور به طور واضح در فکر جنگ سایبری در رابطه با بن‌بست عمیق کشورشان با غرب هستند و احتیاط حكم می‌کند که ما هم به فكر آن باشيم.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:58  توسط مظلوم1  | 



  علل گرايش جوانان به شيطان پرستي
حجة‌الاسلام و المسلمين حميد رضا مظاهري سيف، رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي اسلامي دانشگاه صنعتي شريف و پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي دفتر تبليغات حوزة علمية قم و نويسنده هفت كتاب و هفتاد و سه مقاله در نشريات علمي است، آخرين اثر وي با نام "جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور" بوده كه از سوي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي منتشر شده است. مظاهري سيف در اين گفت‌وگو به بررسي علل گرايش جوانان به شيطان پرستي پرداخته است و از نقش صهيونيسم جهاني در گسترش و ترويج شيطان پرستي سخن به ميان مي‌آورد، وي معتقد است: امروزه در دنيا تبليغات زيادي براي عرفان يهود يا همان قبالا صورت مي‌گيرد. شخصيت‌هاي مشهوري نظير مادونا كاباليست مي‌شوند و آموزه‌هاي كابالا در رمان‌هاي كوئيليو نقش پررنگي پيدا مي‌كند، در رمان‌هاي كوه پنجم، بريدا، شيطان و دوشيزه پريم و حتي كيمياگر به روشني تعاليم كابالا ديده مي‌شود. مشروح اين گفت‌وگو را با هم مي‌خوانيم:
* با توجه به شرايط فعلي، علل گرايش جوانان ايراني به برخي اديان نوپديد از جمله شيطان پرستي چيست؟
بسم الله الرحمن الرحيم، در مصاحبه‌هاي قبلي با برخي از خبرگزاري‌ها و نشريات درباره علل و زمينه‌هاي پيدايش و گسترش اديان و معنويت‌هاي نوظهور سخن گفته‌ام. تمام آنها در مورد گرايش‌هاي شيطان پرستي نيز معني دار و صادق اند. اما در خصوص گرايش‌هاي شيطاني عوامل ديگري هم وجود دارد كه اگر اجازه بدهيد به آنها بپردازيم.
اولين و مهم‌ترين عامل اين است كه شيطان‌گرايي در وجود تمام انسان‌ها ريشه‌دارد. در روايتي از امام صادق عليه السلام مي‌خوانيم كه قلب هر انسان دو گوش دارد در يكي شيطاني نشسته و همواره به سوي شر و پليدي دعوت مي‌كند و در گوش ديگر فرشته‌اي است كه به خير و نيكي مي‌خواند. درون انسان عرصة جنگ ميان شيطان و فرشته درون است. اگر شخص ارادة خود را به سوي فرشته معطوف كند، شيطان را شكست داده و تسليم خواهد كرد، اما در صورتي انسان به پيروي از شيطان درون روي آورد، فرشتة دروني را تضعيف خواهد كرد و صد البته كه فرشتة درون هيچ‌گاه شكست نمي‌خورد، انسان تنها مي‌تواند صداي او را نشنيده بگيرد ولي امكان از بين بردنش را ندارد؛ چون دعوت فرشتة دروني همان نداي فطرت است كه تغيير و تبدّلي پيدا نمي‌كند.(روم/30) به همين علت دنبال كردن نداي شيطان جنگ دروني را پايدار مي‌كند و چنين كسي هيچ گاه به آرامش نخواهد رسيد، و همواره با تضاد و تعارض دروني و احساس ناكامي زندگي خواهد كرد.
ممكن است ما از شنيدن انجام يك گناه احساس نفرت كنيم، اما گاهي نيز رغبتي در قلب‌مان ايجاد مي‌شود، ما انسان‌ها گاهي از گناه و خطا و ضايع كردن حق ديگران براي منافع خود خوش‌مان مي‌آيد و به آن ميل پيدا مي‌كنيم، اين‌ها نشانة فعاليت شيطان دروني است. جنبش شيطان‌گرايي و شيطان پرستي بر همين خصلت آدمي تكيه مي‌كند و سستي اراده و بي‌توجهي به رسول باطني يا تمايلات متعالي فطرت سبب اقبال به دعوت شيطان از لحاظ روانشناختي و استقبال از جنبش‌هاي شيطان‌گرا به لحاظ جامعه‌شناختي مي‌شود.
جنبش شيطان‌گرايي مي‌خواهد با تقديس و مشروعيت دادن به شرارت و شيطنت، تضاد دروني و آشفتگي رواني را بكاهد و حتي وعدة از بين بردن آن را مي‌دهد، اما اين وعدة دروغي است كه هيچ‌گاه محقق نخواهد شد. انسان هرچه قدر هم خطا كند و با فطرت و خرد و فرشتة درون خود مبارزه كند، نمي‌تواند وجود خود را از حضور آنها تهي سازد، زيرا فطرت در حقيقت نداي خالق و هستي بخش ماست كه درون ما حضور دارد و تا هستيم او با ماست.
به همين منظور شيطان‌گرايان از مرگ خدا سخن مي‌گويند تا بتوانند فرشتة درون را نابود كنند و البته اين توهمي بيش نيست. در اين مرحله كه به نتيجه نرسند ممكن است پايان دادن به هستي را پيش نهاد كنند و فكر كنند با خودكشي مي‌توان از هستي و هستي بخش رو گرداند. ولي با مرگ به او نزديك‌تر مي‌شوند، در حالي‌كه قادر متعالي را از خود ناخشنود كرده و براي دريافت عشق بي‌كران او آماده نشده‌اند. از اين رو با قهر و غضب مواجه خواهند شد.
بنابراين يكي از علل گرايش به شيطان پرستي پيروي از شيطان درون است كه عاقبت آن به جاهاي بسيار ناخوشايندي مي‌رسد.

* هدف از وجود، شيطان چيست؟

خداوند مهربان اين شيطان دروني را قرار داد تا در مصاف با او نيروهاي عظيم خرد و اراده در انسان شكوفا شود و به مراتب برتر از فرشتگان راه يابد. و با حسن اختيار، صلاحيت جانشيني خداوند و فرمانفرمايي بر تمام عالم را پيدا كند.

* چه عوامل ديگري در گرايش به شيطان پرستي موثر است؟

يكي ديگر از علل گرايش به جنبش‌هاي شيطاني استفادة وسيع آنها از نمادهاست. انتقال و نشر انديشه‌ها از طريق گفتن يا نوشتن دشوار است و تعداد محدودي از مردم با آن ارتباط برقرار مي‌كنند. اما نمادها به راحتي جايگاه خود را در فرهنگ عمومي پيدا مي‌كنند و به خاطر اينكه ظرفيت كار هنري دارند، به صورت جذابي در جامعه، به خصوص بين جوانان و زنان گسترش مي‌يابند.
نمادها همواره حامل معنا و پيام هستند و نوعي نگرش يا فكر را تداعي مي‌كنند و رفتار خاصي را يادآور مي‌شوند. مثلاً مردم با ديدن گلدسته ياد مسجد و نماز مي‌افتند. با ديدن چراغ قرمز احساس خطر مي‌كنند و مي‌ايستند. جنبش شيطان‌گرايي با استفاده وسيع از نمادها و به كارگيري ظرفيت‌هاي هنري نظير گرافيك، سينما و از همه بيشتر موسيقي به عرصه آمده است.
نمادها و سمبول‌هاي شيطاني روي لباس‌ها، گردنبندها و دستبندها، انگشترها و ساعت‌ها، از كفش تا كلاه همه جا ديده مي‌شود. اين نمادها با طراحي‌هاي متنوع و زيبا افراد را جذب مي‌كنند، پس از اينكه استفاده از آنها تكرار شد و به عنوان بخشي از رفتار و سليقة شخص در آمده و به نوعي هويت و خودپندارة فرد را تشكيل مي‌دهد، در اين شرايط با افراد ديگري كه نمودهاي رفتاري و ذوقي همانندي را دارند، احساس همزاد پنداري كرده و خود را از آنها و آنها را از خود مي‌پندارد و در رفتار و گفتار و افكار به طور ناخودآگاه شبيه به آنها مي‌شود. به قول ارنست كاسيرر انسان حيوان نمادساز است و به خاطر قدرت تفكر و معناجويي يا معنا بخشي، كنش‌هاي متقابل انسان‌ها به صورت نمادين شكل مي‌گيرد. و از اين راه معاني را به هم منتقل مي‌كنند. مثلاً دو نفر كه به هم مي‌رسند براي هم دست تكان مي‌دهند و اين حركت نماد توجه، محبت و احترام است.
معاني كه به صورت نمادين در روابط انساني جريان پيدا مي‌كند، به واسطة هنر بسيار مؤثرتر مي‌شود و سينما يكي از تأثير گذارترين هنرهاست. هنگامي‌ كه فيلم شيطان در تاريخ 6/6/1976 پخش شد كسي فكر نمي‌كرد كه چقدر مؤثر واقع شود به طوري كه هنگام پخش نسخة دوم اين فيلم در تاريخ 6/6/2006 بسياري از مردم از خانه بيرون نيامدند تا پر شيطان به آنها نگيرد و عده‌اي هم كارهاي مهم خود را نظير عروسي و غيره به اين روز انداخته بودند تا از نيروي شيطان بهره‌مند شوند!

* گويا اعتقاد به نيروي شيطان نيز در اين بين نقش مهمي دارد؟‌

يكي ديگر از عوامل گسترش شيطان‌گرايي و شيطان‌پرستي اين است كه شيطان را منشأ قدرت معرفي مي‌كنند و كاميابي و موفقيت در زندگي را در روزگار غلبة شيطان در گرو دست دادن با او و سپردن روح خود به شيطان اعلام مي‌كنند. شيطان‌گرايان مي‌گويند ما در دوران غلبة شر بر خير زندگي مي‌كنيم و اين نشانة غلبة شيطان بر خداست، پس نيروي غالب نيروي شيطان است و در صورت همراهي با او مي‌توان به نيروي لازم براي رسيدن به اهداف و آرزوها دست يافت.
در حاليكه واقعيت چيز ديگري است. ما در دورة مهلت يافتن شيطان و متأسفانه سستي انسان به سر مي‌بريم. شيطان نه تنها رقيب خداوند نيست، بلكه رقيب انسان هم نيست و اگر انسان به خود بيايد و به خدا پناه ببرد شيطان در برابر او عاجز و ذليل خواهد شد. قرآن كريم مي‌فرمايد: نيرنگ شيطان ضعيف است.(نساء/76) و سلطه‌اي بر اهل ايمان و توكل كنندگان ندارد،(نحل/99) سلطة او فقط بر كساني است كه به او دل سپرده و فرمانش را مي‌پذيرند و او را شريك پروردگارشان مي‌پندارند. (نحل/100)
جنبش شيطان‌گرايي در راستاي جا انداختن اين دروغ بزرگ كه در دوران غلبة نيروي شيطان به سر مي‌بريم، دست به فعاليت‌هاي تبليغي گسترده‌اي زده است. از جمله توليد فيلم‌هايي نظير كودك رزماري، دروازه نهم و گابريل. رومن پولانسكي در فيلم كودك رزماري (1968) تولد شيطان را اعلام كرد، تولدي كه همه از آن خوشحال اند و او را فرزند قدرتمندترين قدرتمندان مي‌دانند. سپس در فيلم دروازه نهم (1999) شيطان را به صورت نيرويي كه غلبه يافته معرفي مي‌كند. نيرويي كه خيلي از مردم و حتي افراد شاخص نظير اساتيد دانشگاه و ثروتمندان در جستجوي راهي براي سپردن روح و جسم خود به او و متقابلاً برخورداري از قدرت او هستند.
سرانجام در فيلم گابريل توليد سال 2008، مي‌بينيم كه زمين را ظلمت و پليدي فرا گرفته و خداوند فرشتگان را براي نجات زمين مي‌فرستد؛ اما آنها نيز آلوده مي‌شوند و در پايان گابريل كه همان جبرئيل است با دلخوري از خداوند، دست از زمين مي‌كشد و به آسمان صعود مي‌كند، تا نگذارد كه خدا فرشتگان ديگر را به زمين بفرستد. اين فيلم‌ها كه با تكنيك‌هاي بالا و جذابيت‌هاي زياد داستاني توليد مي‌شود، در نهايت باور يا دست كم اين احتمال را تقويت مي‌كند كه نيرويي به نام نيروي شيطان وجود دارد و پيوستن به او بسيار مفيد و مؤثر است.
يكي ديگر از عوامل جذابيت و روي‌آوري به جنبش شيطاني كه بسيار شيطنت آميز به كار گرفته شده، ميل به انتقاد و اعتراض در جوانان است. بدون شك مدل زندگي ما كه بر اساس اهداف و برنامه‌هاي تمدن غرب شكل گرفته با فطرت و طبيعت انسان ناسازگار و خيلي آزار دهنده است. نظام اقتصادي، سياسي، آموزشي، فرهنگي و اجتماعي ما - منظورم از ما تمام مردم دنياست - ظالمانه و سرشار از تباهي است. در اينجا نمي‌خواهم به اين موضوع بپردازم و در جاهاي ديگر توضيح داده‌ام. اما نشانه‌هاي اين تباهي كه در تار و پود تمدن معاصر و زندگي ما پيچيده، افسردگي‌ها، اضطراب‌ها، رنج‌هاي بيهوده، ارزش‌هاي پوچ نظير پول، مدرك، مدال‌ها و جوايز مسخرة بين اللمللي و هزاران پديدة موهوم و بي‌معناي ديگر است.
نوجوان و جواني كه تازه با اين عرصه آشنا مي‌شود و هنوز اين هنجارهاي بي‌معنا را دروني نكرده ستم و تجاوز به حريم خود را كاملاً احساس مي‌كند و به سركشي رو مي‌آورد. دقيقاً به همين علت در دهة 1960شاهد جنبش‌هاي دانشجويي وسيع در آمريكا و اروپا بوديم. دقيقاً در اوج اين جنبش‌ها بود كه پديده‌اي به نام موسيقي متال به عنوان موسيقي اعتراض به وجود آمد. آن جنبش‌ها و اين سبك موسيقي در ابتدا اهداف بسيار درستي داشت. اهدافي نظير مخالفت با مصرف‌گرايي، فاصلة فقير و غني، سرمايه‌داري، جنگ، فرسايش روابط انساني و... مثلا ً جوانان مي‌رفتند و از زباله‌ها لباس‌هاي پاره پيدا مي‌كردند و مي‌پوشيدند تا به اختلاف طبقاتي و بي‌عدالتي اعتراض كنند، داد و فرياد راه مي‌انداختند، ويژگي موسيقي متال فرياد، حرفهاي اهانت آميز و سروصداي بلند است. البته روش‌هايي كه از سوي اين جوانان به كار برده مي‌شد هميشه درست نبود اما اهداف خوبي در كار بود.
ديري نگذشت كه اين جنبش به جهات انحرافي سوق پيدا كرد. در بين شعارهايي نظير عشق به مردم و عدالت، دعوت به استفاده از ماري‌جوانا و ساير مواد مخدر پيدا شد، گروهايي موسيقي خود جوش مورد حمايت شركت‌هاي سرمايه‌داري قرار گرفتند و گروه‌هايي نظير هندريكس و گروه كِريم موسيقي متال را به سوي تجاري شدن سوق دادند، تاجايي كه امروزه خوانندگان معروف مثل مرلين منسون و گروه‌هاي مطرح متال كاملاً در خدمت نظام سرمايه داري قرار گرفته‌اند و لباس‌هاي پاره با قيمت گزاف در بوتيك‌هاي شيك به فروش مي‌رسد.
اين گروه‌ها از آنجا كه خلاف ارزش‌هاي اجتماعي حركت مي‌كردند و تندي و اهانت ورد زبانشان بود و نهادهاي اجتماعي نظير اقتصاد، حكومت، آموزش، خانواده و دين را مورد حمله قرار مي‌دادند، ظرفيت خوبي براي گرايش‌هاي شيطاني داشتند و از سوي دست‌هاي پنهان سرمايه‌داري به همين سمت منحرف شدند، "ازي آزبورن" خوانندة گروه "بلك سبث" كه شايد بتوان آن را پايه گذار سبك متال معرفي كرد، در مصاحبه‌‌اي در سال 1976 اعلام كرد كه ما يك گروه موسيقي هوي‌متال هستيم و هرگز به دنبال تفكرات شيطاني نرفته‌ايم. اين موضع گيري براي آن بود كه نشريات زيادي آنها را به عنوان گروه شيطاني معرفي مي‌كردند و عده‌اي با حالات، آداب و لباس‌هاي شيطان‌گرايي در كنسرت‌هاي آنها حاضر مي‌شدند.
به تدريج گروه‌هايي كه ديدند حال و هواي شيطاني مورد استقبال و تبليغات خوبي قرار مي‌گيرد و مي تواند ثروت و شهرت خوبي براي آنها به ارمغان بياورد، دست به كارهاي شيطاني زدند، از اين‌جا بود كه بلك متال يا متال جادويي و ساير شاخه‌هاي موسيقي هوي متال شكل گرفت. مثلاً گروهي مثل "نيروانا" كه نام خود را از بوديسم برگرفته و به طور نااميدانه‌اي از رنج و پليدي سخن مي‌گويد، با پشتيباني شبكه "ام.تي.وي" سبك متال آلترناتيو را مطرح كرد و به شهرت و ثروت فراواني رسيد. و تا زمان خودكشي‌ "كرت كوبين" (خوانندة اين گروه) پول هنگفتي را به جيب تهيه كنندگان تلوزيوني خود سرازير كرد.

* اين سودهاي سرشار، در ديگر كشورها نيز با استقبال مواجه شد؟

هدفي كه شركت‌هاي بزرگ در چند سال اخير دنبال كرده‌اند اين است كه مدل بومي اين گروه‌ها را در هر كشوري ايجاد كنند. گروه‌هايي مثل "هدهانتز" در آلمان و گروه‌هاي "آنگرا" و "راپسودي" در آسياي جنوب شرقي و نسخه‌هايي از گروه "ديسايد" در ايران، نمونه‌هاي قابل توجهي هستند.همانطور كه مي‌بينيد، كارتل‌هاي سرمايه‌داري و سياسي با برنامه ريزي حساب شده و سوء استفاده از بي‌توجهي مردم توانستند يك تهديد جدي عليه خود را به فرصت تبديل كنند. و جواناني را كه ممكن بود نظام سلطه را در هم بريزند و مدل ديگري براي زندگي بيابند، به سمت داد و فريادهاي بيهوده و اعتراض بدون فكر و برنامه جهت دادند و همت‌شان اين شد كه چگونه پابه‌پاي گيتار الكتريك فرياد بكشند و به زمين و زمان فحش بدهند. در واقع با استعداد و پول همين جوانان، نيروي تحول و اعتراض فعال را از آنها گرفتند!. در راستاي كشف و حمايت و البته بهره‌برداري از استعدادهاي درخشان در اين زمينه از سال 2000 جشنواره گروه‌هاي زير زميني برگزار شد. و همانطور كه مي‌بينيم حركت اعتراضي و تحول‌خواهانة جوانان با فريادهاي مأيوسانه‌، و سرگرمي‌هاي نيرو زدا و فكر سوز، و تلاش براي به دست آوردن جوايز جشنواره‌ها به ارزش موهوم ديگري تبديل شده كه خاصيتي جز تداوم، ظلم و بي‌عدالتي و بي‌رحمي در دنيا ندارد. بنابراين يكي ديگر از علل جذابيت شيطان‌گرايي مخالفت و اعتراض به نظم موجود و ارزش‌هاي رايج اجتماعي است، كه براي جوانان هيجان‌زا و جالب است.
* شيطان پرستي و گرايش به آن علل مختلفي دارد، نقش فطرت انسان را در اين زمينه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
عامل ديگر گرايش به شيطان‌گرايي ريشة عميق فطري دارد. روح ما انسان‌ها پيش از پيوستن به تن مادي و حضور دراين دنيا، در عالم ملكوت و در محضر خداوند بوده و پروردگار خود را با تمام جلوه‌ها مشاهده كرده و با تمام صفات عالي مي‌شناخته است. روح ما از آن جهت كه خداوند را با صفات جمال و لطف و رحمت ديده و شناخته به او عشق مي‌ورزد و از جهتي كه او را با صفات جلال و جبروت و عظمت و قهاريت ديده، خشيت و هيبت را تجربه كرده است.
در اين دنيا كه ازآن تجربة والا و ملكوتي دور شده‌ايم هم در جستجوي زيبايي و عشق هستيم و هم فطرتاً مايل به خوف و هيبت و خشيت. همانطور كه اگر زيبايي حقيقي را نبينيم و عشق حقيقي را نيابيم، زيبايي‌هاي موهوم و عشق‌هاي پوچ قلب‌مان را فرامي‌گيرد، اگر عظمت و شكوه بي‌كران الاهي را نشناسيم، با خوف و عظمت موهوم دل خود را به تپش وا مي‌داريم. جنبش شيطاني با خشم و خشونت و ايجاد ترس براي لحظاتي قلب انسان را مي‌لرزاند و به اين نياز عميق فطري پاسخي موهوم و منحرف مي‌دهد. در موسيقي‌هاي شيطان پرستي، گريم‌هاي وحشت‌ناك خواننده، اشعار تند و پرنفرت، صداي بلند و حجم بالاي صدا، سرعت ريف‌ها و ملودي، استفاده از تكنيك‌هاي پالم ميوت، افكت‌هاي ديستروشن و صحنه پردازي هول انگيز و نعره‌هاي دلخراش، هر بيننده و شنونده‌اي را تحت تأثير قرار مي‌دهد و قلب او را مي‌لرزاند. اين هيجان براي عده‌اي از جوانان دل‌پذير است. به ويژه اگر تصور كنيم كه جوان امروز سالهاي پرشور زندگي خود را بدون توجه به نيازهاي طبيعي در مدلي تحميلي و تكراري و مي‌گذراند، جواني كه ناگزير است تا اواسط دهة سوم زندگي درس‌هاي بي‌ارزشي را بخواند كه در آينده به هيچ دردي نخواهد خورد و در اوج استعداد و غرور و توانايي به عنوان يك شهروند كامل شناخته نمي‌شود، نه شغل، نه ازدواج و نه هيچ يك از خواسته‌هاي او به موقع تعريف نشده است. در اين شرايط اگر به معنويت ناب و معرفت خداوند هم دستي نداشته باشد، فضاي موسيقي شيطان‌گرا و هراس و هيجان آن تنوع جالبي به زندگي او مي‌دهد. و پاسخي موقت و دروغي خوشايند خواهد بود.

* از وي‍‍ژگي هاي بارز شيطان پرستي در ايران و تفاوت شيطان پرستان در ايران با ساير كشورها بگوييد؟

شيطان‌پرستي يا شيطان‌گرايي در كشور ما هنوز در دورة نمادين به سرمي‌برد و به ايدئولوژي تبديل نشده است. اما در كشورهاي غربي با توجه به شبكه فراماسونري و نيز مباني عرفان يهودي (قبالا يا كابالا) به يك ايدئولوژي سياسي و مذهبي تبديل شده و كاملاً با آرمان‌هاي صهيونيسم هماهنگي دارد. ولي بايد توجه داشت كه با كاركردي كه نمادها دارند، بعد از مرحلة ترويج نمادها، نوبت به انتقال ايدئولوژي‌ خواهد رسيد.
خيلي روشن عرض كنم وقتي سلام و عليك جوانان ما اشاره به نماد سرشيطان شد و آنگاه ديدند كه فلان هنرپيشة صهيونيست، فلان ورزش‌كار كاباليست و رئيس جمهور آمريكا نيز دستش را آنطور بالا مي‌برد، به طور ناخودآگاه با آنها احساس همانندي كرده و ارزش‌ها و انديشه‌هاي آنها را از آن خود مي‌داند.
حالت سرشيطان نمادي از بافومت است كه به صورت يك بز روي كره زمين نشسته و به معناي تحقق حكومت شيطان در زمين است.
متأسفانه مسئولين به اين ابعاد موضوع توجه ندارند و جنبش شيطاني را فقط از منظر انحرافات اجتماعي مي‌بينند و از لايه‌هاي عميق‌تر تغافل مي‌كنند. با در نظر گرفتن لايه‌هاي عميق اين بحث مواجهه با آن تنها كار نيروي انتظامي نيست، بلكه سازمان‌هاي فرهنگي و سياسي كشور بايد براي آن فكر كنند و برنامه داشته باشند.
موضوع ديگر در مورد شيطان‌گرايي در ايران و بلكه دنياي اسلام اين است كه در فرهنگ يهودي - مسيحي ايمان در برابر عقل و دانش قرار دارد و شيطان نماد عقل‌گرايي است. البته در آنجا عقل محدود به عقل منفعت‌جو و دنياگراست. اما به هر حال شيطان نماد عقل و دانش قلمداد مي‌شود كه با دعوت آدم و حوا به خوردن از ميوة درخت دانش با انسان از بهشت رانده شد. و اين موضوع زمينة جذب خيلي از افراد به شيطان بوده‌است. اما در دنياي اسلام اين حنا رنگ ندارد و شيطان نماد جهل و وهم است و ايمان بر شالودة خرد و معرفت استوار مي‌شود. از اين جهت جنبش شيطان‌گرايي اگر بخواهد توفيقاتي را كه در ساير كشورها داشته، در ايران و جهان اسلام تجربه كند، ناگزير است كه به تحريف در دين اسلام دست بزند. و البته اقداماتي را در اين راستا آغاز كرده و برخي از آموزه‌هاي عرفاني را كه با سوء تفسير به عقل‌ستيزي تبديل مي‌شود، برجسته مي‌كنند. به خصوص با حمايت از برخي فرقه‌هاي منحرف صوفيه، عرفان ناب اسلامي را در چهره‌اي مسخ شده مي‌نمايند.

* دربارة ريشه‌هاي شيطان‌گرايي در عرفان يهود توضيح دهيد.

به اعتقاد يهوديان، بني‌اسرائيل قوم برتر هستند و هيچ غير يهودي، در جامعه يهوديان پذيرفته نمي‌شود، بنابراين يهوديان نمي‌توانند مثل پيروان ساير اديان ديگران را به دين خود دعوت كنند، آنها اين خلاء را با عرفان يهودي پر كرده‌اند. يعني اگرچه شما به عنوان يك مسلمان يا مسيحي نمي‌توانيد يهودي شويد ولي مي‌توانيد به عرفان يهود بپيونديد. امروزه در دنيا تبليغات زيادي براي عرفان يهود يا همان قبالا صورت مي‌گيرد. شخصيت‌هاي مشهوري نظير مادونا كاباليست مي‌شوند و آموزه‌هاي كابالا در رمان‌هاي كوئيليو نقش پررنگي پيدا مي‌كند، در رمان‌هاي كوه پنجم، بريدا، شيطان و دوشيزه پريم و حتي كيمياگر به روشني تعاليم كابالا ديده مي‌شود.
البته عرفان يهود سر سفرة تعاليم انبياي بزرگ الاهي نشسته است و مطالب صحيح آن زياد است و در همين مطالب صحيح با عرفان اسلامي همانندي پيدا مي‌كند. اما تحريفات وحشت‌ناكي هم در آن صورت گرفته كه مشكل از همين تحريفات آغاز مي‌شود.
يكي از تحريفات عرفان يهود اين است كه آنها خدا را داراي تجليات يا سفيراهاي خير و شر مي‌دانند و در واقع جلوه‌هاي جلال و قهر و سخط الاهي را جلوه‌هاي شر كه منشأ پيدايش شر در عالم است، معرفي مي‌كنند. رهبري نيروهاي شر به دست فرشته‌اي به نام "سَمائيل" سپرده شده و در فيلم "گابريل" وقتي "جبرئيل" به زمين مي‌آيد، مي‌بيند كه سمائيل يعني يكي از فرشتگاني كه در بهشت باهم بودند، بر زمين حكومت مي‌كند. جهان شر الاهي "سيترا احرا" نام دارد.
بر همين خشت كج، آموزة ديگري را مي‌نهند و آن آموزة "شميطاها" يا ادوار تاريخ است. براساس قبالا جلوه‌هاي خداوند در ادوار مختلف تغيير مي‌كند، گاهي در دوران تجلي لطف و رحمت و به سر مي‌بريم و گاهي در عصر قهر و غضب و جلال و جبروت الاهي، چنانكه در تورات مي‌بينيم قوم بني‌اسرائيل گاهي مشمول رحمت خداوند بوده‌اند و گاهي گرفتار قهر و غضب او. دوران قهر و غضب كه حتي دامن پيامبران را مي‌گيرد، دوره‌‌اي است كه ميل انسان به گناه زياد مي‌شود و انسان سر به عصيان مي‌گذارد.
دوران تجلي قهر و جبروت عصر غلبة شيطان است و با نگاه توحيدي‌تر در واقع شيطان دست چپ خداست. در مكتب كابالا ظهور مسيح سرآغاز تجليات رحمت و لطف الاهي است و تا پيش از آن يا به عبارتي در آخرالزمان دورة غلبة ضد مسيح يا همان شيطان است كه آن را عصر آكواريوس مي‌نامند. "آكواريوس" انعكاس "سيترا احرا" در زمين است و ما امروز در عصر آكواريوس به سر مي‌بريم. بنابراين اگر مي‌خواهيد، به قدرت و نيروي زندگي و كاميابي برسيد بايد با شيطان همراه شويد، حتي اگر مي‌خواهيد در عصر شيطان با تجلي خدا هماهنگ باشيد، بايد شيطاني شويد.

* در حالي‌كه نگرش اسلامي در اين زمينه متفاوت است؟

در نگرش اسلامي تمام صفات خداوند عين ذات او و خير مطلق است.(خطبة اول نهج البلاغه را ببينيد.) نبايد صفات الاهي را تكه‌تكه كرد. صفات و اسماء الاهي كمالات ذات او هستند كه ما در تحليل عقلي براي شناخت خود آنها را متعدد مي‌كنيم، اما تمام آن صفات پاك يك حقيقت دارد و آن ذات اقدس احدي است. انسان به عنوان خليفة خدا و آيينة تمام نماي او بايد تمام صفات خدا را با هم در قلب خويش متجلي سازد و ميان لطف و قهر و جمال و جلال جمع كند؛ در اين حال به نوعي عشق سرشار از هيبت و خوف همراه با رجاء و بندگي و خدمت عاشقانه به پروردگار خويش مي‌رسد.
در كابالا بر اثر تمايز ميان نام‌هاي و صفات خداوند به نوعي شرك پنهان معتقد شده‌اند و به جاي ذات كامل صفات را مي‌پرستند. و اين كاري بود كه قوم عاد كردند و حضرت هود به آنها فرمود: "أَ تُجادِلُونَني في أَسْماءٍ سَمَّيتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكمْ ما نَزَّلَ اللّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فَانْتَظِرُوا إِنّي مَعَكمْ مِنَ الْمُنْتَظِرينَ" آيا در نام‌هايي كه شما و پدرانتان ناميده‌ايد با من جدال مي‌كنيد در حاليكه خداوند هيچ برهاني را بر آن فرو نفرستاده است. پس منتظر باشيد، من‌ هم با شما منتظر هستم."اعراف/71 "
قوم عاد از نظر علمي بسيار پيش رفته بودند و قرآن مي‌فرمايد به آنها قدرت و تمكني داديم كه به شما نداديم. (انعام/6) به همين جهت خداوند معجزة خاصي به حضرت هود نداد و مي‌خواست تا آنها با انديشه و خرد خود و نگريستن به آن همه نعمتي كه خداوند به آنها داده است حق را بفهمند. ولي آنها خدا را در نامها و صفاتش تجزيه كرده بودند و به جاي خداوند يكتا، نام‌هاي او را مي‌پرستيدند. و اين دقيقاً راهي است كه در قبالا پيموده مي‌شود و عاقبت آن هم روشن است.

* با اين تفاسير، دقيقاً كدام نهادها و سازمان‌ها ( اعم از رسمي يا غير رسمي) مسئول و نقش بازدارنده را در گرايش به اين امر دارند؟

بدون شك در مرحلة اول يك نقش ستادي بايد تعريف شود تا برنامه‌هاي هماهنگي را براي تمام سازمان‌هايي كه ظرفيت حركت در اين جهت را دارند، طراحي و ارائه نمايد. اين نقش قانوناً به عهده سازمان ملي جوانان يا شوراي فرهنگ عمومي وزارت ارشاد است.
سپس رسانه‌ها به ويژه رسانه ملي بايد با كارهاي كارشناسي اساسي وارد صحنه شوند و اقدام كنند. دوست دارم در اينجا درد دلي را مطرح كنم. سال گذشته دربارة معنويت‌هاي نوظهور طرحي نوشتيم، كه يكي از شبكه‌ها اين طرح را پذيرفت و در حد خوبي تصويب كرد. بعد خودشان گفتند كه اين برنامه يك بخش پژوهشي مي‌خواهد، وقتي طرح پژوهشي ارائه شد و آنها مجوز پژوهش را پيش از مجوز توليد صادر كردند، به تهيه كننده گفتند كه بودجه پژوهش را از سازمان‌هاي ديگر جذب كنيد تا بعد از انجام و تأييد پژوهش، مجوز توليد را صادر كنيم و اين پروژه عملاً متوقف شد.در اين موارد بايد در يك طرح كلان تقسيم وظايف روشن باشد، اگر قرار است كه صدا و سيما بودجه‌هاي پژوهشي نداشته باشد، با يك معرفي نامه به طور مشخص و با روند تعريف شده، تهيه كننده را به سازمان مربوطه مثلاً معاونت پژوهشي سازمان تبليغات معرفي كند كه تكليف روشن باشد و آنها هم وظيفة خود بدانند كه به اين معرفي نامه و در خواست آن ترتيب اثر بدهند. اگر هم هماهنگي بين سازمان‌ها كار محالي است، خود سازمان صدا و سيما هماهنگي دروني برقرار كنند و اين موارد را در يك گردش كار روشن و سريع به مركز پژوهش‌هاي سازمان ارجاع دهد. تا اين مسائل روي زمين نماند.
مسألة ديگر اين است كه برخي سازمان‌ها، كارشناسان منفصل از خودشان را در جريان اطلاعات لازم قرار دهند. ما بايد دعوا كنيم تا اجازه دهند كه به بخشي از مطالب، حتي مطالبي كه خودمان دنبال كرديم دسترسي داشته باشيم. اين شكاف بين كارشناسان و سازمان‌هاي دولتي باعث مي‌شود كه هم كارشناسان دست از مطالعه دراين زمينه‌ها بردارند، و حرفي براي گفتن نداشته باشند و هم سازمان‌هاي مربوطه كارهاي غير كارشناسي انجام دهند، كه بعضاً مخل امنيت ملي است و خودشان فكر مي‌كنند كه كار درستي انجام داده‌اند. اين مشكلات باعث شده كه ظرفيت‌هاي عظيم علمي و معنوي حوزة علميه و حتي اساتيد دانشگاه‌ها در موضوعاتي مثل جنبش‌هاي نوپديد معنوي و ديني يا شيطان‌گرايي و شيطان پرستي مورد استفاده قرار نگيرد. بنده با اطلاع عرض مي‌كنم كه سازمان‌هاي توانمند در اين زمينه يا هيچ كاري نمي‌كنند يا كارهاي بيهوده و بي‌خاصيتي را انجام مي‌دهند كه اگر اثر منفي نداشته باشد، بي‌ترديد تأثير مثبتي هم ندارد.

* به تازگي نهاد نمايندگي مقام رهبري نسبت به اشاعه اين گرايش (شيطان پرستي) در دانشگاهها و در ميان دانشجويان هشدار داده است، به نظر شما به عنوان يك كارشناس از چه سازوكارهايي مي‌توان براي مهار اين نحله فكري استفاده كرد؟

روشن‌ترين راه اين است كه بينش بدهيم. وقتي يك دانشجو بداند كه از نيروي او چه سوء استفاده‌هايي مي‌شود و با برنامه‌اي شيطاني توانايي اعتراض و قدرت تغيير زندگي را در او تباه مي‌كنند. اگر يك جوان بداند كه تصور بنيان‌گذاران و مروجان جنبش شيطاني اين است كه مي‌توانند مردم را مثل يك گوسفند در جهت اهداف و اميال خود مهار كنند و به خدمت بگيرند، اگر بدانند كه با برنامه‌ريزي نه تنها توان فكري و نيروي بدني او بلكه ذائقة زيباشناسي و ارزش‌هاي انساني‌اش را بازيچه خود ساخته و به لايه‌هاي عميق معنوي و فطري او تعرض مي‌كنند، هيچ كس به آن روي نخواهد آورد.

* به نظر شما چرا نسبت به پيامدهاي نامطلوب اين گونه تفكرات در كشور ما اطلاع رساني نمي‌شود؟

چه كسي اطلاع رساني كند، در حالي‌كه كساني كه اين مسئوليت را به عهده دارند، چيزي از آن نمي‌دانند. آسيب بزرگ خود كارشناس پنداري مسئولين به ويژه مسئولين فرهنگي باعث شده است كه نه كارشناسان به خوبي رشد كنند و كارآيي داشته باشند، و نه خود مسئولين عمل‌كرد مفيد و مؤثري ارائه دهند. در شوراي فرهنگ عمومي كه نمايندگان سازمان‌هاي فرهنگي و ساير سازمان‌هاي مربوطه حضور دارند، چند ماه پيش جلسه‌اي تشكيل شد و بحث شيطان پرستي را به جهت عدم شناخت و تقليل به انحرافات اجتماعي، از شمار معنويت‌هاي نوظهور خارج كردند، در حاليكه اين جنبش مهمترين جنبش معنوي و ديني روزگار ماست و اگر برنامه‌هاي ابرفرهنگ استكباري موفق شود در آيندة نه‌چندان دور مذهب بسياري از مردمان زمين خواهد شد. و شاهد خواهيم بود كه شيطان‌پرستان يهودي، مسيحي، مسلمان و بودايي در همايش‌هاي سالانة خود براي دنيايي شيطاني بيانية اخلاقي، اجتماعي، سياسي و حقوقي صادر كنند. و براساس اصول اعتقادي خود در در ساحت‌هاي گوناگون زندگي به بسط ايدئولوژي شيطاني بپردازند.
اصول اعتقادي شيطان‌گرايي كه توسط آنتوان لاوي بيان شده، عبارت اند از:
1- دست و دلبازي به جاي خساست
2- زندگي حياتي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحاني
3- دانش معصوم به جاي فريب دادن رياكارانه
4- صحبت كردن با كساني كه لياقت آنرا دارند به جاي عشق ورزيدن به نمك نشناسان
5- انتقام و خونخواهي كردن به جاي برگرداندن صورت
6- شيطان به ما مسئوليت در برابر مسئول را به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناك خيالي مي آموزد
7- انسان مانند ديگر حيوانات است , گاهي بهتر ولي اغلب بدتر
8- شيطان تمام آن چيزهايي كه گناه شناخته مي شود را ارائه مي دهد , چون كه تمام آنها به يك لذت و خشنودي فيزيكي , رواني يا احساسي منجر ميشوند .
9 - شيطان بهترين دوست كليسا است چرا كه در تمام اين سالها وجود شيطان دليل ماندگاري كليساهاست.
در اين اعتقادات حرف‌هاي درست و نادرست به هم آميخته شده و ايدئولوژي شيطاني به جهت اينكه حرف‌هاي درستي هم دارد، امكان تحقق و تداوم در دنياي آينده را خواهد داشت و در كنار آن نگرش‌هاي باطل، خشونت‌آميز، هوس مدارانه و غير انساني خود را نيز عملي خواهد ساخت. و سالها طول مي‌كشد تا پس از تجربة زندگي بر اساس طرح شيطاني به تعارض‌ها و رنج‌ها و ناكامي‌هاي آن پي‌ببريم و در جستجوي طرح ديگري براي زندگي برآييم. و به همان نقطه‌اي برسيم كه انسان ناكام امروز رسيده است.
حال چه كسي مي‌خواهد نسبت به اين امور روشنگري و اطلاع رساني كند. بدون وجود هسته‌هاي قوي پژوهشي با مطالعات ميان رشته‌اي و رويكرد آينده پژوهانه، مگر مي‌توان اين توطئة بزرگ را شناخت، تا در گام بعد به ترويج اين شناخت انديشيد.
ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:58  توسط مظلوم1  | 

قانونی را که چندی پیش رئیس جمهوری آمریکا در لغو ممنوعیت خدمت آزادانه همجنس بازان در ارتش این کشور امضا کرده بود، با اعلام آمادگی پنتاگون امروز رسما اجرایی می شود.

خبرگزاری فارس: همجنس‌‌بازي در ارتش آمريكا امروز رسما آزاد مي شود

به گزارش فارس به نقل از شبکه "الجزیره"، سیاست آمریکا در منع خدمت آزاده همجنس بازان در ارتش این کشور امروز سه شنبه به پایان می رسد و پنتاگون اعلام کرده است که برای این تغییر آمادگی کامل را دارد.

بنا بر این گزارش، "باراک اوباما" رئیس‌جمهوری آمریکا ماه دسامبر سال گذشته میلادی قانونی را در لغو سیاست موسوم به "نپرس، نگو" به امضا در آورد؛ سیاستی که در سال 1993 و در دوره ریاست جمهوری "بیل کلینتون" در کنگره به تصویب رسیده و به صورت قانون در آمده بود.

"جرج لیتل" سخنگوی پنتاگون روز گذشته اعلام کرد: این اصلا جای تعجب ندارد. ما آماده هستیم. و نیروهای ما دقیقا می دانند که در هماهنگی با لغو این قانون چگونه باید اقدام کنند.

وی ادامه داد: نظامیان ما هم اکنون درخواست خدمت کسانی را که آشکارا اعلام کرده اند، همجنس باز هستند، می پذیرند.

بر اساس این گزارش، وزارت دفاع آمریکا هفته گذشته اعلام کرده بود که 97 درصد از ارتش این کشور تحت آموزش های لازم برای اجرای این قانون جدید قرار گرفته اند.

"نانسی پلوسی" رهبر اقلیت مجلس نمایندگان آمریکا که از حامیان اجرای این قانون جدید است، روز گذشته اعلام کرد: موعد لغو قانون "نگو، نپرس" فرا رسیده است.

وی ادامه داد: ملت ما سرانجام درهای بی عدالتی علیه همجنس بازان را در این کشور خواهد بست و بر برابری تمام آمریکایی ها تأکید خواهد کرد.

"اوبری سارویس" یک نظامی بازنشسته و مدیر اجرایی گروه حامی همجنس بازان در ارتش آمریکا اعلام کرد: حامیان لغو قانون نپرس نگو در آمریکا امروز سه شنبه را که روز لغو این قانون است، در سراسر این کشور جشن بر پا می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:57  توسط مظلوم1  | 

حقوق ! (گفت و شنود)

گفت: از اختلاس 3هزار ميليارد تومني چه خبر؟!
گفتم: عجب آدم نديد بديدي هستي ها؟ آخه 3هزار ميليارد تومن ناقابل كه جاي اينهمه سر و صدا نداره!
گفت: مرد حسابي! اصلاً مي دوني 3هزار ميليارد تومن يعني چي؟
گفتم: تو ميدوني از زمان كوروش تا حالا چند سال گذشته؟!
گفت: 2500 سال ولي اين چه ربطي به موضوع داره؟!
گفتم: وقتي رضاخان قزاق بي سواد و پسرش ميلياردها ميليارد پول مردم اين مرز و بوم رو غارت كرده اند، كوروش نبايد به عنوان يك پادشاه حقوق مي گرفت؟!
گفت: خب! كه چي؟!
گفتم: اگر حقوق ماهيانه كوروش 100 ميليون تومن باشه، حقوق ساليانه اش ميشه يك ميليارد و 200 تومن و جمع حقوق كوروش براي 2500 سال، دقيقا ميشه 3هزار ميليارد تومن. قبول نداري؟ خودت حساب كن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:55  توسط مظلوم1  | 

اعتراف مي كنم كه اصلاح طلبان به جاي روزنامه نگار، جاسوس تربيت مي كنند

همكاران برخي نشريات زنجيره اي كه زماني با روزنامه هاي شبه اصولگرا همكاري كرده اند، مي گويند اين روزنامه هاي مدعي اصولگرايي به مراتب دموكراتيك(تر) از روزنامه هاي اصلاح طلب هستند.
پايگاه اينترنتي «فردا» - نزديك به شهرداري تهران- با انتشار گزارشي در اين باره، از اسباب كشي يكي از همكاران همين نشريات شبه اصولگرا به روزنامه زنجيره اي آرمان خبر داد و يادآور مي شود: مطهره شفيعي، روزنامه نگار اصلاح طلب كه سابقه حضور در خبرگزاري ايسنا را هم دارد، در يادداشتي با اشاره به اتمام همكاري اش با روزنامه تهران امروز نوشت؛ شايد بايد خوشحال باشم كه از خبرنگاري در يك روزنامه اصولگرا به نام تهران امروز به دبير سياسي يك روزنامه اصلاح طلب به اسم آرمان رسيدم اما نمي دونم چرا اصلا خوشحال نيستم چون واقعا تو تهران امروز راحت بودم و خيلي كم گزارشهام سانسور مي شد. دوستان اين روزنامه اصولگرا هيچ وقت با من بخاطر عقيده متفاوتم برخورد نكردن و حداكثر تلاششون رو كردن كه نروم.
اين روزنامه نگار فعال اصلاح طلب با اشاره به سابقه همكاري با تاج زاده مي نويسد: يادمه دو سال پيش كه تازه كارمو شروع كرده بودم آقاي تاج زاده بهم گفت: ناراحت نباش چون طرز تعامل با مخالف رو ياد مي گيري. شايد يكي از بهترين هديه و تجربه هم همين بود.
در همين حال فرهمند عليپور از عناصر فراري مقيم ايتاليا كه با محافل فعال در فتنه سبز همكاري داشته و خبرنگار ويژه كروبي بوده، ذيل اظهارنظر «شفيعي» چنين نوشته است: من اين تجربه رو يه كم شديدتر از شما دارم. نمي تونم پنهان كنم كه روابط خبرنگار با سردبير و... بسيار متفاوت و بهتر از روزنامه هاي اصلاح طلب بود. خبرنگار بدون هيچ استرسي مي توانست ساعت ها براي اثبات نظرش با سردبير و دبير سرويس مجادله جدي كنه، داد بزنه و قهر كنه حتي... كاري كه من زياد مي كردم اونجا بود كه تازه فهميدم محيط رسانه اصولگرا ميتونه به شدت دمكراتيك تر از رسانه هاي اصلاح طلب باشه در حالي كه اولي از اقتدارگرايي حمايت ميكنه و دومي از دمكراسي.
محمدحسين مهرزاد از ديگر روزنامه نگاران اصلاح طلب نيز به اين يادداشت چنين واكنش نشان داد: منم تجربه كاركردن در روزنامه هاي اصولگرارو دارم. همين الان هم البته در «ملت ما» كار مي كنم. در بسياري مواقع دوستانم در روزنامه هاي اصلاح طلب وقتي مطالب ما رو مي خونن مي گن ما تو روزنامه مون نمي تونيم همچين چيزهايي بنويسيم. البته بعضي وقت ها قلم قرمزشون روي يه چيزهايي مي شينه كه به عقل جن هم نمي رسه. ولي در غالب موارد آزادي عمل در رسانه هاي اصولگرايان منتقد بيش از اصلاح طلبان است.
اما صرف نظر از بي حساب و كتابي برخي نشريات كه مورد پسند عناصر زنجيره اي واقع شده، سايت فردا گزارش ديگري را منتشر كرده با اين عنوان؛ «آيا روزنامه هاي دوم خردادي وطن فروش تربيت مي كنند؟»...
در اين گزارش با اشاره به اسامي برخي همكاران نشريات زنجيره اي شبه اصلاح طلب كه از كشور گريخته و به تلويزيون دولتي انگليس پيوسته اند، آمده است: سالهاست كه از دوران افول روزنامه نگاراني با عنوان «اصلاح طلب» مي گذرد. گروهي كه از روزنامه هاي داخلي شروع كردند و جاسوسي براي انگليس در شبكه خبري «بي بي سي» سرنوشت اين روزهايشان است. پس از سال 84 تعداد زيادي فعالان مطبوعاتي اين گروه به خارج از ايران كوچ كردند و ننگ خيانت به وطن و فعاليت براي انگليس را به جان خريدند. از دو سال گذشته كه شبكه تلويزيوني بي بي سي فارسي راه افتاده است، جذب اين روزنامه نگاران تسهيل هم شده است. البته شايد كسي مدعي شود كه اين خبرنگاران اصلاح طلب براي اعتقاداتشان نوشته اند و مي نويسند. ولي تاريخ دويست ساله ايران نشان داده است كه از جانب انگليس و آمريكا به غير از دروغ، خيانت، تجاوز و عهدشكني چيزي نصيب ايران نشده است. اين افراد در دوران اصلاحات در روزنامه ها و مجلات همشهري دوران اصلاحات، ايران، چلچراغ، شهروند امروز، تهران تايمز، شرق، اعتماد، هم ميهن، بهار، وقايع اتفاقيه و بسياري ديگر از نشريات مشغول به كار بوده اند و پس از چندي به شكل كامل جذب اين شبكه شدند.
اين پايگاه اينترنتي برخي همكاران نشريات زنجيره اي متواري را كه اكنون مواجب بگير ارگان رسمي MI6 انگليس شده اند، به اين شرح اعلام كرد: 1-بزرگمهر شرف الدين، سردبير سابق هفته نامه زرد «چلچراغ» به بهانه تحصيل از ايران خارج شده است. هفته نامه چلچراغ از زمان آغاز به كار سعي كرده خط شاخه جوانان حزب منحله مشاركت را ادامه دهد. 2-فرناز قاضي زاده، سالها در روزنامه هاي داخل ايران از جمله نشاط، جامعه روز، عصر آزادگان، اخبار اقتصاد، آفتاب امروز، هم ميهن فعاليت كرده است. او از سال1375 كارش را در مطبوعات شروع و در سال 1379 در صداوسيماي جمهوري اسلامي به عنوان مجري فعاليت كرد. در سال 2005 به همراه مسعود بهنود، نوشابه اميري، هوشنگ اسدي و حسين باستاني، عضو گروه اوليه بود كه روزنامه اينترنتي روزآنلاين را راه اندازي كردند. 3- سيما علي نژاد... 4- نيما اكبرپور همكار چلچراغ... 5- پناه فرهاد بهمني خبرنگار روزنامه آفتابگردان و شرق و نوروز و جام جم و اعتماد ملي 6- اميد پارسا نژاد همكار همشهري دوران اصلاحات 7- محمد منظرپور خبرنگار بعدي بي بي سي در بيت المقدس كه قبلا دبير اقتصادي روزنامه تهران تايمز بود. 8- نفيسه كوهنورد همكار روزنامه همشهري و شرق و ايران و سپس سي ان ان و بي بي سي 9- فريبا صحرايي...
خاطرنشان مي شود برخي از همكاران نشريات زنجيره اي هم اكنون- و بعضا همزمان- با نشريات مذكور و نشريات و رسانه هاي شبه اصولگرا همكاري دارند و مي كوشند خط مشي جريان فتنه را در ايجاد اختلاف و تقابل و سياه نمايي به اردوگاه اصولگرايان منتقل كنند.
برخي از نظاير اين افراد پس از نقش آفريني در فتنه 88 از كشور گريختند و به اپوزيسيون خارج از كشور پيوستند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 7:54  توسط مظلوم1  | 

سياست هاي دوگانه خاتمي ناشي از اراده ضعيف و عدم صداقت وي است


عضو حزب همبستگي گفت:مواضع دوگانه خاتمي كه در تناقض با صحبت هايش در سال 88 است، نشان از اراده ضعيف و عدم صداقت وي در عرصه سياست و تنها كسب قدرت است.

سياست هاي دوگانه خاتمي ناشي از اراده ضعيف و عدم صداقت وي است


همايون ابوسعيدي  در واكنش به سياست هاي دوگانه خاتمي، مواضع وي را غير شفاف و صرفاً قدرت طلبي عنوان كرد و گفت: خاتمي با اين مواضع دو گانه اش، به همه ثابت كرد كه در سياست رو راست نيست و سعي دارد افكار عمومي را منحرف سازد.

وي در ادامه تأكيد كرد: پس از گذشت 2 سال از انتخابات رياست  جمهوري، مواضع فعلي خاتمي كه در تناقض با صحبت هايش در سال  88 است، نشان از اراده ضعيف و عدم صداقت وي در عرصه سياست و تنها كسب قدرت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:20  توسط مظلوم1  | 

همنوايي باطبي با شيطان‌پرستي

 

alt

احمد باطبی کارشناس بی بی سی فارسی شد و نوشت که "از شیطان‌پرست بودن خوشم میآید."alt

احمد باطبی ضدانقلاب مقیم آمریکا که ابتدا همکاری رسانه ای خود در امریکا را با شبکه صدای آمریکا آغاز کرده بود، اخیرا به جمع کارشناسان شبکه بی بی سی فارسی پیوسته و در حالی که پیش از این به بی بی سی روی خوش نشان نمی داد، اما اکنون چندین بار است که به پای ثابت مصاحبه های این شبکه انگلیسی تبدیل شده است.


احمد باطبی که پس از فرار از ایران هیچگاه در نوشته های خود علاقه اش به "آب جو" و رفتارهای شخصی خارج از عرف مسلمانی را پنهان نکرده بود، سه شنبه شب در صفحه فیس بوک خود بخشی از اعتقادات درونی خود را به صراحت بروز داد و نوشت: "من خیلی از شیطان پرست بودن خوشم می آید؛ لااقل شیطان با آدم روراسته و مثل خدا دغل باز و فریبکار نیست"!

گفتنی است بی بی سی فارسی همواره از مبلغین اصلی فرقه های انحرافی مانند بهائیت و گروه های شیطان پرستی بوده است و اخیرا پخش اظهارات ضدخدا و ضددین نیز در برنامه های مختلف این شبکه افزایش یافته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:20  توسط مظلوم1  | 

باطبي: من شيطان پرست هستم


احمد باطبي كارشناس بي بي سي فارسي شد و همزمان اعلام كرد كه "من يك شيطان پرست هستم" ...

باطبي: من شيطان پرست هستم


احمد باطبي ضدانقلاب مقيم آمريكا كه ابتدا همكاري رسانه اي خود در امريكا را با شبكه صداي آمريكا آغاز كرده بود، اخيرا به جمع كارشناسان شبكه بي بي سي فارسي پيوسته و در حالي كه پيش از اين به بي بي سي روي خوش نشان نمي داد، اما اكنون چندين بار است كه به پاي ثابت مصاحبه هاي اين شبكه انگليسي تبديل شده است.

احمد باطبي كه پس از فرار از ايران هيچگاه در نوشته هاي خود علاقه اش به "آب جو" و رفتارهاي شخصي خارج از عرف مسلماني را پنهان نكرده بود، سه شنبه شب در صفحه فيس بوك خود بخشي از اعتقادات دروني خود را به صراحت بروز داد و نوشت: "من خيلي از شيطان پرست بودن خوشم مي آيد؛ لااقل شيطان با آدم روراسته ..."!

گفتني است بي بي سي فارسي همواره از مبلغين اصلي فرقه هاي انحرافي مانند بهائيت و گروه هاي شيطان پرستي بوده است و اخيرا پخش اظهارات ضدخدا و ضددين نيز در برنامه هاي مختلف اين شبكه افزايش يافته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:20  توسط مظلوم1  | 

9 ماه قبل در نامه‌اي "شگردهاي" امير منصور آريا را هشدار داده بوديم

نکونام با تاکید بر اینکه اراده مسئولان قوای سه‌گانه بر مقابله با پدیده اختلاس اخیر است، گفت: 9 ماه قبل در نامه‌ای به چهار بانک "شگردهای" مختلف امیر منصور آریا را هشدار داده بودیم.

خبرگزاری فارس: 9 ماه قبل در نامه‌اي

به نقل از فارس، حجت‌الاسلام ابراهیم نکونام رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی در ادامه نشست خبری که ظهر امروز (چهارشنبه) در محل کمیسیون متبوعش برگزار شد، طی سخنانی با بیان اینکه اتفاق بدی در رابطه با خروج مبالغ زیادی از وجوه برخی بانک‌های خصوصی و دولتی در کشور رخ داده است، اظهار داشت: این اتفاق همه جامعه را دچار تأسف و نگرانی کرد.

وی به مردم حق داد که نسبت به اختلاس صورت گرفته سؤالات عدیده‌ای در ذهن خود بپرورانند و از مسئولان کشور در رابطه با چگونگی و چرایی این اتفاق بزرگ سؤال کنند.

نکونام با اشاره به جلسه غیر علنی مجلس شورای اسلامی برای بررسی اختلاس صورت گرفته که 4 ساعت به طول انجامید، گفت: رئیس سازمان بازرسی کشور، وزیر اقتصاد و دیگر مسئولان در جلسه غیر علنی مجلس توضیحاتی را به نمایندگان ارائه کرده است.

رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس با بیان اینکه طبق مسئولیتی که بر عهده کمیسیون اصل 90 گذاشته شده بود این کمیسیون جلسات متعددی را برای بررسی موضوع انجام داد، افزود: کمیته‌ای از سوی کمیسیون اصل 90 که شامل نایب رئیس اول کمیسیون، یکی از نمایندگانی که سابقه قضایی دارند و دو مشاور عالی کمیسیون تشکیل شده است تا به ابعاد مختلف موضوع بپردازند.

وی افزود: کمیسیون اصل 90 با مسئولین ذی‌ربط در بانک مرکزی و بانک‌های مربوطه جلساتی را داشته و موضوع را پیگیری کرده است و البته در جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی که متشکل از نمایندگان سه قوه است در یک جلسه 7 ساعته موضوع سوء‌استفاده اخیر مورد کنکاش قرار گرفت و در کل می‌توان گفت که اقدامات مناسبی در این جهت انجام شده است.

نکونام با اشاره به اداره اموال گروه متهم به اختلاس بزرگ، گفت: نسبت به اداره اموال گروهی که اتهامات اتفاق اخیر، متوجه آنان است، بانک مرکزی و بانک‌های مربوطه، رؤسای کل دادگستری و دادستان‌های کل قضایی نسبت به اموال گروه متهم به این اختلاس تصمیم‌گیری خواهند کرد.

رئیس کمیسیون اصل 90 تصریح کرد: با دادستان کل کشور درباره اداره اموال گروه متهم به اختلاس صحبت کردم و وی نظرش این بود که قوه قضائیه نسبت به اداره اموال دخالت نکند.

نکونام همچنین گفت: امیر منصور آریا به عنوان متهم این اختلاس بیش از 15 هزار نفر کارگر و نیروی کار دارد، بنابراین تلاش من این است که این مجموعه‌های کاری از هم پاشیده نشود تا معضل بیکاری این افراد بوجود نیاید.

وی از تشکیل کارگروه دیگری به ریاست معاون اقتصادی وزیر اطلاعات خبر داد و گفت: این کارگروه برای پیشگیری از مواد مشابه با این اختلاس تشکیل شده است چرا که اگر تدبیر و پیشگیری لازم نشود، ممکن است اتفاقی مشابه به این اتفاق بعد شکل بگیرد.

رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس از تشکیل گروه دیگری در بانک مرکزی برای آسیب‌شناسی این اختلاس بزرگ خبر داد و افزود: این گروه قصد دارد نسبت به دلایل و چرایی این اتفاق بررسی‌های لازم را انجام دهد.

نکونام با تاکید بر اینکه اراده مسئولان قوای سه‌گانه بر مقابله با پدیده اختلاس اخیر است، تاکید کرد: آیت‌الله لاریجانی، اژه‌ای را که سابقه قاطعیت در مواد مشابه با اتفاق اخیر را دارد مأمور به رسیدگی به اختلاس اخیر کرده است. رئیس قوه مقننه نیز هر روز از بنده درباره اقدامات صورت گرفته سؤال می‌کند و آقای رئیس جمهور نیز به عنوان رئیس قوه مجریه نسبت به رسیدگی به موضوع اختلاس تاکید و اصرار دارند بنابراین مردم بدانند که رؤسای قوای سه‌گانه پیگیر موضوع هستند.

رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس با بیان اینکه نگرانی مردم درباره اختلاس اخیر را درک می‌کند به ملت ایران توصیه کرد که به شنیده‌ها و مصاحبه‌های افرادی که در متن قضیه اختلاس نیستند، توجه نکنند.

وی همچنین گفت که مطالبی که به طور رسمی از سوی مجلس منتشر می‌شود، قابل استناد است و دیگر موضوعاتی که برخی‌ها از جلسه غیر علنی مطرح می‌کنند نمی‌تواند موضوع رسمی باشد.

نکونام با تاکید بر اینکه کمیسیون اصل 90 مجلس در چند ماه گذشته دو گزارش درباره سیستم بانکی در صحن علنی قرائت کرده است، گفت: در تاریخ 18 دی سال گذشته نامه‌هایی از سوی کمیسیون اصل 90 به بانک‌های مختلف از جمله بانک مرکزی، ملی، صادرات و رفاه کارگران نوشته شد و نسبت به تحرکات اقتصادی امیر منصور آریا هشدار داده شد. در این نامه‌ها ذکر شد که آقای آریا با شگردهای متفاوت مبالغ کلان 900 میلیارد تومان را از بانک‌ها دریافت کرده است اما متاسفانه بانک‌های مذکور به این هشدارها توجه نکردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:19  توسط مظلوم1  | 

در فتنه كساني لغزيدند كه انتظارش را نداشتيم

 

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: نعمت وجود امام خمینی(ره) اکنون از دست رفته است و پس از ایشان خدای متعال بر ما منت گذاشت و فردی را برای ما تعیین کرد که دوست و دشمن اعتراف دارند که در عالم بی‌نظیر است. alt

 

علامه محمد تقی مصباح‌یزدی ظهر امروز در دیدار با اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان کشور اظهار داشت: باید به جایگاه خود در عالم هستی توجه داشته باشیم تا به انتخاب راه و رفتارهای خاص بپردازیم.

وی با اشاره به وظایف انسان‌ها در عالم هستی گفت: همه ما علاقمندیم وجودمان هرچه بهتر و بیشتر برای تکامل خودمان و برای هدف آفرینش انسان‌ها باشد یعنی وسیله خیر بیشتری، خیری که نتیجه‌اش در این عالم و عالم ابدی قرار گیرد.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: نوع فعالیتی که انتخاب می‌کنیم باید در راستای تکامل عالم باشد و انگیزه‌ای که ما برای انتخاب کار و راه داریم باید ارتباط ما را با خدا تقویت کند.

وی با بیان اینکه خدای متعال در این دوران منتی بر جامعه ما گذاشته است که نظیرش را در هیچ دوره‌ای از تاریخ سراغ نداریم، گفت: مسئله پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و جانشینی مقام معظم رهبری چیزی نیست که در فرمول‌های ساده‌ای ما بتوانیم به‌دست بیاوریم یا با عدد و ارقامی بخواهیم مقایسه کنیم.

علامه مصباح ‌یزدی خاطرنشان کرد: پس از سی و چند سال شما مشاهده می‌کنید پس لرزه‌های زلزله‌هایی که از طرف امام در عالم استکباری به وجود آمده بود اکنون در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا یکی پس از دیگری سلسله‌وار به وجود می‌آید.

وی ادامه داد: امروز در یمن، بحرین و مصر مقدمات انقلاب خود را پشت سرگذاشتند و مردم تأکید دارند که ما تظاهرات مسالمت‌آمیز داشته و از اسلحه استفاده نکردیم و این تفکر از سوی امام خمینی(ره) در 50 سال گذشته بنیان گذاشته شد.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) عنوان داشت: مجاهدانی که پرچم‌دار جنگ‌های مسلحانه بودند از آخوندی که در حوزه درس خوانده بود انتظار این انقلاب را نداشتند و حتی سیاستمداران هم نقش امام خمینی(ره) را نمی‌پذیرفتند.

وی تصریح کرد: امام برای ساقط کردن رژیم شاهنشاهی آمده بود ولی سیاستمداران حرف امام خمینی(ره) را نمی‌پذیرفتند و در نهایت مجبور شدند اعتراف کنند که افکار آنها اشتباه بود چراکه افکار امام خمینی(ره) از روح اسلام سرچشمه گرفته و از فلسفه آفرینش سرمشق می‌گرفت.

علامه مصباح‌یزدی بیان کرد: نعمت وجود امام خمینی(ره) اکنون از دست رفته است و خدای متعال بر ما منت گذاشت و فردی را برای ما تعیین کرد که دوست و دشمن اعتراف دارند که در عالم بی‌نظیر است.

وی با بیان اینکه ارزیابی ارزش نعمت رهبری امکان‌پذیر نیست، گفت: همه مزایا مانند علم‌، تقوا، خداترسی و پشتکار در وجود ایشان وجود دارد و تردیدی در این حوزه وجود ندارد و زمانی می‌توانیم از این نعمت‌ها قدردانی کنیم که به درستی آنها را بشناسیم.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: در این دهه‌های اخیر طوفان‌های سهمگین اتفاق افتاد که جای امیدی باقی نمانده بود و تدبیر اندیشمندانه رهبر معظم انقلاب توانست کشتی انقلاب را به ساحل برساند و از طوفان نجات دهد.

وی ادامه داد: از تدبیرهای مهم یک رهبر است که هر حرف را به موقع و با تدبیر مناسب بیان کند و بدون تردید بسیاری از مطالب است که هنوز ایشان به نزدیک‌ترین افراد به طور صریح بیان نکرده است.

علامه مصباح‌یزدی عنوان داشت: ایشان دشمنانی را می‌شناسند که بزرگترین ضربه‌ها را می‌توانند به انقلاب بزنند ولی نمی‌توانند معرفی کنند و اهدافی که در حرکت‌ها دنبال می‌کنند را به طور صریح عنوان نمی‌کند.

وی خاطرنشان کرد: دشمنان سرسخت نتوانستند یک مورد را به طور دقیق نشان دهند که تصمیم اشتباه گرفته‌اند و آمریکا و اروپا گفته‌اند تا این رهبر وجود دارد دشمنان هیچ فعالیتی نمی‌توانند انجام دهند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اهمیت اطاعت از فرمایشات رهبری بیان داشت: باید سخنان ایشان را با گوش و چشم بپذیریم چراکه به عنوان اصلی انکارناپذیر قلمداد می‌شود و گروه‌های دیگر که درک نکرده‌اند و از روی حسادت و رقابت نمی‌خواهند زیر بار بروند یا وابستگی با خارج دارند.

وی خاطرنشان کرد: خدا را شاکریم که مسئله ولایت فقیه را شناخته‌ایم و انگیزه‌ای برای مخالفت نداریم بلکه همه انگیزه‌ها سمت و سو را تعیین می‌کند تا هر چه بیشتر و بهتر از ایشان تبعیت کنیم.

علامه مصباح‌یزدی اظهار داشت: تحولاتی در دهه اخیر در کشور به ویژه در فتنه 88 اتفاق افتاد و در این جریانات کسانی‌ که انتظارش را نداشتیم، اشتباهاتی مرتکب شدند و همچنین برخی افراد که سوابق خطا و لغزش فراوان داشتند و دارند هم بودند که از اشتباهات آنها تعجب نمی‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: باید توجه داشته باشیم که غیر از معصومان برای فردی عصمت قائل نیستیم و از کسانی ‌که تجربه و تخصص آنها در بعد خاصی است نمی‌توان توقع داشت در ابعاد دیگر نیز امتیاز بالا کسب کنند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) عنوان داشت: از دانشجویی که در رشته فنی و مهندسی درس خوانده نمی‌توان توقع داشت مانند رهبری که از ابتدای کودکی خود را در محیط دینی و تحت سرپرستی علمای برجسته دیده و مورد توجه بزرگترین علمای کشور بوده یعنی مانند امام خمینی(ره) فکر کند و مسائل سیاسی را مانند ایشان تحلیل کند.

وی تصریح کرد: این انتظار وجود دارد کسانی در کشور وجود داشته باشند که مانند مقام معظم رهبری، اسلام را در عمق و گستره خود بشناسند و این فرد را باید در مراجع جست‌وجو کرد ولی هر مرجعی را شامل نمی‌شود و همه مراجع نمی‌توانند اسلام را مانند امام خمینی(ره) بشناسند.

علامه مصباح‌یزدی بیان کرد: لازم است محور رفتار، فکر، فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی را در یک مکان جست‌وجو کرده و با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری در سطح جامعه سعی کنیم بصیرت را گسترش دهیم. از ساده‌انگاری و سطحی‌نگری بپرهیزیم و سعی کنیم با بررسی مسائل به صورت عمیق‌تر دیگران را نجات دهیم.

وی عنوان داشت: عوامل روانی در افراد مانند رقابت‌ها و حسادت‌ها و دلبستگی‌های مادی به پول و مقام وجود دارد که مانع پیشرفت می‌شود و لازم است غفلت نکرده و مواظب باشیم مبتلا نشویم و بدانیم کسانی‌که دارای این شاخصه هستند در یک مکانی ضربه خود را می‌زنند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: اگر به گله‌ای بی‌چوپان 2 گرگ گرسنه حمله کند چیزی بر جای نمی‌گذارد و ضرر این گرگ‌ها برای این گله بیش از ضرر محبت مال و مقام در دین مسلمان نیست.

وی خاطرنشان کرد: کسانی ‌که به جنون ثروت‌اندوزی مبتلا می‌شوند جایی برای دین نمی‌گذارند و همه مقام‌ها را می‌خواهند ببلعند و در جامعه نیز افرادی که گرفتار این امر شوند انتظاری برای سلامت آنها نیست.

علامه مصباح‌یزدی عنوان داشت: باید اشخاص را بشناسیم و میزان دلسوزی آنها برای دین سنجیده شود و این نکته بیان نشود که ما که علم غیب نداریم.

وی افزود: کسی وجود ندارد که زندگی امام خمینی(ره) و امثال ایشان مانند مقام معظم رهبری را مشاهده کند و نفهمد که اهل دنیا، پول و مقام نیستند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به توصیه مقام معظم رهبری به فرزندانش بیان داشت: نخستین توصیه مقام معظم رهبری به فرزندانش این است که اجازه نمی‌دهند فرزندانشان در مسائل اقتصادی وارد ‌شوند.

وی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب فرد ناشناخته‌ای نیست و نمی‌توان با فردی مقایسه شود که به انواع و اقسام به متملکاتش افزوده می‌شود.

علامه مصباح‌یزدی با خطاب قرار دادن اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت: اقشار مختلف مردم از نظر سطح فهم متفاوت هستند و دانشجو در مسیری قرار دارد که می‌تواند بهترین خدمات در زمینه اختراع و اکتشاف را بدهد و در صورت رهبری صحیح در نیت خالص باشد و شما می‌توانید موقعیت بزرگترین شخصیت‌های عالم را کسب کنید البته سختی‌هایی دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:19  توسط مظلوم1  | 

در مقابل ملتی که در ۹دی از ته دل فریاد می‌زند و اسلام می‌خواهد و ما نتوانستیم شرایطی ایجاد کنیم که دخترانشان در دانشگاه‌‌های دخترانه تحصیل کنند، شرمنده‌ام!

به نقل از مرکز خبر حوزه، دکتر کامران دانشجو در مراسم امضای تفاهم‌نامه همکاری میان حوزه‌های علمیه و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به نقاط قوت فراوان در دانشگاه‌ها، به مشکلات موجود در این نهاد علمی پرداخت و گفت: مهم‌ترین مشکل دانشگاه‌ها این است زمانی که دانشگاه‌ها از غرب به ایران آمد از نظر محتوایی و مناسبتی کاملاً مقلد غرب شد.


وزیر علوم، تحقیقات و فناوری افزود: برخی مسائل که در غرب به عنوان هنجار مطرح می‌شود، بر اساس آموزه‌های دینی ناهنجار است، ولی به اندازه‌ای فرهنگ غرب دردانشگاه‌های ما رواج یافته است که تبدیل به هنجار شده است.

وی با بیان این که برخی افراد آموزه‌های غربی را راهی برای خوشبختی می‌دانستند، اظهار داشت: زمانی که این علوم عیناً از غرب وارد کشور شد،‌ افرادی داشتند، قائل بودند که فرهنگ غرب موجب خوشبختی آنها می‌شود.

دانشجو با بیان این که بومی‌سازی در این عرصه باید به صورت جدی دنبال شود، اظهار کرد: برای بومی سازی علوم در دانشگاه‌ها بر اساس آموزه‌های دینی فکری نشده است، اگر هم فکری شده، عینیت پیدا نکرده است.

*ورود محتوای غربی به دانشگاه‌ها!

وی تصریح کرد: علوم انسانی اصلی در جوامع مختلف است، حال امروز شاهد آن هستیم که تمام پایه‌گذاری‌ها و نظریه‌های مطرح شده در دانشگاه‌‌ها برگرفته از غرب است، این سؤال مطرح است که آیا محتوایی که از غرب گرفته شده و در دانشگاه‌ها اجرا می‌شود با جهان‌بینی توحیدی که اسلام ارائه می‌کند، همسو است؟

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با بیان این که عمل کردن به فرهنگ غرب در مدت ۸۰ سال در دانشگاه‌ها موجب به وجود آمدن این مشکل شده است، خاطرنشان ساخت: امروز شرایط به گونه‌ای است که وقتی می‌گوییم خانم‌ها و آقایان هر کدام در ردیف‌ کلاس بنشیدند، نا هنجاری به شمار می‌آید.

*مظلومیت نظام اسلامی و مردم متدین!

وی با اشاره به این که تبدیل شدن ارزش‌های دینی در نظام اسلامی به ناهنجاری‌ها، نشان دهنده مظلومیت نظام و مردم متدین و مؤمن جامعه است، خاطرنشان کرد:‌ امروز پس از ۳۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی باید بیاییم وتوجیه کنیم که چرا از مسیر دانشگاه تا خوابگاه باید سرویس‌‌های جداگانه ویژه آقایان و خانم‌ها قرار داده شود! بعد هم نه از سوی دانشگاه، بلکه از سوی رسانه‌های این گونه نسبت به این مسئله اعتراض کنند و هجمه بیاورند.

دانشجو ادامه داد: آیا حق مردم مؤمن و متدین ایران اسلامی این نیست که در هر استان حداقل یک دانشگاه ویژه دختران راه‌اندازی شود تا آنهایی که می‌خواهند فرزندانشان در این دانشگاه‌ها تحصیل کنند یا خود دانشجویان خواستار این مسئله باشند، این امکان را داشته باشند؟

وی با اشاره به فعالیت دانشگاه الزهرا(س) که پایه‌ریزی آن دوره پیش از انقلاب صورت گرفت و مخصوص دانشجویان خواهر است، ابراز داشت: چرا پس از شکل‌گیری نظام اسلامی در کشور، یک دانشگاه دخترانه راه‌اندازی نشده است؟!

* اسلامی کردن دانشگاه تنها مقداری اراده می‌خواهد

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در ادامه با ضروری دانستن اسلامی کردن دانشگاه‌ها، خاطرنشان ساخت: اسلامی کردن دانشگاه‌ها یک ریال هم بودجه نمی‌خواهد، تنها نیاز به مقداری اراده است؛ در این عرصه امکانات کافی از نظر استاد و فضای آموزشی در اختیار ما وجود دارد.

وی با اشاره به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۱۴ بند که در راستای حفظ حدود و آداب اسلامی در دانشگاه‌ها در سال ۶۶ به تصویب رسیده است،‌ یادآور شد: در نخستین بند این مصوبه آمده است که دختران و پسران در دانشگاه ها در دو ردیف جدا بنشینند.

دانشجو با بیان این که در تبصره بند اول آورده شده است که هرگاه از نظر آموزشی و امکانات مشکلی وجود نداشته باشد، کلاس‌های آنها باید جدا باشد، اظهار داشت: اگر مشکل فضای آموزشی و استاد وجود نداشته باشد، چه اشکالی دارد که پردیس دختران در هر استان راه‌اندازی کنیم.

* مگر دانشگاه بنگاه همسریابی است؟

وی با اشاره به سخن عده‌ای که می‌گویند که اگر این اختلاط وجود نداشته باشد، دانشجویان چگونه همسران آینده خود را پیدا کنند، تأکید کرد: مگر دانشگاه‌ بنگاه همسریابی است؟

*کجای تفکیک جنسیتی سیاسی‌کاری است؟

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در پاسخ به افرادی که تفکیک جنسیتی را کاری سیاسی می‌دانند، گفت: چطور می‌شود هفتاد، هشتاد سال تمامی مبانی مادی از غرب وارد شد، کار سیاسی نبود، ولی اصلاح محتوایی علوم انسانی در دانشگاه‌ها کار سیاسی است؟ این یک مسئله عقیدتی است.

*نتوانسته‌ایم شرایط را ایجاد کنیم!

وی خاطرنشان کرد: در مقابل این ملت که در ۹دی از ته دل فریاد می‌زند و اسلام می‌خواهد، نتوانستیم شرایطی ایجاد کنیم که دخترانشان در دانشگاه‌‌های دخترانه تحصیل کنند، شرمنده‌ام!

دانشجو ادامه داد: ما به عنوان مسئولان باید شرایط را به گونه‌ای ایجاد کنیم که در هر استان حداقل یک دانشگاه دخترانه باشد که تلاش دراین عرصه باقیات‌الصالحاتی برای وزارت علوم می‌باشد.

وی با تأکید بر ضرورت تعامل حوزه و وزارت علوم تصریح کرد: در تعامل و همکاری این دو نهاد علمی اگر ما در مسیر خود دچار افراط و تفریط شدیم، حوزه می‌تواند راهنمایی کند تا ما مسیر درستی را بپیماییم.

*دانشگاهیان افرادی مؤمن و ولایی هستند

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با اشاره به آمادگی دانشگاه‌ها برای وحدت با حوزه، خاطرنشان کرد: اساتید و دانشمندان ایرانی از نظر علمی و دین‌داری جزو برترین‌ها هستند و علاقه زیادی برای وحدت حوزه و دانشگاه دارند؛ البته در این راستا عده‌ای بدون مرز هستند که هر چه بخواهند می‌گویند، ولی دانشگاهیان افرادی مؤمن،‌ متعهد و ولایی هستند.

وی در پایان افزود: با به وجود آمدن این اتحاد، علاوه بر این که هر دو نهاد از آثار مثبت آن بهره‌مند می‌شوند، نظام اسلامی و مردم نیز از آثار آن استفاده می‌کنند. ما می‌توانیم با کمک حوزه معنویت بیشتری را در دانشگاه‌ها مشاهده کنیم و داشنگاه‌ها نیز می‌توانند زمینه را برای آشنایی طلاب با علوم جدید‌ را فراهم سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:19  توسط مظلوم1  | 

اپوزیسیون در بین ایرانیان خارج از کشور هم جایگاهی ندارد

می دانیم ایرانیان خارج از کشور به سبب سرخوردگی از اپوزیسیون، فاقد علاقه به ارتباط گیری مجدد با اپوزیسیون است، به گونه ای که رابطه خود با اپوزیسیون را قطع کرده اند.

 

سایت پارس دیلی نیوز در تاریخ 20 آگوست (29 شهریور) دست به انتشار مقاله ای زد که در آن به وضوح دورنمای ناامیدی اپوزیسیون به تصویر کشیده شده است.
نویسنده پارس دیلی نیوز با اشاره به تلاش های بی حاصل بخشی از اپوزیسیون برای سرگرم کردن خود نوشت: «مدت زمان طولانی است که سکان کشتی درهم شکسته بخشی از اپوزیسیون در اختیار کسانی است که بیشتر بر پایه علایق شخصی خود، بنا دارند شرایط یک ائتلاف سیاسی را در بین گروه های گوناگون اپوزیسیون که به دمکراسی، منشور جهانی حقوق بشر و دست آخر به یک نظم سیاسی عرفی (سکولاریسم) باور دارند، فراهم آورند.»
مقاله نویس این سایت سلطنت طلب ادامه داد: «اما دریغ از یک ائتلاف نیم بندِ باسمه ای در طول همه این سالها. کسی هم تاکنون این پرسش را پیش روی این فرماندهان لشکر در هم ریخته این بخش از اپوزیسیون قرار نداده است که مگر می شود سالیان سال دل به تئوری ها و راه کارهایی بست که در عمل تا به امروز نه هیچ گونه بازدهی داشته اند و نه موفقیتی، ولو به صورت کوتاه مدّت. مگر چند سال دیگر باید در انتظار ماند، تا کی باید در پیچِ کوچه بن بست خود، مشغول تکرار نجواهای قدیمی باشیم.»
این فرد وابسته به اپوزیسیون به کنایه و در نقد توهمات دوستان خود که در تلاشند "کنگره به اصطلاح ملی" را در خارج کشور ترتیب دهند، نوشت: «بله! مدتی است برخی از این اندیشگران، داد سخن از ایجاد یک نهاد دمکراتیک در خارج از کشور را می دهند، بی آنکه تا این لحظه تراوشات ذهنی آنها به نتیجه قطعی رسیده باشد. مسئله برپایی یک"ًکنگره ملی" در خارج از کشور از سالها پیش مطرح بوده امّا پرسش این است چرا این طرح هم مانند دیگر طرح های در گذشته مورد استقبالِ عموم قرار نگرفت؟ شاید به این دلیل باشد که کار جمعی در یک تشکل عمومی مستلزم پذیرش مسئولیت و صرف زمان است و این امر با روحیه ما که سال هاست در آسودگی مشغول به فعالیتهای فردی بوده ایم سرناسازگاری دارد؟»
وی در ادامه بدون اشاره به اساس اختلافات اپوزیسیون در سایه عواملی نظیر قدرت طلبی و انحصار طلبی اضافه کرد: «موانعی در این ارتباط وجود دارد. می دانیم ایرانیان خارج از کشور مدت هاست به سبب سرخوردگی از اپوزیسیون، فاقد علاقه به ارتباط گیری مجدد با اپوزیسیون هستند. به گونه ای که رابطه خود با اپوزیسیون را قطع کرده و حاضر نیستند... دیگر هزینه بپردازند، ولو این هزینه فقط انداختن یک برگه رأی در صندوقِ آراء باشد که به فاصله 100 متر از محل زندگی آنها واقع شده باشد.»
نویسنده این سایت سلطنت طلب در ادامه طرح مشکلات اپوزیسیون آورد: «مشکل دیگر اینکه مردم با اتکاء به چه شناختی از نمایندگان به پای صندوق های رأی بروند و هدفمند و آگاهانه عده ای از آنها را برگزینند و راهی"کنگره ملی" کنند؟ اساسا چه ارتباط تنگاتنگی در طول این سال ها بین مردم و فعالین سیاسی در خارج از کشور بوده است که تصور کنیم انتخاب نمایندگان بر پایه یک آگاهی عمیق انجام خواهد شد؟ از سوی دیگر اپوزیسیون هوادار این طرح، فاقد امکاناتی است که بتواند در محل های اخذ رأی از تقلبات جلوگیری به عمل آورد و با آرامش و بدون جنگ و خونریزی پروژه"انتخابات آزاد" و تشکیل"کنگره ملی" را تحقق بخشد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:17  توسط مظلوم1  | 

يك هفته از مهلت يك‌ماهه فائزه هاشمي گذشت

مراجع قضایی تا این لحظه در باره برگزار نشدن جلسه محاکمه بعد از گذشت مهلت یک ماهه اعلام نظر نکرده اند و پاسخگویی را به دفتر سخنگوی قوه قضائیه که مشغول نظارت بر پرونده اختلاس 3هزارمیلیارد تومانی است، محول کرده‌ اند.

خبرگزاری فارس: يك هفته از مهلت يك‌ماهه فائزه هاشمي گذشت

 به نقل از فارس، فائزه هاشمی از ابتدای بروز اغتشاشات و ناآرامی‌هایی که در حوادث بعد از انتخابات سال 88 رخ داد همیشه در پس و پیش پرده نقش بازی می‌کرد و علیرغم اقدامات علنی وی در این راه، دستگاه قضایی هیچ‌گاه اقدام مناسبی برای برخورد با وی انجام نداد و همین دست به عصا راه رفتن قوه‌قضاییه، انتقادات گسترده‌ای را متوجه این دستگاه ساخت.

نکته قابل توجه در این مدت این موضوع بود که به محض اینکه انتقاد یا واکنشی از سوی برخی افراد (درست یا غلط) به عملکرد دستگاه قضایی یا اقدامات فائزه هاشمی رخ می‌داد،‌ قوه‌قضاییه به سرعت یا حکم جلب صادر می‌کرد یا دستور به فیلترینگ سایت و وبلاگ.

به هر حال با گذشت حدود 2 سال از فتنه سال 88 و دستگیری تعدادی از فتنه‌گران، قرار بود 23 مردادماه سال‌جاری در شعبه 15 دادگاه انقلاب به پرونده فائزه هاشمی از عوامل بروز بخشی از تشنجات سال 88 رسیدگی شود اما یک روز قبل از برگزاری جلسه محاکمه شایعاتی در مورد عدم آمادگی فائزه هاشمی برای حضور در دادگاه مطرح شد که این شایعات صبح روز محاکمه به یقین تبدیل شد.

صبح روز 23 مردادماه بود که اعلام شد با درخواست مهلت یک‌ماهه فائزه هاشمی برای حضور در دادگاه موافقت شده است و جلسه محاکمه یک ماه آینده برگزار خواهد شد.

افکار عمومی در حال حاضر این خواسته را از دستگاه قضایی دارند که به راحتی از کنار اتهامات کسانی که ماه‌ها آرامش مردم و جامعه را برهم زدند و باعث خدشه‌دار شدن آبرو و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح بین المللی شدند، نگذرد.

قوه‌قضاییه بعد از اتفاقات سال 88، قول رسیدگی فوری و قاطع و البته توأم با آرامش را به پرونده فتنه‌گران داد ولی متأسفانه دیده شده است که در این بین به پرونده بسیاری از آقازادگان که نقشی غیرقابل انکار در این فتنه داشته‌اند، ‌رسیدگی مناسبی نداشته است و بعضا آنها را در پرونده‌هایی در جایگاه شاکی پرونده نشانده است.

متأسفانه با سرعت و نوع حرکت قوه‌قضاییه در مسیر رسیدگی به پرونده برخی از متهمان فتنه 88 مخصوصا فائزه هاشمی، بیم این می‌رود که برخی از این متهمان هم مشمول رأفت نظام اسلامی شوند و قبل از اینکه به پرونده آنها رسیدگی شود، از آنها رفع اتهام شود.

مردم و آحاد جامعه از قوه‌قضاییه می‌خواهند همان طور که در مسائلی مانند قتل و مفاسد اقتصادی اقدام اساسی مانند تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب یا اجرای احکام در ملأعام را در برنامه دارند، در این پرونده‌ها هم کار را یکسره کند، نه اینکه وقتی پای یکی از آقازادگان به پرونده‌ای باز می‌شود، به سرعت حرف از مهلت و تجدید وقت و مصلحت‌اندیشی به میان آید.

مهلت یک ماهه فائزه هاشمی از دادگاه انقلاب یک هفته قبل و در تاریخ 23 شهریورماه به پایان رسید و در سکوت خبری رسانه‌ها، حرفی از برگزار نشدن این جلسه به میان نیامد.

قوه‌قضاییه باید این آمادگی را داشته باشد که ممکن است به طور همزمان پرونده‌های سنگینی مانند اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی، پرونده فتنه 88 و همچنین جاسوسان آمریکایی مقابل مسئولان قضایی قرار بگیرد و در این امتحان است که می‌تواند با اتخاذ تدابیر مناسب از پس آنها برآید.

مراجع قضایی تا این لحظه در باره برگزار نشدن جلسه محاکمه بعد از گذشت مهلت یک ماهه اعلام نظر نکرده اند و پاسخگویی را به دفتر سخنگوی قوه قضائیه که مشغول نظارت بر پرونده اختلاس 3هزارمیلیارد تومانی است، محول کرده‌اند. 

* فائزه هاشمی رفسنجانی در جریان اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88، دو بار در تاریخ‌های 30 خرداد 88 و 1 اسفند 89 به دلیل حضور در تجمعات غیرقانونی دستگیر شده بود.

* فائزه هاشمی در دستگیری اول اعلام کرده بود که فقط برای خوردن ساندویچ در محل حاضر شده و بار دوم نیز گفته که برای خرید لباس عید در خیابان‌ها و در بین تجمع‌کنندگان حاضر بوده است.

* فائزه هاشمی همچنین در مصاحبه‌هایی مدعی شده بود که مملکت توسط اراذل و اوباش اداره می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:17  توسط مظلوم1  | 

مجتبی واحدی در مقابل چشم همسرش،به خواهر زن خود تجاوز کرد

یک منبع آگاه گفت: مجتبی واحدی مشاور متواری مهدی کروبی زمانی که درایران بود با وجودی که همسرداشت عاشق خواهرزنش شد و در مقابل چشم همسرش،با خواهر زن خود ارتباط برقرار کرد و امروز چنین فرد فاسدی می خواهد جایگاه ولایت را تخریب کند.


به گزارش کلمه به نقل از  محرمانه آنلاین : کسانی که در برابر رهبری ایستاده اند یا فساد اخلاق یا فساد مالی دارند و یا معلوم الحال هستند.

وی گفت: افراد فاسدی مانند مجتبی واحدی  که پرونده تاریک و فاسدی دارند امروز علیه مقام معظم رهبری سخن پرانی می کند.

وی افزود: خداوند از آنها نگذرد و ننگتان باد که اینگونه مقام معظم رهبری که نماد ساده زیستی هستند را مورد هدف قرار دادید.

وی با ذکر خاطره ای از ساده زیستی مقام معظم رهبری و خانواده ایشان گفت: چند وقت پیش  همسر مقام معظم رهبری بیمار شد و مقام معظم رهبری به ایشان فرمودند برای عمل جراحی به بیمارستان بقیه الله برود.

وی تصریح کرد: ایشان با وجودی که 20 روز در بیمارستان بستری بود هیچ کس اطلاع نداشت که ایشان همسر مقام معظم رهبری است و ایشان همه کارها اعم از دریافت ویزیت، دارو و سایر کارها را در نوبت انجام داد. 

وی  ادامه داد: دو روز مانده به مرخص شدن همسر رهبر انقلاب، به مسوولان بیمارستان خبر دادند که مقام معظم رهبری قصد دارد در بیمارستان بقیه الله به عیادت بیایند، آن وقت تازه وقتی متوجه شدند که ایشان برای عیادت همسرشان در بیمارستان آمده بودند.

وی اظهار داشت: متقابلا عده ای زندگی سلطنتی دارند و اگر بیمار شوند به کشورهایی مانند انگلیس می روند و با غارت بیت المال در کشورهای خارجی تحصیل می کنند. 

او گفت: برخی از خواص که دیروز با انقلاب و امام راحل بوده و مانند سایر رزمندگان در صحنه بودند امروز حرف دشمن را تکرار و خون به دل رهبر انقلاب کردند.

وی ادامه داد:ما باید راه خود را روشن کنیم که در جبهه ولایت و یا در مقابل آن قرار داریم.

وی خاطرنشان کرد: باید ولایت در وجود ما نهادینه شود، خیلی از افراد که از ما بزرگتر، وفادارتر و باسابقه تر بودند درجا زده و به جبهه مقابل رفته و یا سکوت همراه با خیانت را انتخاب کردند وما باید با کسب بصیرت لازم،رهبرمعظم انقلاب را تنها نگذاریم.

وی اظهار داشت: با حاکمیت جریان سیاه اصلاحات،نوک تیغ دشمنان به سمت ولایت بود و دراین مدت این مقام رفیع را آملاج حملات خود قرار دادند.

وی تصریح کرد:برخی افراد اصلاح طلب مانند امثال اکبر گنجی و حقیقت جو امروز به خارج از کشور رفته و با افراد بدنام و فاسد همراه شده و به تبلیغ علیه نظام می پردازند.

او تصریح کرد: عده ای در حوادث پس از انتخابات به دنبال ایجاد رهبری دروغین بودند تا حکومت ولایت فقیه را به حکومت سلطنتی تبدیل کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:16  توسط مظلوم1  | 

حجت الاسلام مجتبی ذوالنور جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه در بخشی از گفت و گوی تفصیلی خود با پایگاه خبری-تحلیلی مشرق که به زودی مشروح آن منتشر خواهد شد درباره جزئیات ملاقات سال گذشته خود با کروبی در قم و تهران پرده برداشت.

وی در بخشی از این مصاحبه در پاسخ به این سوال که شما سال گذشته در منزل آقای صانعی با کروبی ملاقات کردید؟ گفت: ملاقات ما در منزل آقای صانعی نبود. وی در منزل صانعی گیر افتاده بود. وقتی خواستند کروبی را نجات دهند دوباره جمعیت حمله کرد، این در حالی بود که از منزل صانعی هم فاصله داشتند و دیگر نمی شد به منزل بازگردند بنابر این به منزل دیگری رفتند.

وی همچنین ادامه داد: آن روز بنده اتفاقی قم بودم. یک سخنرانی داشتم. وقتی موضوع را فهمیدم گفتم که می‌شود کروبی را دید؟ که جواب مثبت دادند. ساعت ۱۲ شب توانستم به ملاقات وی بروم. ملاقات ما نیز خصوصی و دونفره بود. مسئولین نظامی، شهری و حتی محافظین هم وارد بحث نشدند، یعنی ما در اتاق دیگری بودیم. حدود ۴ ساعت با کروبی بحث و جدل کردم و بعد از آن هم وی به ادامه بحث رغبت داشت.

حجت الاسلام ذوالنور با بیان اینکه پس از آن دیدار دوبار دیگر در منزل فرمانیه کروبی با وی ملاقات داشتم، درباره احتمال توبه کروبی از اشتباهاتش نیز تصریح کرد: کروبی حرفی درباره توبه کردن نزد. اما نوع صحبت‌های او این بود که؛ "من با ولایت مشکلی ندارم".

جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه با تاکید بر اینکه با کروبی مبنایی بحث کردم، خاطرنشان کرد: ابتدا هم به او گفتم که به من تحت عنوان ذوالنور سپاه نگاه نکن. من یک طلبه هستم. گفتم که آقای کروبی بنده سوابق قبل از انقلاب و خدمات شما نگاه می‌کردم و شما را به عنوان الگو فرض می‌کنم و فقط واقعاً برای من سؤال است که چرا وقتی آقای کروبی می‌خواهد به قم بیاید مردم به جای اینکه بگویند «صلی علی محمد یار امام(ره) خوش آمد» بگویند مرگ بر کروبی؟ چه چیزی عوض شده است؟ آیا انقلاب و نظام تغییر کرده‌اند؟

وی با بیان اینکه کروبی در جواب سوال های مبنایی جوابی نداشت، افزود: بحث به جایی رسید که خود کروبی این جمله را گفت که؛ " من می‌دانم اگر رهبری آسیب ببیند نظام براندازی می‌شود و براندازی نظام این نیست که یک جمهوری تضعیف شود بلکه با حضور دشمن در مرزها و وضعیت قومیت‌ها، کشور تجزیه خواهد شد.

ذوالنور ادامه داد: به کروبی عرض کردم تو که می‌دانی نتیجه چیست، پس چرا عمر خود را در راهی صرف می‌کنید که اگر به نتیجه برسد باعث نابودی و تجزیه کشور می‌شود و اگر هم موفق نشوید عمر خود را به راه باطل برده‌اید. کروبی جواب هم نداشت برای این سوال.

جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به سوال خود از کروبی مبنی بر اینکه، " آقای کروبی چرا برنمی‌گردید؟" گفت: وی جواب‌های متعددی داد که من رد کردم و حرف رسید به اینجا که خودش گفت: من فقط نیستم که برگردم، پس کسانی که به فرمان و طرفداری از من آمدند کشته شدند و خسارت بدنی و مالی دیدند چه؟

وی ادامه داد: به کروبی گفتم طرفدارانت یا شما را قبول دارند، که در این صورت از جهنم نجاتشان دادی یا اینکه شما را قبول ندارند. اگر ندارند پس چرا برای آنها می خواهید در مسیر آتش قرار بگیرید؟ شما خودت را نجات بده. این صحبت‌ها حدود ۹ تا ۱۰ ساعت انجام شد.

ذوالنور در پاسخ به این سوال که آیا زمینه برگشتی در کروبی مشاهده کردید یا خیر؟ خاطرنشان کرد: زمینه برگشت در کروبی بیشتر از موسوی است چون من کروبی را بدذات نمی‌دانم. وی ساده و خوش‌ذات است ولی اشتباه می‌کند و القائات افراد مختلف روی او اثر می‌گذارد. لذا امید به اینکه عاقبت به خیر بشود را دارم هرچند روزبروز کمرنگ تر می شود. اما موسوی خیر، چنین امیدی درباره او ندارم. البته مقلب‌القلوب خداوند است، بنده بر اساس ملاک ظاهری عرض می‌کنم. در ضمن اگر کسی به مردم و اعتبار کشور و حیثیت خون شهدا ضربه زد با «بک یا الله» شب قدر درست نمی‌شود، فقط شاید از مسیر غلط خود نجات پیدا کند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:16  توسط مظلوم1  | 

برگزاري همايش اصلاح طلبان در آستانه انتخابات تنها شانتاژ خبري است

بازرس خانه احزاب، با بيان اين مطلب كه اصلاح طلبان در درون، يكديگر را قبول ندارند،گفت:‌ حركات آنها و اظهار نظرشان پيرامون برگزاري همايش در آستانه انتخابات شانتاژهاي خبري است كه پايه و اساس هماهنگ و قانوني هم ندارد.

 

برگزاري همايش اصلاح طلبان در آستانه انتخابات تنها شانتاژ خبري است

بهادر ولي زاده در گفتگو با خبرنگار حوزه احزاب باشگاه خبرنگاران با اشاره به اينكه اخبار منتشر شده در خصوص برگزاري همايش اصلاح طلبان در آستانه انتخابات، تنها شانتاژ خبري است، افزود: برگزاري همايش توسط شوراي هماهنگي اصلاح طلبان از نظر حقوقي و قانوني جرم بوده و لذا معاونت سياسي وزارت كشور و قوه قضائيه بايد عكس العمل نشان داده و با آنان برخوردار كند.

وي در ادامه اظهارات خويش در خصوص لزوم روشن شدن تکليف خانه  احزاب، اظهار داشت: معاونت سياسي وزارت كشور  بايد پل همكاري و هماهنگ کننده ميان احزاب باشند تا احزاب در راستاي اهداف بلند نظام و آرمان هاي انقلاب بتوانند مفيد و موثر باشند، بخصوص اينکه در زمان انتخابات خانه احزاب مي تواند نقش هماهنگ کننده احزاب را داشته باشد./خ

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:16  توسط مظلوم1  | 

دو راهکار جدید نوری زاده برای براندازی

علیرضا نوری زاده در برنامه شب گذشته خود ضمن اعتراف به عدم توجه و همراهی مردم ایران با برنامه های اپوزیسیون در 32 سال گذشته برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران، دو راهکار جدید برای براندازی نظام ارائه کرد.

 

//

 علیرضا نوری زاده در برنامه شب گذشته خود 19 سپتامبر (28 شهریور) در شبکه سلطنت طلب کانال یک با اعتراف به همراهی نکردن مردم ایران با فتنه گران در جریان اغتشاشات دوسال گذشته دو راه کار برای بر اندازی جمهوری اسلامی ایران ارائه می دهد.
نوری زاده که در جریان اغتشاشات سال 88 به همراه محسن سازگارا با ارائه دستور العمل هایی تلاش های فراوانی در تحریک فتنه گران برای ایجاد نا امنی و آشوب در خیابان های تهران را بر عهده داشت، در برنامه خود گفت: «برای بر انداختن این رژیم دو کار اساسی باید کرد: اول آنکه باید به فکر نیروی جانشین باشیم آن هم در خارج از کشور، چرا که فقط نیرو های داخلی (اپوزیسیون داخلی) به تنهایی نمی توانند عامل تغییر رژیم باشند».
وی با ابراز ناراحتی از سرنگونی دیکتاتور مصر افزود: «اگر در مصر ایالات متحده پشت مبارک را خالی نمی کرد و ارتش را تحت فشار قرار نمی داد این اتفاق در آنجا نمی افتاد، پس عامل خارجی به عنوان یک اصل اساسی برای برانداختن یک رژیم لازم می باشد».
نوری زاده در ادامه با تاکید بر عدم همراهی مردم ایران با فتنه گران در اغتشاشات دو سال گذشته و همچنین عدم همراهی آنها با اندک معترضان به خشک شدن دریاچه ارومیه در این شهر از حرکت "جمعی و فراگیر" به عنوان دومین عامل اساسی برای بر انداختن جمهوری اسلامی نام برد و گفت: «یک حرکتی که در ایران آغاز می شود باید به یک حرکت جمعی در سراسر کشور تبدیل شود، نباید این حرکت در پایتخت خلاصه شود».
وی افزود: «وقتی من در اینجا می آیم داد می زنم دریاچه ارومیه یک مسئله ملی است نه منطقه ای باید بلوچ ها، عرب های ایران، کرد ها، گیلانی ها، مازندرانی ها، تهرانی ها، اصفهانی ها و... همه و همه بپا خیزند. چرا روشنفکران ایرانی ما در قضیه دریاچه ارومیه با آذربیجانی ها همراهی نکردند».
گفتنی است همان طور که نوری زاده اعتراف کرده است مردم انقلابی ایران اسلامی برای حرف های امثال نوری زاده و اپوزیسون خارج نشین تره هم خورد نمی کنند. رفتارمردم ما در 32 سال گذشته نشان داده است که همواره بر خلاف آن چیزی که دشمنان نظام، اپوزیسیون خارجی و رسانه های غربی برای آنها نسخه پیچیده اند عمل کرده اند به عنوان نمونه همه ساله در ایام انتخابات این رسانه ها با راه اندازی پروژه تحریم، از مخاطبان خود می خواهند در انتخابات شرکت نکنند و یا در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن و روز جهانی قدس حضور نیابند ولی مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی همواره با حضور ده ها میلیونی خود به این خواسته های دشمنان نظام نه گفته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:15  توسط مظلوم1  | 

اگر شرایط مناسب بود هاشمی رفسنجانی همان دو ماهه نخست پس از انتخابات 84 ، احمدی‌نژاد را برکنار کرده بود

دودانی افزود:واقعیت ساختار حکومتی ایران اگر با آرمان هاشمی رفسنجانی سازگار بود در همان دو ماهه نخست پس از انتخابات 84 ، احمدی‌نژاد را برکنار کرده بودند. آنچنان فشار اجتماعی، سیاسی و روانی آوردند که هیچ کس نمی‌توانست دوام آورد و رییس جمهور با هیات وزیرانش سرنگون می‌شد.

 

هوشنگ دودانی از چهره های اپوزیسیون خارج نشین در تحلیلی نوشت:هاشمی رفسنجانی از برکناری احمدی نژاد به عنوان اول گام برای شروع تغییرات سخن می گوید. 


دودانی ادامه داد: ورودهاشمی رفسنجانی به رقابت‌های انتخاباتی، برای بار سوم، در دور نهم و پشتیبانی فعال او از موسوی در دور دهم مهمترین دلیل برای این موضوع است که هاشمی رفسنجانی با جابجایی نسلی در دستگاه حکومتی ایران مشکل داشت .

دودانی ادامه داد:هاشمی رفسنجانی با پشتبانی از معین در انتخابات نهم می‌توانست او را با نسل بعدی پیوند بدهد اما چنان نکرد و معین را وادار به پشتیبانی از خود کرد و به پیوندهای معین نیز آسیب زد، آنگونه آسیبی که در دور دهم معین نتوانست به رقابت دوباره بپردازد. یعنی سرمایه اجتماعی که با تلاش خاتمی انباشته شده بود به کار گرفته نشد. چون با آمدن موسوی بازی نسلی دور پیش باز هم تکرار شد.

دودانی افزود:واقعیت ساختار حکومتی ایران اگر با آرمان هاشمی رفسنجانی سازگار بود در همان دو ماهه نخست پس از انتخابات 84 ، احمدی‌نژاد را برکنار کرده بودند. آنچنان فشار اجتماعی، سیاسی و روانی آوردند که هیچ کس نمی‌توانست دوام آورد و رییس جمهور با هیات وزیرانش سرنگون می‌شد.

یاران هاشمی رفسنجانی اگرچه خوب رزمیدند اما دچار نابهنگامی تاریخی هستند. چون رییس جمهور برگزیده مستقیم مردم است و میزان محبوبیت او در افکار عمومی پس از انتخابات تا پایان دوره ریاست جمهوری تعیین کننده ماندن و رفتن او نیست حتی می‌تواند همه وزیرانش را عوض کند اما چون خود از صندوق درآمده است تا پایان دوره می‌ماند.

وی افزود:رییس جمهور برگزیده مردم سهم بردار نیست حتی اگر چهار سال فریاد بزنید رای من چی شد. رییس جمهور سهم بردار نیست. رایتان به صندوق رفت و احمدی‌نژاد رییس جمهور شد.

دودانی در پایان با انتقاد از سیاسیت های خیابانی میرحسین موسوی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دنبال کرد اظهار داشت:تصویر میرحسین موسوی بر دوش مردم در خیابانی در تهران تکرار نابهنگام همان تصویری بود که مصدق ایجاد می‌کرد و هرگاه که کارش در مجلس پیش نمی‌رفت او به خیابان می‌رفت و می‌گفت مجلس آنجاست که مردم هستند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:15  توسط مظلوم1  | 


احکام جوجه شيطان پرست ها
احکام جوجه شيطان پرست ها


شيطان پرستي از نگاه فقه
 

شايد وقتي آن ماجراي بزرگ در بارگاه ربوبي اتفاق مي افتاد و ابليس ملعون يا همان شيطان رجيم خودمان از دستور الهي مبني بر سجده بر حضرت آدم (ع) سرپيچي مي کرد و کت بسته از ملکوت عالم اخراج مي شد، به ذهن خود اين خبيث هم خطور نمي کرد که روزي براي عده اي انسان نادان و گمراه در مسند خدايي قرار بگيرد و به اصطلاح براي خداي لاشريک هم عرض اندام شريکي و انبازي بکند! والا حتما همان جا اين مسأله را به رخ خدا مي کشيد و بخاطر همان به تهديد خداوند هم مي پرداخت!!
به هر حال قدما گفته اند«دنيا» هم ريشه با واژه «دني» و پست است و از پستي اين دنيا همين بس که اشرف مخلوقات آن يعني انسان به درجه اي از انحراف و انحطاط فکري و رفتاري برسد که شرورترين و منفورترين موجود عالم که همواره شايسته لعن و نفرين تکفير است را به منزله خدا و معبود خود بداند و بخواند و... «پنهت بالله» (چرا تعجب کرديد؟ اين بدبخت هاي شيطان پرست کلي پول مي دهند و با عمل جراحي گوش خودشان را دراز وتيز مي کنند يا زبان خودشان را از وسط شکاف مي دهند تا شبيه شيطان شوند؛ خلاصه قيافه خودشان را تغيير مي دهند، ولي کسي حرفي نمي زند حالا ما «پناه بر خدا» ي فارسي را قدري عربي کرديم تعجب مي کنيد؟!»

حتي جوجه شيطان پرست ها
 

خلاصه کلام اين که در اين شماره قصد داريم از منظر فقه وشريعت به دم ودستگاه وتشکيلات شيطان پرستي نگاهي بيندازيم. البته ممکن است برخي بگويند: «بابا شيطان پرستي به معناي واقعي کلمه خيلي نادر است وآن هم در برخي از کشورهاي اروپايي مانند انگلستان وايتاليا و.... رواج دارد و ادا و اطوار جوانان و نوجوانان داخلي که نوعي رفتارهاي طبيعي براي جلب توجه وکسب جايگاه اجتماعي در اين سنين است را نبايد به حساب شيطان پرستي گذاشت و به آن گير داد.»
اما در جواب اين دوستان بايد بگوييم؛ اولاً اگر نمي دانيد بدانيد که يکي از قديمي ترين تفکرات شيطان پرستي در همين بيخ گوش مان يعني در کردستان عراق رواج دارد به نام فرقه «يزيديه» که متأسفانه عده اي در مناطق مرزي داخل کشور هم به اين فرقه تعلق دارند که شيطان را «مک طاووسم خطاب مي کنند و براي خود تشکيلات گسترده و رهبر و.. دارند و حتي از نماينده در پارلمان عراق هم برخوردارند.
ثانياً انحراف و خطا ه شوخي بردار نيست وحتي يک بچه هم اگر با آتش بازي کند مي سوزد. در نتيجه همين جوجه شيطان پرستي هاي خودمان هم چه بسا شوخي شوخي خود را گرفتار برخي انحرافات و آلودگي ها کنند که گام اول جلوگيري از اين خطر آگاهي وشناخت درست جوانب وابعاد انحراف واشتباه در اين زمينه است.

ارتداد خطري در کمين
 

مهم ترين و جدي ترين خطري که ممکن است در تمايل و ورود به اين فرقه ها و گروه ها دامن گير انسان شود خطر ارتداد است. هر چند بحث ارتداد بحثي جدي و پرحاشيه و البته کاملاً منطقي و متقن در معارف ديني ما و ديگر اديان آسماني است که جاي بحث و تأمل بسيار داد،ر اما به طور مختصر مي توان گفت هر نوع تغيير تفکر اعتقادي و بازگشت عالمانه و از روي قصد از عقايد و باورهاي بنيادين اسلامي که از ضروريات دين به حساب مي آيد، در حکم ارتداد است و احکام سخت و سنگيني را به دنبال دارد.
البته تحقق عنوان مرتد براي يک فرد شروط و حدود خاص خود را دارد که فقها با برخي اختلافات آن را بيان کرده اند. اما نبايد تصور کرد که فرد مرتد مانند قطام سريال امام علي(ع) قيافه اش شبيه گرگ مي شود يا شاخ بزرگي وسط کله اش درمي آيد؟! بلکه با يک جمله ساده و کفرآميز هم ممکن است فرد در زمره افراد مرتد دربيايد که اين خطر را نبايد شوخي تلقي کرد.
در عين حال برخورد قضايي با فرد مرتد مسأله اي حکومتي است؛ اما وقتي فردي مرتد شد نه مالک اموال خود است و نه ديگر همسر شرعي اش به او تعلق دارد. يعني مانند فرد مرده تلقي مي شود که لازم است اموالش در بين ورثه تقسيم شود و همسرش هم از او جدا مي شود. به علاوه خودش هم طبق برخي نظرات نجس محسوب مي شود و...
در نيتجه اطرافيانش موظفند تاحد امکان اين احکام را رعايت کنند البته اگر ارتداد او برايشان محرز شد. (اين بار واقعاً «پنهت بالله»)

شيطان پرست هاي 12 امامي؟!
 

از اين مرحله که بگذريم و از خطر فجيع ارتداد صرف نظر کنيم نبايد از برخي خطرات و آلودگي هاي ديگر که ممکن است دامن گير اين تفکر شود غافل شد. زيرا بسياري از جوان هايي که خود را به شکل و شمايل شيطان پرستان در مي آورند ته دل شان مي گويند «بابا ما که شيطان پرست نيستيم، مسلمان و شيعه 12 امامي هستيم و از روي علاقه و حال و هواي جواني تيپ satanism مي زنيم و خلاصه اين کارها از نظر شرعي و ديني مشکلي ندارد.»
در حالي که جداي از بحث عقيدتي خطرات متعدد و گناهان متنوعي ممکن است در کمين همين شيطان پرست هاي 12 امامي باشد و بنا نيست که معيار و ميزان همه چيز فقط آن چه در دل انسان مي گذرد باشد و اعمال و رفتار ظاهري ما تحت هر شرايطي بي اشکال يا لااقل قابل اغماض باشد.
اگر بناي دين و شريعت اين بود و اين حرف هاي عوامانه که «آدم بايد دلش پاک باشد» يا «خدا به دل آدم نگاه مي کند نه ظاهرش» درست بود که نياز به دين جديدي نداشتيم.
پس رفتار ظاهري و عملکرد بيروني انسان هم داراي اهميت بسياري است، اگرنگوييم همه رفتارهاي بيروني به نوعي تجلي باورها و عقايد دروني ماست و به قول قدما: «از کوزه همان برون تراود که در اوست»

لطفاً مرا ببينيد!؟
 

اولين مشکل ورود در عرصه شيطان پرستي که شايد بارزترين نماد اين گروه هم باشد، تأثيرپذيري از مدل ها و شکل و شمايل و تيپ و قيافه شناخته شده اين تفکر است. در واقع شيطانپرست ها اصرار دارند در نوع آرايش و پوشش و مدل مو و آلات و ابزاري که به خود آويزان مي کنند از هر گروه و جمعيت و حزب ديگري متمايز و متفاوت باشند که الحق و الانصاف در اين تلاش موفق هم بوده اند و اگر برخي از تصاوير اين افراد را در اينترنت ببينيد تصديق مي کنيد که خداوکيلي اين عده از تيره آدميزاد جدا شده اند و به موجودي بين انسان و جن يا انسان و حيوان تبديل شده اند.
به هر حال حتي در نمونه هاي بسيار بسيار رقيق تر هم اگر کسي در کشور ما بخواهد اداي شيطان پرست ها را درآورد، مجبور است از مدل مو و تيپ و قيافه اي استفاده کند که معمولاً او را انگشت نما مي کند و چنان که مي دانيد اين کار يعني نوع قيافه و پوششي که موجب انگشت نما شدن انسان شود و تحت عنوان «لباس شهرت» قرار مي گيرد و حرام است. (هر چند واضح است که اکثر افراد تنها با همين هدف اين تيپ را مي زنند و ظاهر و باطن شان فرياد مي زند «ايها الناس لطفاً مرا ببينيد!»)
البته اين مسأله بسته به موقعيت هاي زماني و مکاني شرايط متفاوتي به خود مي گيرد و چه بسا پوشيدن يک تي شرت با آرم شيطان پرستي و حتي استفاده از برخي نمادهاي آنها در برخي شهرها مصداق لباس شهرت نباشد؛ اما مسلماً در بسياري از مناطق کشور هنوز اگر جواني با اين تيپ و قيافه بيرون بيايد ملت نچ نچ کنان او را به هم نشان مي دهند و مي گويند «حيف گوشت کيلويي 16 هزارتومان که...»

شبيه کروکوديل!
 

مشکل بعدي اين گروه آن است که با تيپ و قيافه اي که به طرفداران و علاقه مندان شان تحميل مي کنند عملاً آنها را از دايره تظاهر به مسلماني خارج کرده و اگر فرد بخواهد به ريخت و قيافه شيطان پرستان درآيد (حتي اگر در جايي زندگي کند که اين تيپ يا اين لباس باعث انگشت نما شدنس هم نباشد) اما چون با اين تيپي که مي زند شبيه اين موجودات بي دين و بي خدا مي شود کار حرامي انجام داده. زيرا در فقه ما شبيه شدن به کافران يا به اصطلاح «تشبه به کفار» حرام است و به همين دليل است که برخي از مراجع استفاده از کراوات و پاپيون و مانند آن را جايز نمي دانند.
البته چنان که مي دانيد کار اين گروه و ريخت و قيافه اي که براي انسان مي سازند از تشبه به کفار گذشته و چيزي شبيه تشبه به حيوانات وحشي است. چنان که شيطان پرستان اصل (Made in England) و مورد عنايت حضرت شيطان کاري با قيافه خودشان مي کنند که بيشتر شبيه کروکوديل و هشت پا و مانند آن مي شوند.

دست به يقه با خود!
 

همان طور که گفتيم اين قبيل کارها يعني ايجاد تغييرات مختلف بر روي اعضاء بدن، مانند درست کردن شاخ روي سر يا دو تکه کردن زبان يا رد کردن حلقه هاي مختلف از اعضاء بدن و ايجاد برجستگي هاي فراوان در دست و پا و... کار شيطان پرستان اصلي است و معمولاً طرفداران داخلي آنها عملاً در حکم نمونه هاي چيني ديگر اجناس هستند که کارايي و عملکرد جنس اصل را ندارند. اما در عين حال اگر کسي بخواهد به نوعي از اين کارها تقليد کند، بايد بداند که هر گونه صدمه زدن به بدن چه به شکل جدي و عميق يا سطحي و کم درد (اما در هر حال خطرناک) حرام است و کسي حق ندارد روي پوست بدن خود با خراش دادن يا سوزاندن حتي قلب تيرخورده بکشد و «سلطان غم مادر» بنويسد (چه رسد به کشيدن ستاره پنتاگرام يا صليب برعکس و هرم ابليسک و...)
در هر حال وارد کردن اين گونه صدمات جسمي به بدن، به خودي خود حرام است و فرداي قيامت که به اذن و اراده الهي همين اعضاء و جوارح به حرف آمدند يک دفعه مي بينيد دست خودتان يقه تان را چسبيد و از شما شاکي شد که چرا اين همه بلا سرش درآورديد و خلاصه براي اين که با خودتان دست به يقه نشويد مواظب بدن خودتان باشيد و اين قدر اين اعضاء زبان بسته را اذيت نکنيد (البته اين بحث براي خيلي از افراد ديگر هم مي تواند مطرح باشد. بخصوص افراد وسواسي که دو ساعت سر پا مي ايستند و مي خواهند يک غسل چند دقيقه اي انجام دهند!)

حواشي غيرمجاز!
 

يکي ديگر از مشکلات ورود به عرصه شيطان پرستي اگر اهل عقايد و باورها و ادا و اطوارها و ريخت و قيافه آنها هم نباشيم حضور در جمع اين افراد و ارتباط با محافل و مجالس آنهاست.
همان طور که مي دانيد رفتارهاي شايع در محافل شيطان پرستي رفتاري غير ديني و حتي غيرانساني است که نيازي به ذکر آنها نيست. اما حتي اگر بپذيريم در پارتي هاي شيطان پرستان داخلي، بسياري از آن اعمال زشت و تنفرآميز انجام مي شود اما رفتارهاي عادي در تقديس و سرسپردگي به شيطان و توهين به مقدسات اديان در قالب برخي اشعار و رقص ها و... انجام مي شود که حتي حضور در اين جمع و شنيدن اين کفريات و ديدن اين رفتارهاي حرام هم حرام بوده و غير قابل قبول است.
از همين جا گريزي مي زنيم به دسته آخري که نه شيطان پرستند و نه اهل استفاده از لباس ها و نمادها و آرايش هاي آنان و حتي با هيچ جمع شيطان پرستي يا هيچ جوجه شيطان پرست ديگر هم ارتباطي ندارند؛ اما در عين حال فيلم هاي شيطان پرستان را مشاهده مي کنند و به آهنگ هاي آنان علاقه مندند.
گرچه در شماره هاي قبل به طور مفصل در مورد موسيقي و جنبه هاي حرمت آن اشاره کرديم اما اجمالاً خدمت اين دوستان عرض مي کنيم که حتماً مي دانيد که بسياري از اين موسيقي ها و فيلم ها حاوي تصاوير مستهجن و آهنگ هاي حرام و بخصوص اشعار و متون کفرآميزي است که استفاده از اين محصولات خاص را به عملي غير شرعي تبديل مي کند و خلاصه نمي توان همانند بسياري از موسيقي هاي ديگر از اين محصولات هم استفاده کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:14  توسط مظلوم1  | 

امتياز گيري جمهوري اسلامي در قبال آزادي دو جاسوس آمريكايي

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی،گفت: در صورت آزادي قطعي دو جاسوس آمريكايي،جمهوري اسلامي بايد آزادي زندانيان بي گناه ايراني محبوس شده در آمريكا را مطالبه نمايد.

 

امتياز گيري جمهوري اسلامي در قبال آزادي دو جاسوس آمريكايي

محمد کرمی راد نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پارلماني باشگاه خبرنگاران با بیان اینکه اگر قرار باشد جمهوری اسلامی ایران با آزادی دو تبعه آمریکایی موافقت کند باید امتیازاتی در قبال این کار خود از ایالات متحده اخذ کند گفت: امتیاز آزادی زندانیان بی گناه ایرانی محبوس شده در آمریکا از جمله شهرزاد میرقلی خانی و پس گرفتن اموال بلوکه شده ایران در آمریکا می تواند در قبال آزادی (شین بائر) و (جاش فتال) و همچنین سارا شورد که قبلاً آزاد شده از سوی جمهوری اسلامی گرفته شود.

وی در ادامه تصریح کرد: اخذ امتیاز در قبال این کار سیاسی می تواند هم در افکار عمومی داخل کشور و هم برای دوست داران نظام در خارج از کشور به گونه ای باشد که عزت، اقتدار و بزرگی ایران اسلامی را در این رابطه بيشتر از گذشته به رخ بكشد.

گفتنی است ؛سه تبعه آمریکایی به نام های شین بائر، سارا شورد و جاش فتال  31 ژوئیه سال گذشته میلادی در حالی که به صورت غیر قانونی وارد مرزهای غربی کشورمان شده بودند و در حال پرسه زنی در نزدیکی مرز عراق بودند به اتهام جاسوسی توسط مقامات کشورمان بازداشت شدند./ع


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:13  توسط مظلوم1  | 


خطر شيطان پرستي »را جدي بگيريم!!
خطر شيطان پرستي »را جدي بگيريم!!

 گرايش برخي جوانان به مدهاي غربي،و غفلت از معاني برخي مدل هاي مورد استفاده در مو وپوشاک ،نشان دهنده ي توجه نکردن اين جوانان درمورد فلسفه ي ظهور چنين مدهايي است.بسياري ازسرمايه داران يهودي و امريکايي اين مدلها را ترويج مي کنند تا جوانان را درغفلت و سطحي نگري نگه داشته و به دنبال اهداف خود بکشانند.

قدم که درخيابان هاي شهر مي گذاري پديده هاي جديدتري به چشمت مي خورد و فکر مي کني که از خوابي چند ساله بيدار شدي و با اين جامعه فاصله زيادي داري.
اين روزها برخي از جوانان جامعه که بخش بزرگي از جمعيت کشور را تشکيل مي دهند ،به پيروي ازمدهاي غربي اقدام و برخي از آن استفاده مي کنند.
براي مثال مي توان به استفاده از لباس هايي که نماد شيطان پرستي روي آنها نقش بسته و يا آرايش موها به مدل هايي که مخصوص هم جنس بازان غربي است،اشاره کرد.

زنگ خطر:
 

1-شيطان پرستي اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و به زودي به انتقال ايدئولوژي خواهد پرداخت.
2-شيطان پرستي داراي يک جهان بيني بوده و شيطان پرستان براي اثبات حقانيت خود شواهد زيادي ادعا مي کنند و به راحتي مي توانند افراد 6تا60 سال را با خود همراه کرده و بفريبند.
3-آنها اکنون در دانشگاه ها و بين دانشجويان رخنه مي کنند و به اجراي برنامه ازجمله کنسرت مي پردازند.
4-آنها شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگرکسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوري که معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد!
5-آنها ازطريق تهيه ي فيلم و موسيقي ،شيطان پرستي را ترويج مي دهند و اکنون اين موسيقي در ميان تعدادي از جوانان دست به دست مي گردد.
6-يکي از شرايط عضويت و پذيرش از سوي گروه هاي نوظهور شيطان پرستي ،مصرف مواد تخديري بسيار قوي از جمله کوکائين ،حشيش و قرص هاي اکس است.
7-دليل استفاده ي اين گروه ها ازاين مواد ورود به حالت خلسه براي انجام مراسم هاي ويژه ي آنان است.
8-بيش از 90 درصد دستگير شدگان در پارتي يک گروه شيطان پرستي در کرج که در قالب اجراي کنسرت برگزارشد،از نقاط مرفه نشين تهران بودند.

آشنايي با آداب و مراسم شيطان پرستان:
 

الف)اعمال و زمان اجراي مراسم
شيطان پرستي در زمان هاي بسيار قديم و قرون اوليه درچندين زمان انجام مي گرفت.
اولين اعمال شيطان پرستان هنگام کسوف و خسوف صورت مي گرفت.اين تصور وجود داشت که شيطان و خداي تاريکي از انسان ها عصباني هستند و منتظرهديه ي خود مي باشند و اگر قرباني براي آنها انجام نمي گرفت خداي تاريکي و شيطان تمام انسان ها را قتل عام مي کرد،لذا براي آرامش شيطان قرباني کردن انسان انجام مي شد،اين مراسم به خصوص درقبايل آمريکاي جنوبي بسيارفراوان ديده شده است.
به گونه اي که اکتشافات به دست آمده وجود اين قرباني ها را تصديق مي کند واتاق هاي مخصوص قرباني کردن نيزبه شيوه اي خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت؛قرباني کردن انسان درآن دوره در يک شب کاملاً تاريک انجام مي شد.
مهم ترين اعمال شيطان پرستان انجام امور جنسي است و همچنين اين گروه،ازشيطان براي پيشبرد اهداف حاضرين کمک مي خواهند.
ب)مراسم قرباني کردن
ازجمله ابزار و راهکارهاي زمينه سازان دين گريزي ،ايجاد فضاي وحشت در ميان مردم است.
شيطان پرستان چنين فضايي را درفيلم ها و مراسم خود به نمايش مي گذارند و خشن ترين و شنيع ترين اعمال و رفتارها را انجام مي دهند.چنين فضاي وحشتي را در مراسم قرباني شيطان پرستان مي توان جست و جو کرد.
دراکتشافات به دست آمده به اين نتيجه رسيده اند که يکي ازقبايل موجود در آمريکاي جنوبي،شيطان را پرستش مي کردند و حتي قرباني هايي را نيز ازانسان به شيطان هديه مي کردند که مکان هايي که درآن مراسم قرباني را انجام مي دادند ،هنوز وجود داشته و اجساد موميايي به دست آمده و نوع کشته شدن ها ،حاکي از همين مطلب است.

ريختن خون،نشانه ي تقدس مراسم قرباني است.
 

در شيطان پرستي جديد قرباني کردن مفهومي ندارد اما براي آنان-که هنوز پيرو شيطان پرستي قديمي و قرون وسطايي هستند-اين کار درشبي تاريک انجام مي شود.اين مراسم به شرح ذيل انجام مي پذيرد:قرباني ،توسط آب مقدس غسل داده شده و بر روي محراب خوابانده مي شود.البته قرباني ها را قبل از مراسم،بيهوش مي نمايند.درکامل ترين مراسم قرباني کردن براي شيطان،قرباني پس ازکشته شدن و نوشيدن خون وي توسط ديگران ،با آتش سوزانده مي شود.
اين مراسم توسط يکي از اعضا به زباني کاملاً بي معني و بعضاً عبري خوانده مي شود.
قرباني کردن دختربچه ها بهترين هديه براي شيطان عنوان مي گردد .دراين آيين ،براي آرامش و احترام به شيطان ،قرباني کردن انسان امري ضروري است.
چرا تا اين اندازه شيطان در ما طمع کرده است!؟با کدامين منطق دست از قرآن و عترت برکشيده ايم و در دام کيد و فريب شيطان ،با آسودگي خاطر،به خوابي خوش گرفتارآمده ايم!؟به وعده هاي پوچ او دل خوش کرده ايم و چشم به سراب دوخته ايم!؟چرا از آب زلال و گوارا سيراب نمي شويم و گفته هاي خوبمان و صالحان را به گوش جان نمي شنويم و حرف شيطان را از کلام خداوند ،بالاترمي دانيم!؟آيا اين همه رنجي که درزندگي خود مي بريم،نشانه ي خسارت و زيانکاري ما نيست!؟آيا فقر و فحشاي فراگيرجهان امروز،علامت اشتباه بزرگ ما نيست!؟چنگ هاي خونين و کشتارهاي ميليوني ،چه چيزي براي ما به ارمغان آورده اند!؟چرا به اتحاد و همدلي روي نمي آوريم !؟چرا ازمهرباني و صميمت خشنود نمي شويم!؟آيا عدالت و معنويت ،گم شده ي فرزندان آدم نيست!؟
ج)مراسم نمازسياه يا نماز جماعت سياه
يکي ازمعروف ترين مراسم شيطان پرستان نماز سياه است که در کليساي شيطان پرستان انجام مي شد.
دراين مراسم صليب وارونه آويخته مي شود ،روي محراب به جاي پارچه ي سپيد پارچه ي سياه انداخته و شمع سياه سوزانده مي شود .و کشيش و حاضران برهنه مراسم را ايجاد مي کند. وقتي که نام خدا يا مسيح آورده مي شود همگي حرکاتي کفرآميز انجام مي دهند .علاوه برآن دعاها و سرودهاي مذهبي وارونه خوانده مي شود.يعني جاهايي که سخن بهشت و زيبايي است سخن اززشتي و پليدي به ميان مي آيد.کشتن کودکان و ريختن خون معصومان و باکره ها جزء آدابي بوده که دراواخر قرون وسطي به نمازجماعت سياه افزوده شد و البته گاهي هم حيواناتي قرباني مي شدند .درآغاز،اعمال جنسي دراين مراسم وجود نداشت و فقط مسيحيت و اعمال آنها مورد تمسخرقرار مي گرفت ولي بعد ازچندي اين اعمال نيزبا اين مراسم درآميخت.
اين حرکات ازاعتقادات پاره اي از شيطان پرستان مايه مي گرفت که اعتقاد داشتند بايد بدي را به خاطر نفس بدي انجام داد زيرا آنها معتقد بودند که اين تنها راه رستگاري است.
شيطان صلح و صميمت ،رفاه و پاکي و روحانيت و اعتلا را براي انسان ها نمي پسندد. او براي گمراهي و سقوط انسان ها سوگند ياد نموده و دراين مسيرازهيچ اقدامي فرو گذارنمي کند.
گاه وعده مي دهدو با آرزوهاي دور و دراز ،انسان ها را مي فريبد.گاه از راه ترس وارد جان آدمها مي شود؛و ترس از فقر يا آينده اي تاريک و مبهم .با لحظه اي نوميدي يا دقايقي لبريزازغرورجاهلانه به هدف خود مي رسند.ازراه کسب حرام و ثروت اندوزي ها وزياده خواهي ها و يا بخل و خست وحرص به فکر و روح انسان ها مسلط مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:13  توسط مظلوم1  | 

رمز گشایی از برنامه جدید فتنه گران

مجتبی شاکری، عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با سیاست ما با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در روز عید سعید فطر در مورد لزوم پرهیز از امنیتی کردن فضای انتخابات گفت: انتخابات نوعی تجلی نظام مردمی و مردمسالاری دینی است و انتخابات پرشور منوط به حضور مردم است، در جریان انتخابات کاندیداهای مختلف با تفکرات گوناگون در حال رقابت با یکدیگر هستند، هر کس برای اثبات خود مزیتهای خود را مطرح می کند و عیوب طرف مقابل را نیز بیان می کند.

 

مجتبی شاکری، عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با سیاست ما با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در روز عید سعید فطر در مورد لزوم پرهیز از امنیتی کردن فضای انتخابات گفت: انتخابات نوعی تجلی نظام مردمی و مردمسالاری دینی است و انتخابات پرشور منوط به حضور مردم است، در جریان انتخابات کاندیداهای مختلف با تفکرات گوناگون در حال رقابت با یکدیگر هستند، هر کس برای اثبات خود مزیتهای خود را مطرح می کند و عیوب طرف مقابل را نیز بیان می کند.
وی با ذکر اینکه اصل قرار گرفتن بیان عیبها در انتخابات یکی از زمینه های امنیتی شدن انتخابات است، افزود: در برخی مواقع گروههای مختلف در انتخابات بیشتر بر بیان این عیبها متمرکز می شوند، تا در این رقابت برنده شوند، اگر اصل بر تکلیفمداری باشد و بازیهای سیاسی اصل قرار نگیرد، اخلاق رعایت خواهد شد و گروههای رقیب حسن یکدیگر را نیز بیان می کنند، در این صورت به امنیت کشور لطمه وارد نمی شود و هواداران کاندیداها نیز در مقابل یکدیگر قرار نمی گیرند.
وی اظهار کرد: در یک انتخابات صحیح اصل بر بیان ویژگی های خود به دور از هر گونه تخریب رقیب است، در نظام اسلامی نباید افراد به شیوه های ماکیاولیستی بخواهند بر حریف خود برتری پیدا کنند، شیوه تکلیف مداری و رقابت اخلاقی و دینی موجب تقویت امنیت ملی خواهد شد.
عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی  با اشاره به فتنه سال 88 عنوان کرد: این فتنه یک تصمیم گیری درازمدت بود، نامه عبدالکریم سروش خطاب به مقام معظم رهبری در دوران فتنه 88مملو از ناسزاهایی بود که این فرد روا داشت، او در این نامه اذعان می کند، برای رسیدن به این وضعیت(فتنه سال 88) 20 سال تلاش کرده ایم، این امر نشان می دهد بعد از ارتحال امام(ره) برنامه ریزی برای استحاله انقلاب و براندازی نظام از سوی جریانهایی وجود داشت، آنها تلاش داشتند، چارچوبهای اصلی نظام وولایت فقیه را تغییر دهند و با تغییر نوع نگاه نظام نسبت به مسائلی چون عدالت و پیشرفت یک
نظام سکولار ایجاد کنند.
شاکری افزود: در طول این سالها آنها افرادی را برای مبارزه با نظام تربیت کردند، حلقه کیان شکل گرفت، در دوره سازندگی بخشی از اهداف خود را محقق کردند و در دوران اصلاحات اهداف بیشتری را پیگیری کردند و به جایی رسیدند که نامه جام زهر برای مقام معظم رهبری نوشتند، تا ایشان را مجبور کنند از اختیاراتی که در قانون اساسی برای ولایت فقیه برشمرده شده است، انصراف دهند.
وی با ذکر اینکه شکست در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری فتنه گران را مصمم کرد تا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را تبدیل به صحنه جنگ نرم تمام عیار کنند، گفت: آنها جنگ نرم و براندازی را طرح ریزی کردند، اتهاماتی به نظام وارد کردند که در طول تاریخ انقلاب از سوی هیچ گروهی وارد نشده بود، اتهام تقلب در انتخابات یک گناه بزرگی بود، هرچند نتوانستند آن را اثبات کنند، لذا گروهی از مردم را به خیابانها کشاندند و برخلاف قانون اقدام کردند و رفتارهایی انجام دادند که هماهنگ با دستگاه های اطلاعاتی کشورهای مستکبر بود.
این کارشناس مسائل سیاسی، سفارت انگلیس را در حوادث قبل و بعد از انتخابات سال 88 دخیل دانست و عنوان کرد: این سفارت در آرایش نیروهای فتنه گر و انتقال و انعکاس مطالب آنها در رسانه های بین المللی نقش مهمی داشت، ابعاد این اتفاقات در بازجویی ها و اعترافات مجرمان فتنه 88 مشخص شد و برنامه ریزی وسیع فتنه گران و کشورهای غربی به اثبات رسید، البته مردم ما با ولایتمداری خود از آن عبور کردند.
عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی تاکید کرد: فتنه گران و اصلاح طلبان درصدد هستند، با شعار و برنامه جدید در انتخابات مجلس وارد شوند، اما آنها امتحان خود را در تاریخ انقلاب پس دادند و نباید نیروهای انقلاب فریب چهره جدید آنها را بخورند.
وی با ذکر این نکته که درهر انتخاباتی درجه ای از تهدیدات وجود داشته است، گفت: تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی نشان می دهد، دشمن از ماه های قبل از انتخابات با فضاسازی از طریق مزدوران داخلی و رسانه ها و شبکه های ماهواره ای تلاش می کرد انتخابات پرشور مردمی را به تهدید علیه امنیت ملی تبدیل کنند و علیه کارامدی و مشروعیت نظام تبلیغ می کرد و قطب بندی میان کاندیداها به وجود می آورد تا به اهداف خود برسد، این تلاش دشمن شدت و ضعف داشته است، به طور مثال در دوران بنی صدر وضعیت به نحوی بود که حتی هواداران او نیروهای انقلاب را نیز مجروح می کردند و اوج تلاش دشمن فتنه 88 بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:12  توسط مظلوم1  | 


 موسیقی و شیطان پرستی 

موسیقی و شیطان پرستی



استفاده از موسيقى، مهم‏ترين ابزار اين فرقه، در جهت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تأثير قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان مى‏باشد. اين گروه‏ها گاهى خود اذعان مى‏كنند كه شيطان‏پرست هستند و برخى از آنان بدون اين ادعا، به تضعيف بنيان‏هاى ارزشى و دينى و تبليغ افعال شيطانى مى‏پردازند. با توجه به فراوانى موسيقى‏هاى مبلغ اين گروه‏ها در ايران و رويكرد برخى جوانان بى‏اطلاع به اين نوع موسيقى و حتى چاپ كتاب حاوى متن اين موسيقى‏ها و سرمايه‏گذارى زياد دشمن در اين باره، بررسى و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع‏رسانى و آگاهى افكار عمومى، امرى ضرورى به نظر مى‏رسد
خبرگزارى فارس طى خبرى در تاريخ 20.10.1383 پرده از اين فعاليت‏ها برداشت و در اين باره چنين گزارش داد:
«امين، دانشجوى يكى از رشته‏هاى گروه پزشكى دانشگاه كه از افراد مؤثر گروه شيطان‏پرست هوى متال در ايران است، مدتى پيش به صورت اتفاقى و بر اساس درخواست يكى از دوستان خود كه قصد بازديد از جبهه‏هاى جنوب كشور را در كاروان‏هاى راهيان نور داشت، به همراه جمعى از دانشجويان، عازم اين مناطق شد كه تأثيرات روحى اين سفر، زمينه‏ساز رويگردانى وى از فعاليت در گروه‏هاى فعال شيطان‏پرست و بيان حقايقى قابل توجه درباره آنها شده است.
به گفته اين فرد، عناصرى از رژيم صهيونيستى كه در كشور امارات حضور دارند، شبكه اصلى هدايت گروه‏هاى هوى متال را در ايران، در دست دارند. بر اساس اسناد ارائه شده توسط امين، حساب‏هاى ارزى اين گروه در شبكه بانكى كشور است و از طريق شبكه اينترنت هدايت مى‏شود و در سال گذشته، حدود هشت ميليون دلار آمريكا به اين حساب‏ها واريز شده است كه بين گروه‏هاى شيطان‏پرست، در شهرهاى مختلف ايران، توزيع گرديد. وى با بيان اين كه تعداد اعضاى اين گروه در برخى شهرهاى كشور به دو هزار نفر بالغ مى‏شود، اضافه كرد: مطالب ارائه شده نشان مى‏دهد كه برخى فعاليت‏هاى ضدامنيتى نيز توسط برخى عناصر خاص در اين گروه‏ها، براى رژيم صهيونيستى انجام مى‏شود. وى با يادآورى اين كه مجوزهاى ارائه شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى براى چاپ گسترده كتاب‏هاى گروه‏هاى هوى‏متال در كشور، زمينه ارتباط نزديك فكرى اعضاى اين جريان در سراسر كشور را فراهم ساخته است، افزود: در سال‏هاى اخير، به دليل عدم وجود نظارت و كنترل واقعى در كشور، گروه‏هاى اجتماعى معارض، كاركرد سياسى و ضدامنيتى پيدا كرده، زمينه سوءاستفاده‏هاى ضدملى بيگانگان از آنها فراهم شده است. در حال حاضر، گروه متال، با قديمى شدن علاقه به رپ در ايران، طرفداران بيشترى را جذب كرده است».

*موسيقى متال‏

موسيقى متال، داراى زيرمجموعه‏هاى زيادى است كه برخى از آنان جزء مهم‏ترين گروه‏هاى شيطان‏پرست محسوب مى‏شوند؛ مانند هوى متال، بلك متال و... .

Black Metal

از زمانى پديد آمد كه نئووايكينگ‏هاى نروژ، در جست‏وجوى راه و وسيله‏اى براى نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه، انسان‏هاى بسيارى را كشتند و كليساهاى زيادى را آتش زدند و بلك متال را بى‏نهايت نواختند تا شايد خداى تاريكى‏ها باز گردد. موسيقى‏اى كه بيانگر دنياى تاريك، سرد و بى‏روح است و سبكى مملو از خشونت، مرگ و كشتار، به اين گروه اختصاص دارد.

Death Metal

مرگ، يگانه حقيقتى است كه راه فرارى از آن نيست. درباره مفهوم مرگ، شيطان‏پرستان به دو دسته بسيار بزرگ تقسيم مى‏شوند:
دسته اول، كسانى هستند كه خودآگاهانه، مرگ و ماندن در جهنم را ترجيح مى‏دهند
دسته دوم، كسانى هستند كه منكر مرگ هستند و بر اين گمانند كه پرستش شيطان، كفايت مى‏كند تا او آنان را از چنگال مرگ رهايى بخشد و عمرى جاودان، نصيب آنان گرداند.
از اين لحاظ، دسته اول خطرناك‏ترند؛ زيرا آگاهانه به جنگى نامقدس در برابر خداوند روى مى‏آورند؛ جنگى كه مى‏دانند در آخر به شعله‏هاى آتش ختم مى‏شود. آنان گناه را زينت درونى انسان تصور مى‏كنند و به مرحله‏اى مى‏رسند كه ديگر گناه براى زندگى آنان، از آب و نان نيز ضرورى‏تر مى‏شود؛ تا درجه‏اى كه ديگر چيزى جز گناه نمى‏بينند. آنان به هر گناهى دست مى‏زنند ؛ ربا، قتل، دروغ، تهمت، دزدى، شرب خمر، هتاكى به مقدسات و مؤمنين، اعمال منافى عفت و... .
تعداد ديگرى سبك متال وجود دارد كه هر كدام داراى خصوصيات خاص خود هستند؛ اما وجه اشتراك بسيارى از آنان رواج خشونت و فحشاست.
آن چه ذكر شد، بيانگر بخشى از فرهنگ غرب و در رأس آن آمريكاست. اين سخن بوش كه «ارزش‏ها و موضوعات مورد علاقه آمريكا براى هر كسى و در هر جامعه‏اى درست و مفيد است» و نيز اين سخن او كه «اهداف آمريكا، برقرارى صلح، تداوم آزادى و رسيدن به سعادت و خوشبختى است»، چه معنايى مى‏تواند داشته باشد؟ شايد اين سخن توماس فردمن، تحليل‏گر سياسى آمريكا كه «جنگ با اين دشمن (اسلام)، با ارتش ممكن نيست؛ بلكه بايد در مدارس، مساجد، كليساها و معابد به رويارويى با آن پرداخت و در اين راه، جز با همكارى روحانيون، كشيشان و راهبان، نمى‏توان به پيروزى دست يافت»، تفسير و معنايى براى اين سخنان سردمداران آمريكا باشد.
متاليكا در سال 1981 يك نوازنده درام به نام " ‌لارس الريچ " با انتشار يك آگهي فراخوان تشكيل يك گروه هوي متال را اعلام و پس از مدتي موفق به جذب افراد مختلفي مي‌شود .
فعاليت اين گروه‌ها مانند ساير گروه هاي هوي متال به صورت غيرقانوني و زيرزميني در ظاهر و در باطن با حمايت سازمان‌هاي جاسوسي ايالات متحده آمريكا با شعارهاي اجتماعي و اعتراضي ادامه و گسترش مي‌يابد .
اين گروه چند سال بعد پيشنهادهاي Black metal را نيز ادامه داد و ضمن ارائه آثار مختلف زمينه را براي شكل‌گيري گروه هاي بعدي فراهم آورد .

*ارزش‌هاي القايي متاليكا :

متاليكا در حقيقت ضدارزش‌هايي را ارائه مي‌نمايد كه شامل " بازگشت به تاريكي "
(محور اصلي تفكرات شيطان‌پرستان ، بي‌رحمي و تجاوزات جنسي ، فحاشي ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومي آن) مي‌باشد .
خوانندگان اين گروه بر روي صحنه و در كليپ‌هاي خياباني دست به خوردن و آشاميدن ميوه‌هاي فاسد ، ‌ادرار ، مدفوع ، خون و مردار نموده و از كثيف‌ترين گروه‌هاي موسيقي جهان به حساب مي‌آيند .
همچنين گفتني است متاليكا از هم‌جنس بازي نيز دفاع مي‌نمايد و آلبومي را در سالروز مرگ " ‌كوئين " ، همجنس‌باز بنام آمريكايي منتشر كرد .
برخي آمارها حكايت از اين امر دارد كه تاكنون بيش از ده ميليون و دويست هزار كپي از آلبوم هاي اين گروه " موسيقي شيطاني " به فروش رسيده است .
براي آشنايي با افكار خوانندگان و اداره‌كنندگان گروه‌هاي متاليكا در ادامه برخي از اشعار ايشان با ترجمه آن ارائه مي‌شود :
Band: Nargaroth
Song:The Day Burzum Killed Mayhem
Album: Black Metal Ist Krieg (2001)
a year of misery ?
سال بدبختي ؟
Darkness fills the sky.
تاريكي آسمان را در برگرفت
I hear the warriors cry.
صداي گريه سلحشور را مي شنوم
The legend tells a story
افسانه‌ها داستاني را بيان مي كنند
From a Viking from the north,
از وايكينگي از شمال
Who met a Death Warrior
چه كسي سلحشور مرگ را ملاقات كرده؟
Black Metal was never really the same.
بلك متال هرگز يكسان نبود
The legend call it murder
افسانه‌ها آن را كشتار ناميدند
And the Viking had survived.
و وايكينگ نجات يافت
But the eyes of the Death Warrior
اما چشمان سلحشور مرگ
Never saw again the sun upon the sky.
هرگز خورشيد را بر فراز آسمان نديد
And the quintessence:
و در اصل:
Everyone recognized war,
همگان جنگ را تاييد كردند
That Black Metal isn't just Entertainment anymore.
بلك متال فقط يك سرگرمي نبود
I can still remember
هنوز هم مي توانم به ياد بياورم
My emotions so confused.
احساسات فوق العاده مغشوشم را
My soul was seeking answers.
روحم به دنبال پاسخ بود
No knife I let unused.
تيغه اي نبود كه بگذارم بي استفاده بماند
So many questions
سوالات بسيار زيادي
I had to satisfy.
مجبور بودم كه خرسند باشم
My soul was under torture,
روحم زير شكنجه بود
But I knew my way was right
اما من مي دانستم كه راه من درست است
I see a cemetery fall asleep under fog
قبرستاني را ديدم كه در زير مه به خواب رفته بود
And I know the old days will never come Again.
و من مي دانم كه روزهاي گذشته هرگز باز نمي گردند
1993, this year of misery was the knife
سالي از بد بختي كه همانند چاقويي
which split the Black Metal scene apart.
چشم انداز بلك متال را از هم جدا ساخت
Since that mighty day Black metal split his Way,
بعد از آن روز بزرگ بلك متال توسط او دو نيم شد
And the unity was never the same again.
و يگانگي هرگز به جود نيامد
Lies, rumors and hate. Moneymaking, sadness And shame
دروغ‌ها ، شايعات و نفرت. منافع، دلسردي و شرمساري.
And all this by, the Day as Burzum Killed Mayhem.
و همه اينها در روزي كه بارزام مايهم را كشت
Remember this day! Remember this way!
اين روز را به خاطر سپار، اين طريق را به خاطر سپار
That you never betray, what here leads you On your way!
تو هرگز تسليم نخواهي شد، كه در اينجا به راهي سوقت دهند
And I never will forget
و من هرگز فراموش نخواهم كرد
The day as this both warriors met.
روزي را كه اين دو سلحشور رودررو شدند
The blood was hot the moon was red
خون جوشان بود و ماه قرمز رنگ،
And Black Metal created his own grave.
و بلك متال براي خود قبري ايجاد كرد
And I dream from days before
و من رويايي ديدم از روز قبل
Black Metal Maniacs, no whore,
مجنونان بلك متال، هيچ فحشايي نبود
In the legions of war
در سپاه نبرد
The demons in our heads the law.
شياطين بر سر ما قانون،
So I summon you once again,
و من تو را بار دگر فرا خواندم
We should never forget the pain
ما هرگز نبايد رنج را از ياد ببريم
From older days in our veins
از روزگاران گذشته در شاهرگ ما
We now cut of that it can flow like rain.
تكه اي از آن هست كه همانند باران گردش كند
Arrghh, this was the legend from
اين افسانه اي بود از
دلايل استفاده از موسيقي
الف . جاذبه هاي مجازي و حاشيه‌اي موسيقي متاليكا مانند ايجاد فضا براي روابط آزاد دختران پسران
ب. ارزان و قابل دسترسي بودن موسيقي با توجه به ارتقاء‌تجهيزات فني تكثير و توزيع
ج . كاهش سطح حساسيت يا حساسيت زدايي از طريق نفوذ به خانواده‌ها ،شركت‌ها ،‌اتومبيل‌هاي شخصي ،رايانه‌هاي شخصي و بالاخره گوشي‌هاي تلفن همراه

روند و روال

روند و روالي كه موسيقي متاليكا در گسترش مقوله شيطان‌پرستي تاكنون طي كرده است بسيار قابل توجه مي‌باشند .
ظهور يك خواننده جديد دقيقا به مثابه يك شيطان جديد همواره جمع تازه‌‌اي از علايق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهاي جهان را (علي‌الخصوص جوانان) به خود جلب مي‌كند.
نقش موسيقي متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبين شيطان‌گرايي مي باشد . از سوي ديگر با گذشت زمان خوانندگان متاليكا همه روزه بيشتر تمايلات شيطاني خود را آشكار مي‌نمايند و بدين‌سان مي‌توان آنها را تنها عامل تبليغ شيطان‌گرايي معرفي كرد .

مرلين منسون

همانطور كه در بخش قبلي به آنها اشاره شد ، استفاده از موسيقي و به تبع آن ظهور خوانندگان جديد به مثابه شياطين نو ،ظرفيت‌هاي جديدي را در اختيار شيطان‌پرستان قرار داد .
" برايان هاگ وارنر " نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار (MM) شهرت يافته است .
وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار مي‌گيرد . مانند ساير افرادي كه از چهره‌هاي شاخص شيطان‌پرستي به حساب مي‌آيند دوران كودكي توام با سختي‌هاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كرده‌است .
" برايان وارنر " يا (MM) تاكنون توانسته است نقش يك منجي را براي شيطان‌پرستي ايفا كند و اين افراد را از بن‌بست عزلت خارج كرده و مجددا به عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي وارد سازد .
مرلين منسون نيز مانند ساير چهره‌هاي شناخته شده شيطانيسم چندين مرحله در طول عمرش يعني طي 38 سال گذشته ، براي مدت چند ماه يا چند هفته از نظر‌ها دور شده و پس از طي زمان موردنظر با ارائه يك كنسرت بزرگ و يا در چهره‌اي جديد و البته سخيف‌تر از گذشته ظاهر مي‌شود .
(لازم به ذكر است كه شيطان‌پرستان ادعا مي‌كنند كه در اين مدت به ملاقات شيطان و يا شياطين مي‌روند و دستوراتي را دريافت مي‌كنند.)
گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني كه اين افراد " غيب " مي‌شوند ، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مي‌نمايند و خواسته‌هايشان را مبني بر حمايت‌هاي مالي ، حقوقي و ... بيان و از حمايت ايشان برخوردار مي‌شوند .
شیطان پرستی وپیدایش آن در موسیقی متال وجنبش عظیم بلک متال
موسیقی متال دارای زیر مجموعه های زیادی است که برخی از آنان جز مهمترین گروههای شیطان پرست محسوب مشوند مانند هوی متال و بلک متال و….Black Metal
بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تاشاید خدای تاریک ها باز گردد .موسیقی که سخن از دنیای تاریک سرد و بیروح را بیان میکند سبکی مملو از خوشونت مرگ و کشتار

اعمال منافی عفت

تعداد زیاد دیگر سبک متال وجود دارد که هر کدام دارای خصوصیات خاص خود هستند اما وجه اشتراک بسیاری از آنان عبارت است از رواج خشونت و فحشا
بازدیدکنندگان و توریست‌ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند. پایتخت این کشور هم‌ اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود.
در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در یک اتاق شش ضلعی گروه mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت. در این اتاق فرشهای بسیار کثیف در زیر پا، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های‌ برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود.
Hell hammerدر حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است. پایه و اساس این موسیقی در نروژ دراوایل دهه هشتاد شکل گرفت. اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند.
Hell hammer می گوید: "وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیر زن ها به محض دیدن ما فرار می‌کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند: اینجا محل زندگی شیطان است."
گروه مشغول تمرین و کار بود که dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود.
Hell hammer می گوید: "این کار dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد" Hell hammerو euronymous گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه dead را دیدند و اورانیموس می گوید: ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته و خونش به دیوار ها پاشیده شده بود.
Hell hammer می گوید: " اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد." Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد. چکمه های بلند، لباس جین، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولین تریپ گروه بلک متال بود.
بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروههای انگلیسی مثل venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند. اما وقتی که بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگی عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد. از گروههای دیگری که بعد از mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیرزمینی تشکیل شده و رشد کردند. در همین زمان euonymus شرکت DSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد.
Hell hammer در مورد او می گوید: " او احساسات نداشت. ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است .این شرکت در زیر زمین همان خانه محل تمرین گروه تشکیل شد. این زیر زمین مثل سیاه چال های قدیم تاریک و نمناک بود و با شمع روشن می شد.
افراد بسیاری پس از آمدن به این مکان و خروج از آن کفن به تن می کردند و در اوج نشئـگی حاصل از موادمخدر به خودزنی با چاقو و شیشه شکسته می پرداختند و با اسپری بر روی دیوار عبارت ۶۶۶ را می نوشتند.
Hell hammerمردمی که با تفنگ به خود یا دیوار شلیک می‌کردند و حتی کسی که با پتک به مغز خود کوبید را به یاد می آورد یا حتی اورانیموس که‌ یک روز آنقدر خود‌ را با زنجیر زد تا بیهوش شد. در حدود سال ۱۹۹۰ بود که بلک متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر marduk پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی me Jesus دری جدید را بر روی بلک متال و مبارزه با مسیحیت باز کرد. Samoth گیتاریست بزرگی که از اعضای تشکیل دهنده emperorاست و سابقه همکاری باburzum ، satyricon و ... را دارد می گوید : " ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح اعلام خواهیم کرد و خواهید دید که چگونه ادیان وایکینگ ها باز‌ خواهد گشت ."
نقطه اشتراکی که در بین گروههای آن موقع بلک متال دیده می شد‌ این بود که همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند. در این زمان آتش زدن کلیسا ها به وسیله کسانی که خود را سربازان اودین می نامیدند مد شد.
از پیشگامان این کارمی توان به varg vikerness یا همان count grishnackh اشاره کرد. از کلیسا های معروفی که ورگ آتش زد fantoft را نام می برد که از آثار باستـــانی نروژ است . از دیگر کلیساهای معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که این کلیسا کلیسای خانوادگی پادشاه هارالد پنجم بوده Samoth در ابتدا با کمک ورگ کلیســـای fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کلیسای kolmen کلیسای skjold را هم به آتش کشید. او می گوید : " درکوچکی در زیر محراب کلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئیل روی آن ریختم و کبریت زدم و فرار کردم ."
ورگ هم از اعضای اصلی این جنبش بود که اغلب لباسهای‌ وایکینگ ها را می پوشید و در ایدئولوژی اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال‌ احساساتی بود ( این نکته در آهنگهای بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و همیشه حتی در تند ترین آهنگهای او نغمه ای غمناک شنیده می شود ). ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان از طریق آتش زدن کلیسا بود. او با بنزین کلیسای fantoft را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار کلیسا ادرار کرد. بعد از این جریان اورانیموس ادعا کرد که ورگ این کار را برای مشهور شدن کرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود که ورگ اورانیموس را کشت و به قصد توهین به دادگاه موهایش را بافت و دائما در دادگاه می خندید.
نظر مشترک اعضای بلک متال این است که مسیحیت در سال ۹۹۵ بعد از میلاد توسط olaf tryggvason به نروژ آمد که آنها با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و برای اجرای قدرتشان دین جدید را به مردم نروژ خوراندند و قلعه های پاگانها را آتش زدند و مردم را سر دو راهی مسیح یا مرگ قرار دادند. اصلاحات مارتین لوترکینگ در سال ۱۵۳۷ مانند قبل آنچنان خونین نبود، ولی به همان اندازه بی قانون بود. لوترکینگ زبان آلمانی را با نروژی مخلوط کرد. با اصلاحات لوترکینگ تجاوز و دزدی در نروژ افزایش پیدا کرد و مبلغان تبلیغ می‌کردند که با مسیحی شدن به خدا نزدیک می شوند.
Trond viggo torgersson عضو هیئت کودکان نروژ می گوید : " شیطان پرستها خواهان پایان دادن به این دوروئی معنوی مردم هستند". در این زمان نروژ بسیار ضعیف است و هر روز زندگی سخت تر می شود Torgersson امیدوار است که این آتش باعث بیدار شدن افکار خفته مردم شود. وقتی از اسقف andriass artfloat در این زمینه سوال می شود با عصبانیت می گوید : " این مسایل واقعا نمی تواند دین ما را خدشه دار کند و این قدر ضعیف هستند که ما حتی به مبارزه با آنان فکر نمی کنیم ".
پروفسور tormod engelsviken می گوید : " الان در زمانی شبیه قرون وسطی هستیم و این بار پاگان ها در مقابل مسیحیان قرار گرفته اند که‌ هردو طرف در عقایدشان بسیار دقیق هستند. " او اعتقاد دارد نروژیان دینی روحانی و واقعی می خواهند و می گوید : " این حرکت و جنبش پاگان ها نوعی خون خواهی و انتقام از خشونت مسیحیان است. شما باید به یاد بیاورید وایکینگ ها در زمان آمدن مسیحیت ساکت بودند و به مرور زمان از بین رفتند ولی الان نوبت نئو وایکینگ است".
Nebelhexa خانمی که از اساتید دانشگاه در نروژ بود عضوی دیگر از این جنبش است که بسیار زود جادوی سیاه را یاد گرفت و به یکی از اعضای معتبر کلیسای شیطان تبدیل شد. او موهایی قرمز داشت و سرانجام کلیسای شیطان را ترک کرد و با samoth به همراه گروه emperor در تور اروپا برای cradle of filth شرکت داشت آشنا شد و با او ازدواج کرد. در نیمه شب سال نو همان سال samoth و nebelhexa از کوهی برفی در نزدیکی خانه شان بالا رفتند و در جایی در میان درختان به رسم شیطان پرستان با هم همقسم شدند که تا عوض شدن دین نروژ از مبارزه دست نکشند Nebelhexa وsamoth به همراه varg برای آتش زدن کلیسایــی رفتند و پس از آتش زدن آن samoth در میان آتش گیـــر کرد و varg او را نجات داد.
nebelhexa در مورد ورگ می گوید : " او انسانی استثنائیست و در همه چیز استعداد دارد و برای رسیدن به هدف همه کاری می کند او همیشه به samoth می گفت باید تمام کلیساها را آتش زد.
Faust درامر سابق و از اعضای تشکیل دهنده emperor از دیگر اشخاص معروف این جنبش است که به جرم کشتن یک کشیش و آتش زدن کلیسا به ۱۴ سال حبس محکوم شد . در آگوست ۱۹۹۲ وقتی faust از پارک المپیک بازدید می‌کردکشیشی را دید و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به میان جنگل رفتند و در این جنگل faust گردن کشیش را با چاقو برید و جنازه او را رها کرد و فرارکرد. دو روز بعد از این جریان faust به همراه varg و euronymous برای آتش زدن کلیسایی به نزدیکی همان پارک رفتند و faust داخل رفت و بمب دستی که ساخته بود در محراب کار گذاشت و انجیل و کتاب دعای مذهبی را هم روی آن گذاشت و کمی گازوئیل در نزدیکی آن ریخت و همه با هم به سوی کوه فرار کردند تا شاهد انفجار کلیسا باشند. بعد از این واقعه بود که faust دستگیر و به ۱۴ سال حبس محکوم شد. تاثیر جنبش بلک متال و ضد مسیحیت و شیطان پرستی نه تنها در نروژ بود بلکه به دیگر قسمتهای دنیا هم کشیده شد و برای مثال از گروههایی که در دیگر نقاط دنیا دراین زمینه تشکیل شدند به گروههای deicide ، six feet under و cannibal corpse در آمریکا، opera IX در ایتالیا ، kataklysm در کانادا می‌توان اشاره کرد.

-موسیقی رپ

تاریخچه:
((RAP، فرهنگی که خصوصاً به جوانان سیاه و اقشار تحتانی در جوامع غرب تعلق دارد، از آمریکا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داده است موسیقی RAP از تکامل اشکال دیگری از موسیقی سیاهان در محله های فقیرنشین برانکس نیویورک و تا حدودی هارلم شکل گرفته است. این محلات، نقطه تمرکز گروههائی از سیاهان است که سالها پیش تحت شرایط فلاکت بار اقتصادی مجبور به مهاجرت از ایالات جنوبی به شهرهای بزرگ نظیر نیویورک شدند.
اواخر دهه 1960، وقتی که آمریکا زیر ضربه مبارزات انقلابی در کشورهای تحت سلطه اش، خصوصاً ویتنام، قرار داشت و انقلاب چین نیز بر شورشگران و انقلابیون در ایالات متحده تاثیر نهاده بوددر شهرهای بزرگ آمریکا تضادهای طبقاتی میان سیاه با بورژوازی امپریالیستی و پایه های اجتماعیش حدت و شدتی فوق العاده یافته بود. بین محلات فقیر نشین سیاه با سایر نقاط شهر نیویورک، چیزی شبیه به خط مرزی وجود داشت . خط مرزی شاهد درگیری میان دسته های متشکل سفیدهای نژاد پرست و پلیس از یکطرف با گروه های بزرگ و متشکل جوانان سیاه بود . گروه های RAP از دل همین تشکلات شورشی سیاه شکل گرفت.
در اینجا قسمتی از نخستین ترانه RAP اعتراضی که از معروفیتی بین المللی برخوردار گشته و "پیام" نام دارد را میخوانیم. این ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوریوس فایو" است. این ترانه حکایت شرایط نابسامان طبقه های فقیر نشین جامعه است. دستم را بروی اسلحه ام میفشارم، چرا که قصد جانم را کرده اند مرا هل ندهید، دیگر جان به لبم رسیده می کوشم به سیم آخر نزنم اینجا درست مثل یک جنگل است و بعضی وقتها تعجب میکنم که چگونه می توان جان سالم بدر برد))
((در همان سالهای نخستین شکل گیری رپ با دخالت قدرتمندان ، هدفهای سیاسی و اجتماعی گروه های سیاهپوست ، دستخوش نوعی تحریف گردیده و در نتیجه به ابزاری در دست سیاستمداران و صیهیونیسم تبدیل شدند .
در طول مدتیکه رپ شکل می گرفت ، عناوین مختلفی از این نوع موسیقی توسط موزیسین ها بوجود آمد که با پیوستن خوانندگان معروفی به این گروه موسیقی رپ طرفداران زیادی را به خود جلب و جذب نمود .
آن رپ نسبت به گروههای دیگر طرفداران بیشتری دارد و جوانان علاقمند به موسیقی آن گوش میدهند و براساس مدلهایی که آنها به آنها القاء میشود ، لباس می پوشند و آرایشهای ظاهری رپ را برمیگزینند .
شلوارهایی که پاچه گشاد آن بر روی زمین کشیده مشود ، مانتوهایی با آستین های بلند ، موهای روغن زده و چسبیده بر سر ، عینک های دودی با قالب فلزی ، خط ریش پایین تر از گوش پسران و روسریهای کوچک و معمولا سفید رنگ دختران ، ویژگی ظاهری گروه رپ است .))

برخی از گروههای زیر مجموعه رپ عبارتند از :

1- ASE OF BASE :که در سبک موسیقی پاپ از سال 1988 در آمریکا و اروپا برنامه اجرا می کنند که اعضای این گروه چهار خواننده سیاهپوست هستند که عموما محور اشعارشان پیرامون عشق و روابط آزاد غیراخلاقی میباشد .
2- NEW KIDS OF THE BLACK :که از سال 1987 برنامه اجرا میکنند ، آهنگهای آنها بسیار تند و با مضامینی درباره عشق و زندگی اجرا می شوند .خوانندگانی بنامهای کوئین و جیمی به همراه دو سیاه پوست دیگر که همگی هم جنس باز هستند عضو این گروه می باشند
با توجه بدانچه ذکر شدکه بیانگر بخشی از فرهنگ غرب و در راس آن امریکا است آیا این سخن پرزیدنت بوش که:((ارزشهای و موضوعات مورد علاقه آمریکا برای هر کسی و در هر جامعه ای درست و مفید است…!))

و آیا این سخن دیگر معنایی دارد که:
((اهداف آمریکا برقراری صلح ،تداوم آزادی و رسیدن به سعادت و خوشبختی است!))

ولی معنی این سخن توماس فردمن تحلیلگر سیاسی آمریکا که می گوید:
((جنگ با این دشمن(اسلام)با ارتش ممکن نیست بلکه باید در مدارس ،مساجد،و کلیسا ها و معابد به رویارویی با آن پرداخت و این راه جز با همکاری روحانیون ،کشیشان و راهبان نمی توان به پیروزی دست یافت.))
ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:12  توسط مظلوم1  | 

آیا روزنامه‌های دوم خردادی وطن فروش تربیت می‌کنند؟

از دو سال گذشته که شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی راه افتاده است. جذب این روزنامه نگاران تسهیل هم شده است. البته شاید کسی مدعی شود که این خبرنگاران اصلاح طلب برای اعتقاداتشان نوشته‌اند و می‌نویسند‌. ولی تاریخ دویست ساله ایران نشان داده است که از جانب انگلیس و آمریکا به غیر از دروغ، خیانت، تجاوز و عهدشکنی چیزی نصیب ایران نشده است.

 

آیا روزنامه‌های دوم خردادی وطن فروش تربیت می‌کنند؟

سال‌ها است که از دوران افول روزنامه‌نگارانی با عنوان «اصلاح طلب» می‌گذرد. گروهی که از روزنامه‌های داخلی شروع کردند و جاسوسی برای انگلیس در شبکه خبری «بی بی سی» سرنوشت این روزهایشان است . پس از سال۸۴ تعداد زیادی فعالان مطبوعاتی این گروه به خارج از ایران کوچ کردند و ننگ خیانت به وطن و فعالیت برای انگلیس را به جان خریدند.

به گزارش عصر امروز "فردا" نوشت:از دو سال گذشته که شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی راه افتاده است. جذب این روزنامه نگاران تسهیل هم شده است. البته شاید کسی مدعی شود که این خبرنگاران اصلاح طلب برای اعتقاداتشان نوشته‌اند و می‌نویسند‌ند. ولی تاریخ دویست ساله ایران نشان داده است که از جانب انگلیس و آمریکا به غیر از دروغ، خیانت، تجاوز و عهدشکنی چیزی نصیب ایران نشده است.

این افراد در دوران اصلاحات در روزنامه‌ها و مجلات همشهری دوران اصلاحات ، ایران، چلچراغ، شهروند امروز، تهران تایمز، شرق، اعتماد، هم میهن، بهار، وقایع التفاقیه و بسیاری دیگر از نشریات مشغول به کار بوده‌اند و پس از چندی به شکل کامل جذب این شبکه‌ شدند.

سوابق تعدادی از این افراد به این شرح است :

بزرگمهر شرف‌الدین: سردبیر سابق هفته نامه زرد چلچراغ که چند سالی است به بهانه تحصیل از ایران خارج است و در شبکه بی بی سی به فعالیت‌ می پردازد. هفته نامه چلچراغ از زمان آغاز به کار سعی کرده است خط شاخه جوانان حزب منحله مشارکت را ادامه دهد. وی در شبکه‌ی بی بی سی به تهیه گزارش و مستندهای ضعیف می‌پردازد.

فرناز قاضی‌زاده: سال‌ها در روزنامه‌های داخل ایران از جمله نشاط، جامعه روز، عصر آزادگان، اخبار اقتصاد، آفتاب امروز، هم میهن فعالیت کرده‌است. او از سال ۱۳۷۵ کارش را در مطبوعات شروع کرده است و در سال ۱۳۷۹ در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به‌عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام کاوش فعالیت می‌کرد.در سال ۲۰۰۵ او به همراه مسعود بهنود، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی و حسین باستانی، عضو گروه اولیه بود که روزنامه اینترنتی روزآنلاین را راه‌اندازی کردند و برای مدتی درآن کار کرد. در فوریه ۲۰۰۵، فرناز به عنوان تهیه‌کننده رادیو، به استخدام بی‌بی‌سی فارسی درآمد و علاوه بر تهیه گزارش، به عنوان مجری برنامه‌های رادیویی، جام جهان‌نما، چشم‌انداز بامدادی، روز هفتم و صدای شما کار کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۹ به عنوان مجری تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی کار خود را آغاز کرد.

سیما علی‌نژاد: در سال ۱۹۹۰ با نوشتن چند مقاله برای مجله‌های ایرانی، کار خبرنگاری را در ایران آغاز کرد. وی در سال ۱۹۹۳ پس از ترک ایران به‌عنوان خبرنگار و مجری در رادیو بی‌بی‌سی فارسی کار خود را آغاز کرد. علی‌نژاد در رادیو بی‌بی‌سی سمت سردبیری را کسب کرد و در برنامه‌های مستند و زنده سوژه‌های مختلفی را تهیه کرد. او هم اکنون مدیر و سردبیر بخش گردآوری خبرها و دفاتر خارجی بی بی سی است.

نیما اکبرپور: از برنامه‌سازان در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و مجری برنامه کلیک، با موضوع فناوری در آن شبکه تلویزیونی است. نوشتن را به طور جدی در هفته‌نامه زرد چلچراغ آغاز کرده است. آخرین مسئولیتی که در این هفته‌نامه داشت معاونت سردبیری و در چند ماه آخر به عنوان جانشین سردبیر بود.

پناه فرهادبهمن: در سال ۱۳۷۳ به عنوان خبرنگار نوجوان روزنامه «آفتابگردان» وارد کار روزنامه‌نگاری شد. حضور در روزنامه‌هایی مثل «شرق»، «نوروز»، «جام‌جم»، «وقایع‌اتفاقیه» و دست آخر، عضویت در تحریریه روزنامه «اعتماد ملی» از فعالیت‌های وی بود. از تیرماه ۱۳۸۷ است به بی‌بی‌سی فارسی پیوست و از بهمن ۱۳۸۹ تهیه‌کنندگی «صفحه دو» و «صفحه دو آخر هفته» را برعهده گرفت.

امید پارسانژاد: در روزنامه همشهری دوران اصلاحات ، مسئولیت صفحه آخر این جریده را برعهده داشته‌است. ‏او از ابتدای آغاز به کار بی‌بی‌سی فارسی به این شبکه در لندن پیوست‏ و به عنوان کارشناس در برنامه‌های مختلف اظهار نظر می‌کند. اميد پارسانژاد برخلاف دو چهره قبلي، از افراد جلوي دوربين بي.بي.سي فارسي به شمار نمي‌آيد و ترجيح مي‌دهد بيشتر در پشت صحنه اين شبکه به ايفاي نقش بپردازد‏.‏ وی از افرادی است که در دوران حضور در ایران از رانت‌های مختلفی استفاده کرده است.

يوسف عزيزي بني‌طرف: هرچند که از خبرنگاران بي.بي.سي به شمار نمي‌آيد ولي از جمله کارشناساني است که در بيشتر برنامه‌هاي اين شبکه که به مسائل اعراب و به ويژه فلسطين و اسرائيل مربوط است، حضور فعال و چشمگيري دارد‏.‏ بني‌طرف متولد سوسنگرد در استان خوزستان، اما ساکن تهران بود و از اعضاي کانون نويسندگان ايران و عضو افتخاري "‏اتحاديه نويسندگان عرب‏ " به شمار مي‌آمد‏.‏
وي در همشهري دوران اصلاحات نيز سابقه فعاليت طولاني مدت دارد‏.‏ علي رغم سوابق کاملاً مشخص و مبرز تجزيه طلبي و پان‌عربيسم وي، در زمان مديريت تیم احمدی نژاد بر روزنامه همشهري نيز وي تا مدتي به فعاليت خود در اين روزنامه و انتشار مقالات خود، علي رغم فراز و فرودهايي که در کار وي وجود داشت ادامه مي‌داد

محمد منظرپور: خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در بیت المقدس است که گاهی به کشورهای منطقه اعزام می‌شود. منظرپور قبل از پیوستن به رادیو بی بی سی در سال ۲۰۰۲، دبیر سرویس اقتصادی روزنامه تهران تایمز بود. او در سال ۲۰۰۹ با شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل، مصاحبه‌ای اختصاصی انجام داد.

نفیسه کوهنورد: خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در استانبول او در روزنامه‌های شرق، همشهری، ایران و شبکه سی‌ان‌ان ترک در تهران سابقه خبرنگاری داشته و از سوی روزنامه همشهری دوران اصلاحات به عنوان خبرنگار اعزامی به ترکیه سفر کرد و پس از مدتی به عنوان مسئول صفحه سیاست خارجی همشهری دوران اصلاحات منصوب شد. کوهنورد در اوايل کار خود دراين روزنامه با هزينه‌اي قابل توجه در آن زمان توجيه اقتصادي چنداني نداشت و درميان جرايد ايراني نيز اساساً مرسوم نبود، مدت قابل توجهي به عنوان خبرنگار اعزامي به ترکيه سفر کرد.

فريبا صحرايي:صحرايي که در حال حاضر خبرنگار شبکه بي.بي.سي فارسي در پاريس است، ‏.‏‏ صحرايي نيز از خبرنگاراني بود که در دوره مدير عاملي شيخ‌عطار بر روزنامه همشهري دوران شهرداری احمدی نژاد توانست تاحد قابل ملاحظه‌اي رشدکرده و با تدارک تيمي رسانه‌اي از حد خبرنگاري معمولي فراتر رفته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:11  توسط مظلوم1  | 



  توضیحات پایانی و منابع 
شیطان پرستی


در این بخش توضیحاتی در مورد چند مورد ارائه خواهیم کرد تا جزئیاتی باقی نمانده باشد ان شاء الله.

آنتوان شزاندر لاوِی

آنتوان شزاندر لاوِیْ (به انگلیسی: Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان پرستی لاویی.
در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولد شد. سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی همانجا سپری شد.
پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد.
در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد.

ازدواج

در سال ۱۹۵۲ (میلادی) با کارول لَنسینگ (Carole Lansing) ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج اولین دختر او کلارا لاوی بود. ازدواج آنها بعد از اینکه آنتوان بسیار شیفته داین هگارتی شده بود در ۱۹۶۰ (میلادی) منجر به طلاق شد. آنتوان و داین هرگز ازدواج نکردند ولی رابطه آنها بعد از سالهای طولانی به تولد دختر دوم وی زنا لاوی در سال ۱۹۶۴ (میلادی) منجر شد.
موفقیت‌های او به عنوان یک پیانیست ادامه داشت و از مشهور ترین افراد زمان خود در سانفرانیسکو بود.

شیطان پرستی

لاوی ارائه سخنرانی‌های سرّی خود در شبهای جمعه را که « دایره اسرار آمیز» نامیده بود آغاز کرد. یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.
در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود، بنیان گذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد.
همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول Anno Satanas) سال اول عهد شیطان اعلام کرد.[۱]
وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.
چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹ به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.
در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲ انتشار داد. در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان (از جمله مراسم عشاء تاریک Black Mass) را ذکر کرد.
هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰ از هم جدا شدند و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد.

مرگ

آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد. روز مرگ لاوی به عنوان روز هالووین شناخته می‌شود.در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد، جسدش سوزانده و خاکستر شد.
خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده می‌شود.
آثار
کتاب
انجیل شیطانی (۱۹۶۹)
ساحرهٔ تمام‌عیار - یا- وقتی پاکدمنی شکست خورد چه کنیم (۱۹۷۱)
آئین پرستش شیطانی (۱۹۷۲)
دفتر یادداشت شیطان (۱۹۹۲)
گفتگوهای شیطان (۱۹۸۸)
فیلم
نیایش برادر اهریمنی من (۱۹۶۹)
سیتنیس (Satanis): عشاء ربانی شیطان (۱۹۷۰)
باران شیطان (۱۹۷۵)
اتومبیل (۱۹۷۷)
دکتر دراکولا، اکا سونگالی (۱۹۸۱)
سوپرستار کارلز منسون (۱۹۸۹)
مرگ صحنه (۱۹۸۹)
گفتگوی شیطان (۱۹۹۵)
موسیقی
مراسم عشاء شیطانی
موسیقی بیگانه
شیطان به تعطیلات می‌رود
انجیل شیطانی
کتاب انجیل شیطانی (به انگلیسی: The Satanic Bible) توسط آنتوان لاوی در ۱۹۶۹ نوشته شد.
این کتاب شامل ۴ کتاب (فصل) است که به نام‌های ۴ شیطان (چهار ارباب دوزخ) نامیده شده:
کتاب شیطان (Satan)
معرفی شاعرانه‌ای از مشخصات و تجاوزات شیطان پرستی، برگرفته از عبارات رَگنر ربرد (Ragnar Rebeard)
کتاب لوسیفر (Lucifer)
روشنگری، مبانی فلسفی و تصوری شیطان پرستی.
خواسته: خدا، مرده یا زنده.
برخی شواهد عصر شیطانی جدید
دوزخ، اهریمن، و چگونه روح خود را واگذار کنید
عشق و نفرت
روابط جنسی شیطانی
همه خونخوارن، خون نمی‌مکند
لطف، نه اجبار
انتخابی از قربانی بشر
زندگی پس از مرگ در طول تکمیل ضمیر نفس
تعطیلات مذهبی
مراسم عشاء تاریک
کتاب بلیال (Belial)
شامل اصول نظری و تمرینات آئین پرستش شیطانی، جادوگری و رونشناسانه.
نظریه و تمرین سحر شیطانی (تعریف و هدف)
انواع سه گانه آئین پرستش شیطان
آئین پرستش شیطان، یا « اتاقک شریح »
اجزای کربردی در سحر شیطانی
آئین پرستش شیطانی
کتاب لویتن (Leviathan)
شامل متن‌هایی برای استفاده در آئین پرستش شیطان.
پیتر گیلمور
پیتر گیلمور (Peter H. Gilmore) در سال ۲۰۰۱ توسط موبده بلانچ بارتون به عنوان کاهن اعظم کلیسای شیطان تعیین شد.
وی هم اکنون به عنوان موبد اعظم در کلیسای شیطان فعالیت می‌کند.
وی به عنوان نماینده کلیسای شیطان در برنامه‌های متعددی که در رادیو و تلوزیون راجع به شیطان پرستی پخش می‌شود حضور فعالی دارد.
در ۱۹۸۹ همراه با همسرش پگی نارامیا (Peggy Nadramia) شروع به انتشار مجله شعله سیاه (The Black Flame) کردند. در ۲۰۰۵ مقدمه‌ای بر انجیل شیطانی آنتوان لاوی نوشت. آخرین اثر او کتاب مقدس شیطانی (The Satanic Scriptures) است که در اواسط ۲۰۰۷ منتشر شد.
پیتر گیلمور در 2007
سرمد کاشانی
وی که گفته می شود بعد از عمر خیام بهترین رباعی‌ها را در زبان فارسی از آن خود دارد(اکثر قریب به اتفاق آنها در مدح شیطان هستند) در ابتدا یهودی بوده که بعدها تحت تأثیر ملاصدرا و در شهر شیراز به دین اسلام گرویده. پس از این در طی پاره ای از توهمات اعلام می دارد که از سوی شیطان به وی وحی می رسد و خود را مرید و پیرو شیطان می‌خواند. او به منظور تجارت به دربار پادشاه دانشمند هند دارا شکوه می رود و در آنجا در اثر رفتارهای عجیب و غیر اخلاقی خود(از جمله اینکه برهنه در دربار تردد می‌کرده) به دستور شاه سر از تنش جدا می‌سازند. نقل است در هنگام جدا شدن سر ، بدن آن را برداشته چند قدمی راه می رود و سپس به زمین می‌افتد.
نمونه اشعار
سرمد تو حدیث کعبه و دیر مکن / در کوچه شک چو گمرهان سیر مکن
رو شیوه معرفت ز شیطان آموز / او را بپرست و طاعت غیر مکن
***
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / لاغر صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز / مردار بود هرآنکه او را نکشند
مایکل آکینو
مایکل آکینو (Michael Aquino) متولد ۱۸ اکتبر ۱۹۴۶ یکی از بنیانگذاران «معبد سِت» (سازمان جدا شده از کلیسای شیطان) است.
همچنین او در ارتش و سازمان سیا (CIA) مشغول فعالیت بوده است.
وی به خاطر اختلافاتش با آنتوان لاوی، معبد ست را در ۱۹۷۵ تأسیس کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:10  توسط مظلوم1  | 

چگونه تشکیل شد؟ چه کسانی آمدند؟ چه کسانی نیامدند؟

در اين ميان نخستین راهكاری که برای نیل به این هدف در ذهن سیاسیون کلید خورد و تا امروز با عنایت خداوند متعال قسمت اعظمی از آن تکمیل گردیده است ، عملياتي كردن وحدت اصولگرايان زیر سایه ی جامعتین بوده است .

 

8+7 چگونه تشکیل شد؟ چه کسانی آمدند؟ چه کسانی نیامدند؟

مدتی است که بحث‌ها پيرامون ترسيم چشم‌انداز وحدت و نحوه حضور اصولگرايان در اين انتخابات آغاز شده است ، وحدت اصولگرايان و استمرار گفتمان جبهه اصولگرايي از مهم‌ترين دغدغه هاست كه دلسوزان و وفاداران واقعی انقلاب و نظام لزوم آن را بیش از پیش احساس می کنند . 

در اين ميان نخستین راهكاری که برای نیل به این هدف در ذهن سیاسیون کلید خورد و تا امروز قسمت اعظمی از آن تکمیل گردیده است ، عملياتي كردن وحدت اصولگرايان زیر سایه ی جامعتین بوده است .

با مساعدت های جامعتین، كميته واحد اصولگرايان با ‌‌تركيبي از دو كميته ۷ و ۸ نفره (۸+۷) تشکیل شد كه كميته ۷ نفره آنها متشكل از نمايندگان ‌جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌ (۴ نفر) و اعضاي كميته سه نفره شامل عسگراولادي، حداد‌عادل و ولايتي ‌است.

همچنين كميته ۸ نفره نيز شامل نمايندگاني از گروه‌هاي مختلف اصولگرا است كه جبهه پيروان خط امام و رهبري، اصولگرایان تحول خواه و جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، هر كدام دو نماينده در اين كميته دارند و علي لاريجاني و محمد باقر قاليباف نيز يك نماينده در اين كميته وحدت دارند.

۱۵ نفره نام برده قرار است در لیستی واحد نمایندگان جریان اصولگرای کشور را از تهران و دیگر شهرستان ها برای انتخابات آتی مجلس معرفی کنند .

در واقع بعد از اینکه اختیار ایجاد وحدت میان طیف های مختلف اصولگرایی بر عهده جامعتین گذاشته شد ، آنها سعی کردند تا برای کامل تر و قدرتمند تر شدن ائتلاف اصولگرایان از میان طیف های مختلف عضو گیری کنند .

دعوت شدگان برای وحدت از سوی جامعتین چه کسانی هستند

* جبهه پیروان خط امام و رهبری: جبهه پیروان ائتلافی از ۱۴ گروه سیاسی اصولگرا در کشور است.

حبیب‌الله عسگراولادی دبیرکل این جبهه اصولگرا و سید کمال‌الدین سجادی سخنگوی آن است.

* اصولگرایان تحول خواه : جمعیت ایثار گران انقلاب اسلامی  جمعیت رهپویان نام دو  طیف اصولگراست که بعد از اینکه نتوانست معیار های خود را با برخی خواسته ها و اهداف جبهه پیروان انقلاب اسلامی تطبیق دهد از آن جدا شد و خود را به عنوان جبهه تحول خواه اصولگرایی به جامعه سیاسی کشور معرفی کرد .

الیاس نادران، پرویزسروری، حسین فدایی و علیرضا زاکانی که از نمایندگان مردم تهران و اعضای ارشد اصولگرایان تحول خواه هستند که این جبهه را تشکیل می دهند .

* جبهه پایداری انقلاب اسلامی : جبهه پایداری انقلاب اسلامی ،اجتماع جمعی ازنیروهای انقلاب حول محور ولایت برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی است.

در اين جبهه افرادي از همكاران قبلي دولت‌هاي نهم و دهم، برخي اعضاي فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس، برخي اعضاي قرارگاه عمار و افرادي همچون حجت الاسلام آقاتهراني، غلامحسين الهام، صادق محصولي، حجت الاسلام رسايي، علي‌اصغر زارعي، كوچك‌ زاده، كوثري، حجت الاسلام روح‌الله حسينيان و تعداد ديگري از شخصيت‌هاي مطرح سياسي حضور دارند.

مؤسسين اين جبهه چندي پيش با آيت‌الله مصباح يزدي، آيت‌الله خوشوقت و آيت‌الله يزدي ديداركرده‌اند و در آن جلسه با اعلام رسمی حمایت این افراد از جبهه پایداری میزان اعتماد بزرگان جریان اصولگرایی به این طیف مشخص گردید .

علی لاریجانی و قالیباف : دو تن از افرادی هستند که برای معرفی دو نماینده به ۷+۸ برگزیده شده اند .


چه کسانی به ۷+۸ دعوت نشدند

در میان طیف هایی که خود را به عنوان جریان اصولگرا در کشور معرفی می کنند برخی نتوانستند با جلب اعتماد از جامعتین شانس حضور در ائتلاف ۷+۸ را برای خود داشته باشند که در میان آنها گروه هایی نظیر" جبهه ایستادگی ایران اسلامی و برخی سیاسیون نزدیک به دولت که عده ای از آنها در جرگه انحرافیون قرار دارند جای گرفته اند .

جبهه ایستادگی ایران اسلامی : اميرعلي اميري رئيس شوراي مركزي يكي از احزاب عضو جبهه ايستادگي يعني حزب توسعه و عدالت است.
وي در حاشيه اولين همايش «جبهه ايستادگي» در گفت و گو با «تهران امروز» از اين جبهه دفاع كرده و گفته بود كه هنوز رايزني‌هاي همقطارانش با ۷+۸ ادامه دارد.

بعد از تشكيل جبهه ايستادگي تحليل‌هاي مختلفي راجع به دلايل اين اقدام شكل گرفت که يكي از اين تحليل‌ها حكايت از اين داشت كه اين جبهه قصد دور هم جمع كردن همفكران آقاي رضايي و نمايندگي او در كميته وحدت اصولگرايي را دارد.

جبهه ايستادگي داراي يك شوراي مركزي است كه ارتباط فكري با آقاي رضايي دارند و رئيس اين شورا آيت‌الله علوي است.

برخی نزدیکان به دولت و انحرافیون : در ادامه روند رسیدن به وحدتی که جامعتین آن را دنبال می کند برخی نمایندگان آن به سراق رییس جمهور رفتند تا با همفکری از وی بتوانند قوام بیشتری به این ائتلاف بدهند ولی با مشاهده برخی اعمال نفوذ ها از سوی جریان انحرافی در دولت ذهنیت نمایندگان جامعتین به نوعی تغییر کرد و ترجیح دادند تا از نزدیکان دولت کسی را در لیست واحد اصولگرایی نداشته باشند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:9  توسط مظلوم1  | 



عقاید و تاریخچه گروههای شیطان پرستی
عقاید و تاریخچه گروههای شیطان پرستی


اصولاً به يك سلسله آداب و رسوم و قوانيني كه در راستاي اهداف خاصي باشد دين گفته مي‌شود و بالطبع تمامي گروههايي كه نام دين بر خود دارند براي پيشبرد اهداف خود از يك سلسله دستورالعملهايي كه توسط بانيان آن دين وضع شده، پيروي مي‌كنند. ديني همچون شيطان پرستي نيز كه در طول ساليان متمادي پيرواني از اقوام و گروههاي مختلف داشته اعمال و مراسم در راستاي اهداف شيطان دارد و داراي فرقه‌ها و گروههاي متنوعي است كه بسته به شرايط مكاني و نژادي از آداب و رسوم و قوانين متنوعي نيز برخوردار مي­باشند كه در ذيل به اختصار به نمونه‌هايي از آنها اشاره خواهيم كرد.
شيطان پرستان را مي‌توان به عناوين مختلف بسته به اعتقاداتشان تقسيم بندي كرد:[1]
الف) شيطان پرستي شرقي (ديني)
ب) شيطان پرستي غربي: اينها نيز به چندين فرقه تقسيم مي­شوند.
1. شيطان پرستان ديني: اين نوع از شيطان پرستان خدايانشان را از اديان قديمي مصر باستان و بسياري از الهه‌هاي باستاني بين النهريني و بعضا از الهه‌هاي رومي و يوناني (به عنوان مثال مارس ـ خداي جنگ) اقتباس كرده‌اند. كه در مشرق زمين فعال مي‌‌باشند.
2. شيطان پرستان فلسفي يا لاويي: اين نوع از شيطان پرستي بر مبناي فلسفه آنتوآن شزاندر لاوي كه در كتاب «انجيل شيطان» و ديگر آثارش آمده است، تأسيس شده است.
3. شر پرستان: اين فرقه از شيطان پرستان، به دوران تفتيش عقايد مذهبي از طرف كليسا مربوط ميشوند.
قوانين شيطان پرستي فرقه‌هاي شيطاني با يكديگر متفاوت است ولي تمام آنها حول دو محور سكس و خشونت عمده ابزار شيطاني، دور مي‌زند و بسته به سطح فكري و طبقه طرفداران فرقه­ها با يكديگر متفاوت است به عنوان مثال طرفداران شيطان پرستي فلسفي (لاوي) كه عمدتاً طبقات تحصيل كرده بريده از دين (عمدتاً مسيحيت) هستند معتقدند كه:[2]
هرگز نظراتت را قبل از آنكه از تو بپرسند بازگو نكن.
هرگز مشكلاتت را قبل از آنكه مطمئن شوي ديگران ميخواهند آن را بشنوند بازگو نكن.
وقتي مهمان كسي هستي، به او احترام بگذار و در غير اين صورت هرگز آنجا نرو.
اگر مهمانت مزاحم تو است. با او بدون شفقت و با بيرحمي رفتار كن.
هرگز قبل از آنكه علامتي از طرف مقابلت نديده‌اي به او پيشنهاد نزديكي جنسي نده.
هرگز چيزي را كه متعلق به تو نيست بر ندار. مگر آنكه داشتن آن براي كس ديگري سخت است و از تو ميخواهد آن را بگيري.
اگر از جادو به طور موفقيت آميزي براي كسب خواسته‌هايت استفاده كرده‌اي قدرت آن را اعتراف كن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هايت قدرت جادو را نفي كني. تمام آنچه بدست آوردي را از دست خواهي داد.
هرگز از چيزي كه نميخواهي در معرض آن باشي شكايت نكن.
كودكان را آزار نده.
حيوانات ـ غير انسان ـ را آزار نده مگر آنكه مورد حمله قرار گرفته‌اي يا براي شكارشان.
وقتي در سرزميني آزاد قدم بر ميداري. كسي را آزار نده. اگر كسي تو را مورد آزار قرار داد. از او بخواه كه ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش كن.
شيطان پرستي جديد يا فلسفي به خدايي اعتقاد ندارد و شيطان را تنها نوعي نماد كهن (archetype) مي‌داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول ميداند و اعتقاد دارد كه انسان به تنهايي مي‌تواند راه درست و غلط را تشخيص دهد به همين دليل هم اين اعتقاد بيشتر به عنوان يك اعتقاد فلسفي شناخته مي‌شود.
شيطان در اين اعتقاد نماد نيروي تاريكي طبيعت، طبيعت شهواني، مرگ، بهترين نشانه قدرت و ضد مذهب بودن است.
اين اعتقاد داراي شاخه‌هاي متعددي است، اما مي‌توان گفت جز يكي دو نوع آن همگي داراي اصول زير مي‌‌باشند:
Atheism : خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد.
Not dualistic : روح و جسم غير قابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.
Auto deists: خودپرستي، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يك خداست.
Materialistic : اعتقاد به اصالت ماده.
ـ وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست كه راه خدايي است.
ـ ضد مذهب بودن خصوصاً مذاهبي كه اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.
ـ عدم پرستش شيطان زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.
ـ اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشي‌ها خصوصاً لذات جنسي پتانسيل لازم را براي كارهاي روزانه آماده مي‌كنند و به هر شكلي انجام آنها لازم و ضروري است.
شيطان پرستي به جاي اطاعت از قوانين خدايي يا قوانين طبيعي و اخلاقي، عموماً بر پيشرفت فيزيكي خود با راهنمايي‌هاي موجودي مافوق يا قوانيني فرستاده شده تمركز دارد. به همين دليل بسياري از شيطان پرستان معاصر از باورها و گرايش‌هاي اديان گذشته اجتناب مي‌كنند و بيشتر گرايشات خودپرستانه دارند. به گونه‌اي كه خود را در مركز هستي و قوانين طبيعي مي بينند و بيشتر شبيه به مكاتبي چون ماده گرايي و يا خود محوري و جادو محوري هستند. به هر حال بعضي شيطان پرستان به طور داوطلبانه بعضي از قوانين اخلاقي را انتخاب مي‌كنند. اين يك جريان وارونه سازي را نشان مي‌دهد.[3]
از جمله اين فرقه­ها يزيديان هستند كه در زمرة شيطان پرستان ديني قرار دارند و معتقدند كه «جهان و هر چه در او هست» از چهار عنصر اصلي يعني آب، باد، خاك و آتش تركيب يافته است. خداوند به ادعاي خود، كه در تمام كتابهاي مقدس عنوان شده. انسان را از آب و خاك آفريد در حاليكه به باور خود خداوندي خدا فرشتگان درگاه ابديت همه از جنس آتشند. و آتش به باور آنها بر گل (ممزوج آب و خاك) ارجحيت دارد. از اين رو وقتي خداوند از همه فرشتگان بارگاهش {از جمله ملك مقرب، طاووس (شيطان)} ميخواهد كه در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظيم كنند. ملك طاووس از اين دستور نابجاي ايزدي سر مي‌پيچد و از همان زمان سر به شورش ميگذارد. شورشي كه تا روز حشر ادامه خواهد داشت و يزيديان آنرا شورشي بر حق ميشناسند.
يزيديان نسبت به خود قوانين و احكام مجزا از شيطان پرستي غربي دارند به عنوان مثال اين نوع شيطان پرستان براي خود حج شيطان پرستي دارند؛ در روستاي لالش در مركز كردستان عراق از توابع شهر دهوك پرستشگاهي است كه از سه قسمت تشكيل ميشود: شبستان، محوطه حياط و صحن دوزخ جائيكه مراسم حج در آن برگزار ميشود. دوزخ چند دخمه غار مانند، تار و تيره با خمره‌هاي مشكي كنار هم چيده شده براي مرموزتر و ترسناكتر كردن فضا. درهاي دخمه آنقدر كوتاه‌اند كه بايد خميده از آنها رد شد.
بخش مهم و تعيين كننده اين مراسم، جدا از گره زدن به پارچه‌هائي كه به ستونهائي مي‌بندند (مثل دخيل بستن) يا طواف كردن دور مقبره‌اي كه لابد گور يكي از قديسان يزيدي است، پرتاب دستمال به سنگ برجسته‌اي است كه از ديواره غار بيرون زده است. اصلي‌ترين مرحله حاجي شدن اين است كه شخص با چشمان بسته از فاصله شش هفت متري دستمال سياهي را كه به بزرگي چارقد زنان كرد است به طرف اين سنگ پرتاب كند. اگر در سه بار موفق شود دستمال را به برجستگي سنگ گير بدهد حج‌اش قبول شده است (و ملقت به حاجي فلانكس طاووسي مي‌شود) و گرنه بايد روز ديگر برگردد و دوباره تلاش كند.[4]
در سايت «شيطان پرستهاي تهران» به نقل از «كتاب شيطان» ص 52، آمده است كه: «شيطان پرستي، روشنايي سپيد يك مذهب نمي باشد، بلكه مذهبي بشري، دنيوي، و شهواني است كه همة اين قاعده توسط شيطان مي باشد و همه اين ها در تاريكي مطلق يافت مي شود.»[5]
تاريكي مطلق را يكي از رهبران گروه شيطان پرست، اين گونه توضيح مي دهد: «مراسم تاريكي تقريباً يك ساعت به طول مي انجامد كه انجام هر كاري براي رضايت شيطان در آن مُجاز است و مثلاً سكس يكي ازكارهايي است كه بايد در جمع و به بدترين و سخت ترين شكل ممكن صورت گيرد. برخي عقيده دارند كارهاي ما وقيحانه وحشيانه و البته وحشتناك است، مانند اينكه براي مجازات بعضي از افراد گروه، قسمتي از اعضاء بدن آنها را جدا و يا مجروح مي كنيم و اين كارها مورد پسند شيطان است و ما مجبور به پيروي از آن قوانين هستيم».
و مي افزايد: «در اين مراسم هفته اي يك بار در يك شب خاص دور هم جمع مي شويم و مراسم مذهبي نزديكي به شيطان را انجام مي دهيم و بعد از آن تا صبح به تفريح و رقص مي پردازيم.»[6]
در صفحه اي ديگر مي نويسد: «حرف هاي شيطان حرفهاي خداست، اما بي تعارف و بدون حاشيه، شيطان زبان صريح خداست. فرامين شيطان را بشنويد و به كار گيريد.» خدا شيطان را به خاطر جسارتش دوست دارد. شما نيز به شيطان به خاطر جسارتش عشق بورزيد.[7]
در «كتاب مقدس شيطان» مؤلف آن از زبان شيطان نُه بيانيه ذكر كرده كه بيانية پنجم به اين شرح است:
«شيطان بازگو مي كند، كينه جويي و انتقام بهتر از گستاخي است.»[8]
و در همان سايت آمده است كه: شيطان وجود ندارد، بلكه وجود شيطان يك سمبل و نشانه است، تا اندازه اي فرازميني، اصولاً وجود ندارد، مگر اينكه در افكار شخصي احساس شود. شيطان پرستي بر شيطان استوار است همانند يك اصل فرجامين، ترجيحاً پرستش يك جسم بي روح، شيطان به مردم الهام مي بخشد و باعث تحريك آنان مي شود، شيطان يك نماد مستقل و مخالف با خدا است. شيطان پرستي داراي فرقه هاي مختلف مي باشد و در عرصه تغيير افكار تلاش مي كند و شيطان جانشين خوبيهاست.»[9]
اين مطالب بيانگر ايدئولوژي و به عبارتي ديدگاه آنان به جهان و انسان مي باشد. شيطان پرستها در ايدئولوژي خود براي انسان الزاماً تعريفي دارند كه بيان شد.
به چند نقد اساسي كه بر اين گروه، وارد است. اشاره مي شود.
الف. در ديدگاه آنان، انسان، داراي فطرت، حقيقت جويي، كمال طلبي، عدالت خواهي، و... نيست بلكه انسان را در يك مقطع و لحظه خاصي كه از آينده و گذشته بريده است، تعريف مي كنند، كه جز شهوت چيزي برايش معني ندارد. نگاه شيطان پرستان به انسان فقط مادي، جنسي، و شهوي است، يعني از حيوان پَست تر و كمتر و آلوده تر. حتي مبارزه با ظلم و ستم و قتل و جنايت در انديشه آنان هيچ جايگاهي ندارد و حتي ذكري از آن نيست، بلكه در صدد جلوگيري از چنين مبارزاتي هستند. به دليل اين كه در برنامه هايشان تنبيه و مجازات بدني در حد وحشتناكي وجود دارد و تمام ارزشهاي انساني و اخلاقي از قبيل رعايت احترام به حقوق ديگران، ايجاد زمينه رشد و ترقي افراد جامعه، بحث خانواده و تربيت فرزند، نقش سازنده مادر و پدر در محيط خانواده و اجتماع، روابط اجتماعي و... و گوئي براي اينان معنا و مفهومي ندارد.
در اين جا به تناقضات آنها به اجمال اشاره مي كنيم: 1. شيطان پرستي روشنايي سپيد يك مذهب نيست، بلكه مذهبي بشري، دنيوي و شهواني است. كه در تاريكي مطلق يافت مي شود.
سؤال: اگر اين مذهب نبود بشر با چه خلائي روبرو بود. بدين گونه كه وجود اين مذهب آيا بر بدبختي بشر مي افزايد يا از آن مي كاهد. در تاريكي مطلق هر كسي مجاز به هر كاري است، جنسي، سكسي، و تجاوزگري... مگر خوي درندگي حيواني غير از اين است. اين گروه ها بر صفات منفي بشر (كه دوست دارد يله و رها ‌باشد و بر حريم ديگران پاي گذارد،) مي افزايد و زمينه را براي ارتكاب آن فراهم مي كند و تشويق هم مي نمايد. لذا بايد گفت، اين مذهب به شقاوت بشر بيشتر مي انديشد تا به سعادت او.
2. وجود مذهب و ايدئولوژي براي تعديل افكار و رفتار بشر ابداع مي شود. يعني بشر به دليل كمال خواهي گاهي به اشتباه افتاده به زياده خواهي روي مي آورد. مكتب و مذهب هست كه با يك سري دستورالعمل هايي، افزون خواهي بشر را تعديل مي كند. ولي متأسفانه مذهب مدعي (شيطان پرستي) و قيحانه مي گويد: براي رضايت شيطان انجام كارهاي سكسي به بدترين و سخت ترين شكل ممكن هم مُجاز است و هم صورت مي گيرد.
3. انتقام جويي و كينه از جسارت بهتر است. حال آنكه قبلاً گفتند جسارت ارزش دارد و بايد جسارت شيطان را دوست داشت چرا اينجا انتقام جويي و كينه توزي معيار عمل مي شود؟!
4. از همه مهمتر اينكه شيطان وجود ندارد. بلكه وجود هستي است. شيطان سمبل است. اولاً اگر وجود ندارد، چگونه سمبل شد؟! سمبل و نشان چيزي است كه وجود داشته باشد و قابل دسترسي باشد و قابليت الگوپذيري داشته باشد. و اگر شيطان وجود ندارد چگونه الگو مي شود؟! چگونه به او نزديك شويم. مگر با مفاهيم صرف مي شود زندگي كرد؟! از گزينه شيطان وجود ندارد استنباط مي شود كه از مفاهيم است نه از مصداقها، پس اگر از مفاهيم است يا بايد از چيزي انتزاع شده باشد يا اعتباري صرف باشد كه هر دو براي پرستش ناكارآمد و ناكافي است.
5. شيطان را يك جسم بي روح مي داند. يعني پرستش جسمي بي روح. آيا جسم بي روح قابل پرستش است آن هم توسط فردي كه خودش روح دارد؟! آيا اين ترجيح بلامرجح نمي باشد؟!
6. شيطان سمبل مخالف با خدا است. آيا پرستش او آدمي را به خدا نزديك مي كند يا به شيطان؟! اگر به شيطان نزديك مي كند، پس از ‌خدا دور مي كند چون مخالف خدا است و اگر به خدا نزديك مي كند از خودش دور مي كند كه باز خلاف فرض و باطل است، و اگر بگوييم به هر دو نزديك مي كند اجتماع نقيضين و محال است.
خلاصه، ابداع و ترويج اين گونه فرقه ها چيزي نيست، جز شهوت پرستي و در حيوانيت خود فرو رفتن. شيطان پرستها در حالي چنين ادعاهاي باطلي دارند كه بسياري از فرقه هاي مسيحيت، همانند بسياري از اديان ديگر اعتقاد دارند كه موجود و يا هيولائي به نام ابليس يا شيطان وجود دارد كه منشاء تمام مصائب انسان است. طبق گفته انجيل خداوند قدرت مطلق جهان است. و چيزهاي خوب زندگي از خدا و چيزهاي بد از شيطان مي باشد. اين نظريه در ميان بابلي ها هم مطرح بود. بدين گونه كه به دو خدا قائل بودند، خداي خوبي و روشنائي و خداي بدي و تاريكي. و اين دو خدا تا نابودي يكديگر با هم در جنگ بودند.[10] بنابراين وجود شيطان، و دعوت او به شر و بدي، امري اجماعي و مسلم بين همه اديان آسماني است. در انجيل، آيه 24؛ 6، واژه «Satan» يا شيطان، كه كلمه اي عبري است به اين معنا آمده و واژه «devil» هم به معناي ابليس است.[11] در دين اسلام به صراحت آمده كه دشمن آشكار شما شيطان است.[12]
نتيجه اينكه شيطان هم وجود دارد. هم بالذات منشاء خير نيست و دشمني خود را با انسان‌هاي موحد، بيان داشته است، بنابراين پرستش اين موجود با اين خصوصيات و دشمني آشكار او با انسان‌ها، خاموش كردن چراغ فطرت و افتادن در دام مكر و حيله هاي اوست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:9  توسط مظلوم1  | 

اختلاس اخیر عملیات روانی دشمن برای بی اعتمادی جریانات بیداری اسلامی / ما بازی خوردیم

در مقطعی که هفتصد نفر از اندیشمندان جریان بیداری اسلامی، نمایندگان و سران هشتاد کشور در ایران جمع هستند و کنفرانس بین المللی بیداری اسلامی صورت پذیرفته است، وقتی پرونده ی اختلاس سه هزار میلیاردی با انواع جنجال های سیاسی و رسانه ای مطرح باشد، ما چگونه می خواهیم الگو برای دیگر کشورهای اسلامی باشیم؟ / نباید روی موج تبلیغاتی دشمن سوار می شدیم در همین جریان اختلاس مجلس اظهار نظر می کند و پیرو همین اظهارات ما در زمین بازی دشمن قرار می گیریم.

 

حجت الاسلام مهدی طائب (رئیس قرارگاه عمار) در گفتگویی صریح با پایگاه 598 به موضوعات و مسائل پیرامون علل شکل گیری اختلاس سه هزار میلیاردی و واکاوی ابعاد آن و همچنین حضور ساکتین فتنه در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و نسبت جریان انحرافی با ساکتین فتنه پرداخته است که در پیش می آید:

ارزیابی شما از انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی و اتحاد برخی جریانات با ساکتین فتنه 88 چیست؟

در بحث فتنه 88 تمام کسانی که با سکوتشان وچه با تائیدشان و مشارکتشان در فتنه حضور داشتند گناه کارند. اما همین گناه کاران فتنه بر دو دسته اند: تواببین و باقی(غیر توابین) و اینها یعنی کسانی که بر گناه سابق باقی مانده چه با بیانشان و چه با سکوتشان. اما دسته دیگر که توابین باشند کسانی هستند که فهمیده اند اشتباه کرده و برمی گردند.

کسانی که در فتنه گناه ساکتمندانه (ساکتین فتنه) داشتند و الان هم کماکان بر گناهشان اصرار دارند، حق اظهارنظر دارند ولی مردم به اظهارات آنها اهمیتی نمی دهند. راه برای حضور همه باز است اما مردم آنها را انتخاب نخواهند کرد.


اما آنها که توبه کردند حق حضور دارند و مردم می توانند آنها را انتخاب کنند. باید به این موضوع توجه داشت وقتی حر بن یزید ریاحی راه را بر امام حسین(علیه السلام) می بندد، از ساکتین فتنه نبوده است، بلکه که خود داخل فتنه و سران و آتش بیاران فتنه است و اما به محض توبه ، امام (علیه السلام) او را می پذیرد.

ساکتین فتنه چه فرقی با جریان انحرافی دارند؟

تفاوتی بینشان نیست. یعنی کسانی که ساکتین فتنه 88 بودند و کماکان به سکوتشان ادامه می دهند، اینها نیز جزء کمک کنندگان به جریان انحرافی هستند. چون ما حامیان جریان انحرافی را جز سران نمی دانیم. جریان انحرافی سرانی دارد که این سران مانند سران جریان فتنه، به خارج از کشور وصل می باشند. اما اشخاصی هم هستند که در پازل آنها بازی کرده اند و با خارج ارتباطی ندارند و بازی خورده هستند.

کسانی که در باب فتنه کماکان ساکتند دارند در حقیقت جریان انحرافی را تائید و تقویت می کنند. در آنجا ناخواسته اینجا هم ناخواسته.

نظر شما درباره علل شکل گیری اختلاس اخیر و واکاوی ابعاد آن چیست؟

اساسی ترین مطلبی که به نظر من می آید این است که همه ما بازی خوردیم. این یک عملیات روانی بود برای تخریب وجهه نظام جمهوری اسلامی.

مگر اینقدر ساده است که در نظام جمهوری اسلامی مبلغ سه هزار میلیارد تومان جابجا و مفقود گردد. چنین اختلاسی معلوم است از دید مسئولین به دور نمی ماند. آنجا که اسناد و مدارکی ارائه می شود که لیدر جریان انحرافی امضاء کننده برخی معاملات است، مشخص و واضح است که این قضیه برای تخریب نظام است و آنها می دانستند که این اختلاس به زودی افشاء خواهد شد.

مگر می شود در جمهوری اسلامی چنین اختلاسی بشود و مسئولین دستگاه های اطلاعاتی متوجه این اختلاس نباشند. از ابتدای انقلاب کدام اختلاس بزرگ صورت گرفته است که از دید پنهان مانده و نظام جلوی آن را نگرفته باشد.

در مقطعی که هفتصد نفر از اندیشمندان جریان بیداری اسلامی، نمایندگان و سران هشتاد کشور در ایران جمع هستند و کنفرانس بین المللی بیداری اسلامی صورت پذیرفته است، وقتی پرونده ی اختلاس سه هزار میلیاردی با انواع جنجال های سیاسی و رسانه ای مطرح باشد، ما چگونه می خواهیم الگو برای دیگر کشورهای اسلامی باشیم؟

لیدرهای این جریان به دنبال این بودند که با ایجاد یک اختلاس غیر موفق نظام را با دو چالش جدی مواجه کنند: اول اینکه مردم را به نظام بی اعتماد کند و سپس اعتماد جریانات بیداری اسلامی رانسبت به الگو برداری از نظام از بین ببرند و از نظام در خارج از کشور چهره ای مخدوش بسازند.

در حقیقت جریان انحرافی با علم به این موضوع که این اختلاس موفق نیست، وارد این بازی شده است. آیا با وجود این نهاد های امنیتی و اطلاعاتی قوی در نظام واقعاً این پول از کشور خارج شده است؟ پس کل این جریان، عملیات روانی دشمن برای نظام اسلامی بود و ما بازی خوردیم.

علت سکوت برخی مسئولین نسبت به این اختلاس و یا برخی حمایت ها از جریان خاص چیست؟

در اصل خود آن مسئولی که بیش از حد به این لیدر اعتماد کرد، خود او بازی خورده است. دستگاه قضائی بیش از این باید دقت می کرد و البته به وظیفه ی خودش عمل کرد، اما از نظر تبلیغاتی ما شتابزده و بد عمل کردیم، نباید روی موج تبلیغاتی دشمن سوار می شدیم. در همین جریان اختلاس مجلس اظهار نظر می کند و پیرو همین اظهارات ما در زمین بازی دشمن قرار می گیریم و می بینیم چیز مهمی نبوده که به خاطر آن در این زمین قرار گرفته ایم. اینها خیلی قابل دقت و تامل است و باید از تجربیات گذشته در انقلاب استفاده کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:8  توسط مظلوم1  | 


نگاهي تاريخي به پديده شيطان پرستي
نگاهي تاريخي به پديده شيطان پرستي

شيطان گرايي يا شيطان پرستي سه دوره را از سر گذرانده است. شيطان پرستي بدوي، شيطان گراي در قرون وسطا و شيطان گرايي مدرن. شيطان پرستي مدرن ريشه در ادوار گذشته اين تفكر داشته و آموزه ها و آيين هاي آن را در خود جاي داده است و از جهت نسبتي كه با نهاد سياست و اقتصاد برقرار كرده از صور پيشين شيطان گرايي متمايز ميشود. بنابراين براي شناخت دقيق و عميق شيطان گرايي مدرن لازم است كه نظر و گذري بر تاريخچه شيطانگرايي داشته باشيم.
در اين تاريخچه كوتاه خواهيم ديد كه گروهي از يهوديان تا اواسط قرون وسطا به غني كردن داشته هاي فرهنگي خود مشغول بودند و آن را بر شالوده شيطان گرايي استوار كردند، و از آن پس يعني حدود سده هاي دوازده و سيزده به تدريج از آيين و افكار خود پرده برداشتند و امروز مي روند تا دنيا را با بينش و ارزش هاي خود هماهنگ سازند.

شيطان گرايي بدوي

مطالعات تمدني(1) و مردم نگاري هاي مربوط به قبايل بدوي(2)رد پايي از اعمالي را كه ما امروزه شيطاني مي دانيم نشان مي دهد. شيطانگرايي بدوي شالوده اي خرافي داشته و به نوعي انحراف از مسير تعاليم پيامبران گذشته بوده است. اديان ابتدايي كه پيامبران الاهي براي بشر مي آوردند مثل اديان ابراهيمي در راستاي پيوند ميان ساحت مادي و معنوي زندگي انسان بود. پيامبران ميكوشيدند تا دست خلاق و روزي بخش خداوند را در چرخه اين زندگي طبيعي آشكار سازند و از اين رهگذر مسير رشد و تعالي انسان را بگشايند.
به دنبال تعاليم انبيا مردم كشت و زرع و باران و آفتاب و ساير نمودها و پديدههاي طبيعي را نشانه اي از پروردگار و لطف و رحمت او مي دانستند و همواره مي كوشيدند تا با ايمان و نيايش و آيين هاي معنوي، رحمت و بركت او را در زندگي خود جاري سازند. اما گاهي خشكسالي ميشد، يا آفتي تمام تلاش آنها را از بين ميبرد؛ در اين مواقع به جهت انحراف از تعاليم پيامبران كمكم معتقد شدند كه هميشه تدبير جهان به دست خداوند بخشنده و مهربان نيست، بلكه گاهي اوقات نيروهاي شر و شيطاني هم دست در امور جهان دراز ميكنند و بر سود و زيان انسان مسلط هستند.
باور به اينكه شر و شيطان مستقلاً منشا قدرت و اثر در عالم است، به باورهاي ثنوي و دوگانه گرايي در الوهيت و ربوبيت انجاميد و مردم گمان كردند كه با نيايش خداي خير و رحمت به تنهايي منافعشان تامين نميشود و لازم است كه نيروهاي شر را هم ستايش كنند و براي تعظيم و تجليل شيطان نيز برنامه هايي داشته باشند؛ تا بدين ترتيب از اراده شوم شيطاني در امان بمانند. از اين رو جشنهاي باروري ميگرفتند و در آن زنان و مردان بي مهابا به هم مي آميختند و موسيقي هاي محرك جنسي نواخته (3)و گاهي خون انسانها و كودكان را تقديم شياطين ميكردند.(4) قرباني كردن فرزند نخست به خصوص اگر پسر باشد در بسياري از قبايل بدوي و به خصوص در ميان عبرانيان رايج بوده است. (5)
در بعضي از دوره ها شيطانپرستي نسبت خود را با شيطان گسسته و به پرستش الاهه باروري تبديل شد. الاهه باروري در حقيقت زمين بود كه در وجود زن نمود مييافت. آيين آميزش آزاد، نيايش و طلب باروري و بركت در برابر الاهه زمين و گاهي خداي مذكر و بارور كننده محسوب ميشد. در مصر خداي مذكر كه نماد آن خورشيد بود اُزيريس نام داشت و الاهه باروري كه همسر او بود آيسيس يا ايزيس ناميده ميشد. البته گاهي اين موقعيتها جابجا شده و الاهه آسمان به صورت مونث (نوت) و خداي زمين به چهره مذكر (گب) در مي آمد.(6)
اين اعمال بر اساس قوانين سحر و جادو توجيهاتي پيدا ميكرد. براي نمونه اعمال جنسي علني و جشنهايي كه در آن رفتارهاي غير اخلاقي آشكارا انجام ميشد با قانون تشابه در جادوگري هماهنگ بود. اين قانون ميگويد «هر چيزي مشابه خود را ايجاد ميكند». از اين رو براي باروري هرچه بيشتر زمين، بايد عمل جنسي و باروري را آشكارا و دسته جمعي در برابر زمين انجام داد تا محصول بيشتري ايجاد شود. (7)
در آفريقا بخشي از آيينهاي شيطاني با كمي تغيير به آيين پرستش دانگبي (خدا- مار) تبديل شد. (8)و در بسياري از كشورهاي جهان هنگام كاشت يا برداشت محصول هم آغوشي يا رابطه جنسي همسران و غير همسران رايج بوده و در موارد زيادي هنوز هم ادامه دارد.(9) البته اين آيينها و نمادها همواره معناي ثابت نداشته و در سياليت معنا شناور بوده است. معمولاً هر ملتي كه بر ملت ديگر غلبه ميكرد خداي قوم مغلوب در خداي ملت پيروز منحل ميشد و به صورت جلوه اي از او در مي آمد(10) و بدين ترتيب گاهي خداي خير جلوه خداي شر ميشد و گاهي برعكس. به هرحال براي شيطان نام و آوازه اش مهم نيست، بلكه داشتن پيرواني جاهل و بندگاني تسليم، رضايت بخش تر و خواستني تر است.
در دوره هايي كه به علت غلبه تعاليم انبيا يا بازشدن افكار امكان علني شدن ايدئولوژي شيطاني وجود نداشت باز هم شاهد هستيم كه رگه هايي از تفكرات شيطاني همچنان باقي ميماند و بعدها توسعه يافته و مورد بهره برداري قرار ميگيرد. مثلاً اگر چه افلاطون فيلسوفي الاهي انديش بود ولي به جهت استفاده از منابع پيش از خود در مصر و بابل و بين النهرين اعتقاد به نمونه اعلاي انساني به صورت زن - مرد كه منشا احساس عشق است و نيز كمونيسم جنسي در طبقه اشراف معتقد شد. اينها بذرهاي نهفته شيطاني در يونان باستان است كه در روم به صورت مذاهب سري و پرستش خدايان جنسي تبديل شد(11)و در دوره رنسانس از طريق منابع عرفان يهودي بازگشت افتخار آميزي به سوي آن اتفاق افتاد و به تمدن مدرن جهت داد.
نكته قابل توجه كه تداوم و بازتوليد پي درپي شيطانگرايي را در ادوار مختلف و تا روزگار ما رقم مي زند، اين است كه در حدود سه، چهار هزار سال پيش قوم بني اسرائيل در مصر و بابل و بين النهرين و به طور كلي مناطق شمال و شرق آفريقا، جنوب شرقي اروپا و خاورميانه سرگردان بودند از اين رو هم باعث ترويج و جابه جايي اين افكار در بين ملل مختلف ميشدند و هم از آنها علوم و آيينهاي گوناگون را مي آموختند و در دوره هايي كه انبيا در بين اقوام و ملل به نشر تعاليم حق ميپرداختند و شيطان گرايي منسوخ ميشد، اين آيينها و باورها به صورت سري و محرمانه در بين گروه هايي از قوم بني اسرائيل يا از اقوام ديگر باقي ميماند. كه از آن روزگار تنها قوم بني اسرائيل براي ما به يادگار مانده است.

شيطان گرايي در قرون وسطا

در دوره گذر از شيطان گرايي بدوي به شيطان گرايي وسطايي يك اتفاق مهم رخ مينمايد كه سنگ بناي شيطان پرستي را تا دوره مدرن مستحكم ميكند. آن اتفاق اين بود كه قوم بني اسرائيل به احتمال قوي براي منع ديگران از فراگيري علوم و دانش ها، اساساً دنبال كردن دانش و معرفت را در مقابل ايمان و ميوه ممنوعه معرفي كردند. اين مطلب در سفر پيدايش عهد عتيق وارد شد و با تدوين كتاب مقدس به شمار تعاليم مسيحيت پيوست.
البته تا پيش از آن در تعاليم پيامبراني مثل حضرت شيث و ادريس (هرمس، كه بعدها خداي حكمت شناخته شد) و نوح، عقل و دانش انعكاس انوار خداوند و شالوده الاهي آفرينش معرفي ميشد،(12) و اسرار علوم و فنون به عنوان مطالعه آيات خداوند در كتاب آفرينش پذيرفته شده بود. (13)
ولي با نگارش نهايي تورات و بعد كتاب مقدس مسيحيان، رفتن به سمت علم و دانش، عملي زد دين و شيطاني پنداشته شد و شيطان به صورت مظهر خرد و دانايي و راهنماي بشر به سوي درخت معرفت درآمد. در حكاكيهاي «لويي برتون» از شياطيني كه توسط «جان واير» شناسايي شدند، رابطه شيطان با علوم و فنون به خوبي روشن است. نخستين شيطان بعل (نام خداي خورشيد در بابل) بود كه كارشناس حقوق است و تفريحش شمشير بازي است. فوراس يا فوركاس شيطاني كه از سرپرستان ارشد جهنم است، از گياهان دارويي و خواص سنگها آگاهي داشته، ميتواند انسان را نامرئي كند و قادر است علوم معاني و بيان و منطق و رياضي را به او بياموزد. بوئر هم يكي ديگر از سرپرستان جهنم است. او در منطق و طب استاد بوده و پنجاه خانواده از شياطين در اختيار او هستند.(14)
اينها فرشتگان شريري هستند كه همراه شيطان از بهشت رانده شده اند. زيرا در نگرش يهودي - مسيحي فرشتگان اسير خداوند بوده و شياطين آن دسته از فرشتگاني هستند كه براي آزادي سر به عصيان گذاشته اند. تبعيت انسان از شيطان نيز باعث آزادي از فرمانبري در برابر پروردگار است. اين احساس آزادي به خصوص براي كشاورزان و كارگران ضعيفي خوشايند و خواستني بود كه در قرون وسطا از همدستي كليسا و اشراف رنج ميبردند و به نام خدا در بند مقامات ديني و دنيوي بودند.
آنها از تخيل نيروهاي مرموز و سيه چهره با پوست كلفت و چروكيده كه شبيه پوست زحمت كشيده و رنج ديده خودشان بود، احساس آرامش و همدلي بيشتري پيدا ميكردند. از اين رو در سده هاي پاياني قرون وسطا ميل به شيطان پرستي و جادوگري در ميان مردم اروپا بالا گرفت. به ويژه گردهماييهايي با نام «سبت» يا «سابات» كه در روز شنبه برگزار ميشد و در آن رابطه آزاد جنسي انجام ميگرفت، هم به زندگي خالي از شادي آنها هيجاني مي داد و هم مخالفت با تعاليم كليسا و احساس خوشايند آزادي را در آنها تقويت ميكرد. نيز بايد توجه داشت كه اين اعمال غير اخلاقي براي آنها چندان غير قابل تحمل نبود، زيرا آموخته بودند كه ناموسشان را در اختيار اربابان و اشراف قرار دهند. البته معناي نمادين باروري آن جشن ها در دوره باستان و زندگي بدوي نيز براي اين رعيت هاي كشاروز قابل توجه بود.
با اين وصف خير و بركت زيادي از شيطان به انسان رسيده و «گاهي هم اگر قصد شيطان شر بوده است وقتي انسانهاي خوب و پرهيزكار و نيكوكار منصفانه با او رفتار كرده اند، حاصل كارش مبدل به خير شده».(15) اگر چه او انسان را به عصيان و سركشي وامي دارد اما انگيزه هاي سازنده اي مثل كنجكاوي، دانشجويي و آزادي را در ما برمي انگيزد و انسان را از قدرت و نفوذ بيشتر برخوردار ميكند. «او ميل و هوس به ناشناخته ها را در ما تهييج ميكند، رويا و اميد به ما مي دهد و تلخي و ناخشنودي عطا مينمايد، اما در پايان ما را به بهتر رهنمون ميشود و بدين ترتيب بيشتر در خدمت خير است. او همان نيرويي است كه در راه شر ميكوشد اما مسبب خير است.» (16)
گذشته از اين او ويژگيها و صفات قابل ستايش و تقدير به خود ميگيرد. به گمان ميلتون «او يك ياغي نجيب اشرافي است كه رنج جاوداني را بر تحقير و اهانت ترجيح مي دهد»(17) و صاحب قدرت و اثر در اين دنياست و مرگ را به جهان مي آورد.(18) انسان ميتواند با علم و دانش، به خصوص فنون سحر و جادو قدرت او را به دست آورد. در آن قرنها علم و سحر به هم آميخته بود و به همين جهت كليسا به سختي با دانشمندان و جادوگران مبارزه ميكرد. در تصور قرون وسطايي شيطانگرايان «شيطان يك فردگراست. او فرمانهاي آسماني را كه رفتار و اصول اخلاقي خاصي را تحميل مينمايند برهم مي زند و واژگون ميكند».(19) و تبعيت از او قدرت و لذت در زندگي را افزايش مي دهد.
گروهي از يهوديان در طول قرون وسطا علوم و انديشه هاي به جا مانده از يونان را نيز فراگرفتند و با حضور در متن جهان اسلام انديشههاي آنها را نيز به خوبي فراگرفتند. حتي كساني مثل ابن ميمون انديشه فيلسوفان و دانشمندان مسلمان را به غرب منتقل كردند. و اين در حالي بود كه كتاب مقدس پيگيري دانش را عصيان در برابر خداوند مي دانست. حتي نظريات و انديشه هاي عرفاي مسلمان تقريباً بدون تاخير از طريق اعراب يهودي به آنها مي رسيد و اين انديشه ها را در گنجينه دانش هاي خود جا مي دادند.

شيطان گرايي مدرن

شيطانگرايي مدرن از نيمه قرن شانزده آغاز شد. «كاترين دومديچي» از خانواده بزرگ يهودي و دختر «لورنز» جادوگر بزرگ، همسر هنري دوم پادشا فرانسه بود. بعد از مرگ همسرش مراسم بلك مس (Black mass) را در بين اشراف و درباريان فرانسه بنيان گذاشت. (20 ) اين مراسم از روي مدل آيين هاي جادويي باروري باستاني و بدوي و گردهم آييهاي جادوگران در قرون وسطا بازسازي شد و در مدت كوتاهي به دربار ساير كشورهاي اروپا از جمله انگلستان، آلمان و اتريش راه يافت.
پس از مدتي كودكان ناخواسته اي كه پدرانشان معلوم نبود و مادران آنها را نميخواستند، به وجود آمدند. در اين جا بود كه با ابتكار «كاترين دِشي» با نام مستعار «لاوازين» مراسم اتاق درخشان طراحي شد و آيين شيطان پرستي را تكميل كرد. اين مراسم باز توليد آيين قرباني انسان بدوي بود. اتاق درخشان كاملاً سياه پوش و تنها منبع روشنايي آن شمع بود. در اين اتاق نوزادان ناخواسته قرباني ميشدند و خونشان به شيطان تقديم ميشد.(21) پس از مدتي اين قضيه لو رفت و عده اي بازداشت و مجازات شدند، اما هنگامي كه پاي شخصيتهاي بلند پايه به پرونده كشيده شد، مقامات دستور توقف پيگيري را صادر كردند و اين مراسم به طور مخفيانه و محرمانه ادامه پيدا كرد.(22)
اين آيينها در طول قرنهاي هفده و هجده در قالب گروههاي سري كه توسط اشراف ايجاد و رهبري ميشد، ادامه يافت، گروههايي نظير ژرمن باكسن، پسران نيمه شب، موهاكسها و نفرين شدگان. بعضي از اين گروهها مثل «انجمن آتش دوزخ» بسيار گسترده بوده و شاخه هاي متعدد داشتند.(23) سرانجام اين گروهها به شكلگيري انجمنهاي فراماسونري در انگلستان و فرانسه، و از جمع آنها گراند لژها ايجاد شد و سپس در تمام اروپا و آمريكا و به تدريج در تمام دنيا رخنه كرد.
در قرن نوزدهم دكتر «چارلز هاكس» نوشت: «در سراسر جهان شيطان را صادقانه تر و بيش از گذشته و در مقياس عظيمتري پرستش ميكنند.»(24) در قرن نوزدهم براي جا انداختن و مقبوليت شيطان پرستي كوششهايي صورت گرفت. «ديانا وگان» در كتابي با نام اعترافات داستان زنان شيطانپرستي را مطرح كرد كه در كل اروپا محافلي را اداره ميكردند و مردان را در مراسم خود ميپذيرفتند. او نقل ميكند كه چگونه در اين گروهها و محافل براي پرستش شيطان دست به اعمال غير انساني زده و در انتظار روزي بودند كه اصول اخلاقي مقبول جامعه را براندازند. البته بعداً معلوم شد كه اين داستان دروغ بوده ولي براي معرفي و ترويج شيطانپرستي و سنجش اقبال مردم به آن نقش موثري داشت.
در آغاز قرن بيستم چهره برجسته و رسواي شيطانپرستي دانشمندي به نام «آليستركرولي» است. او تحقيقاتش را درباره حقيقت بشر و اعمال شيطاني در سال 1898 هنگام پيوستن به گروه «هرمتيك اوردر» آغاز كرد. سپس به جامعه جادوگران انگليسي زبان ملحق شد كه اعضايي مثل «دبليو. بييتس»، «آرتور مكن» و «ديون فورچون» داشت. بعدها به طور شخصي اعمال شيطاني بيسابقه اي را ابداع كرد و طرفداراني به دورش گردآمدند و انجمن «شيطان براي شيطان» را به رهبري كرولي تشكيل دادند. اين امر باعث شد كه پايگاهي دائمي در جزيره چفالو واقع در سيسيل داير كند و نام آن را صومعه تلهما (Telema Abbey of) بگذارد. او در سال 1947 از دنيا رفت و در مراسم تدفينش بلاك مس اجرا شد.( 25)
در همين سالها دكتر «جرالد بروسوگاردنر» كه از اعضاي گروه «سپيده طلايي» بود، مطالعات گسترده اي را درباره آيين هاي بدوي و مذاهب باستاني انجام داد و روي انديشه هاي كرولي بسيار مطالعه كرد تا اينكه در جزيره «مَن» در انگلستان و در آسيابي قديمي موزه جادوگري داير نمود.
امروزه دو جريان اصلي شيطانپرستي در جهان رواج دارد. نخست شيطانگرايي (Satenism) لاوايي كه با چهره شاخص «آنتوان ساندور لاوي» شناخته ميشود. او با تاسيس كليساي شيطان و نوشتن انجيل شيطاني در سال 1965 خود را جانشين كرولي و پاپ كليساي شيطان معرفي كرد. اين جريان معتقد است كه موجودي به نام شيطان وجود عيني ندارد و شيطان تنها نماد اميال، آرزوها و لذتطلبي انسان است.
لاوي در آغاز كار دوست و همكاري داشت به نام «مايكل آكينو» كه در پي اختلاف عقيده با لاوي از او جدا شد و در سانفرانسيسكو معبد ست را تاسيس كرد و جريان ستيانيست (Setians) را به راه انداخت. ستيانيستها به وجود عيني شيطان به عنوان پادشاه تاريكي معتقد هستند و سازمان مخفي و مخوف معبد ست را رهبر جنبش جهاني شيطانپرستي مي دانند. اين جنبش امروزه در ابعاد وسيعي فعاليت ميكند و به ويژه در عرصه هاي فرهنگي مثل نشر كتاب و نشريات و سينما پركارند.

جمع بندي

در اين تاريخچه كوتاه مطالب بسيار زيادي نهفته است، كه حركت تكاملي شيطانگرايي تا اواسط قرون وسطا و سپس تحرك انكشافي آن را از نيمه دوم قرون وسطا تا شيطانگرايي مدرن نشان مي دهد. در اين روند قوم بني اسرائيل ميراث بان شيطانگرايي است. از دورههاي بدوي و باستان كه در مصر و بابل و مناطق شمال آفريقا، جنوب غرب آسيا و جنوب شرق اروپا آواره بودند و از تمدنهاي مختلف توجه و تجليل از نيروهاي شر، ستايش الاهه باروري و مادر- خدا را آموختند و فنون سحر و علوم جادويي و ساير علوم و فلسفهها را به تدريج فراگرفتند و حدود قرن يازدهم تا سيزدهم كه نظريه تجلي و ساير نگرشهاي عرفاني از جهان اسلام توسط اعراب يهودي به گنجينه حكمت پنهان يهود منتقل شد. در اين دوره يعني مجموعه هزارههاي باستان تا حدود هزاره اول مسيحيت كه به اواسط قرون وسطا مي رسد، حركت تكاملي سنت شيطاني با محوريت خانوادههاي بزرگ و پر نفوذ يهودي سپري شد.
از حدود قرون دوازده و سيزده به تدريج تحرك انكشافي شيطانگرايي آغاز ميشود كه تا آغاز قرن بيست و يكم ادامه مييابد. در اين دوره كه شامل صدههاي پاياني قرون وسطا، دوران نوزايي و عصر روشنگري و دوره مدرن ميشود، شاهد پردهبرداري و انكشاف نگرشها و آيينهاي شيطاني هستيم. نخستين پرده برداري، ترويج و شيوع سحر و جادو در قرون يازده به بعد است كه تا امروز به اوج خود مي رسد. پرده دوم از قرن سيزدهم به بعد با علنيكردن عرفان يهود (كابالا/قبالا) آغاز مي شود و امروز به اوج جلوهگري خود رسيده است. پرده سوم علمگرايي و روي آوري به دانش در عصر رنسانس است، كه با تكيه بر علوم سر و مباني كابالا و در چهارچوب سنت يهودي - مسيحي رويكرد به دانش رقم مي خورد.
پرده چهارم، موسيقي شيطاني است كه نمادها و آيينهاي شيطاني را آشكارا به نام شيطان معرفي ميكند. و پرده پنجم سينماي شيطاني است كه ايدئولوژي شيطانگرايي را در سراسر جهان تبليغ ميكند. و پرده جادويي به ذهن جهانيان انداخته و همانند ساحران فرعون كه ريسمانها را مارهاي زنده و جنبنده نماياندند، شيطان را مدبري قدرتمند مينمايد. در ابعاد ديگر اين تحقيق روند پرده برداري از ايدئولوژي شيطاني قابل تامل و بررسي است كه به فرصتي ديگر وا ميگذاريم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:8  توسط مظلوم1  | 

اين مسايل به درد مردم نمي خورد!!

وی و نیز دیگر نمایندگان مردم استان بوشهر در مجلس احتمالاً خواب یا بی خبر از این وقایع بوده اند که جریان فتنه با بیش از 2 سال التهاب سازی فضای کشور و  درگیریها و تنش های گسترده که آتش آن گریبان تمام کشور...

 

سایت سوک طی یک نظرسنجی بسیار بجا هرچند دیر هنگام از  نمایندگان مردم ! در مجلس  جهت تشریح مواضع آنان درخصوص سران فتنه و جريان انحرافي در اولين گام طي تماسي تلفني با ايوب پاپري مقدم، نماينده مردم دشتستان در مجلس شوراي اسلامي نظر شفاف و صريح وي درخصوص دو جريان فتنه و انحرافي را خواستار می شود که وی در پاسخ به سئوال خبرنگار در ارتباط با اين دو جريان باکمال تأسف و طفره روی می گوید: "بنده هيچ نظري ندارم"

پاپري که در انتخابات خود را از یک طرف اصولگرا و مقید به ولایت فقیه  می دانست برخلاف سمت و سوی تفکر جامعه و نظر رهبری مبنی بر شفاف نمودن مواضع افراد و اشخاص پیرامون مخالفین و معاندین و تشویش سازان فضای نظام ، در حالی که طی زمانهای پس از کوران فتنه سکوت پیشه نموده بود و همچنین مواضع مبهم نسبت به جریانات از خود بروز می داده است در اين گفتگوي بسيار كوتاه تلفني می گوید: در حال حاضر بهتر است به مباحث مهمتري !! پرداخته و بيان اينگونه مسايل به درد مردم نمي خورد!!

وی و نیز دیگر نمایندگان مردم استان بوشهر در مجلس احتمالاً خواب یا بی خبر از این وقایع بوده اند که جریان فتنه با بیش از 2 سال التهاب سازی فضای کشور و  درگیریها و تنش های گسترده که آتش آن گریبان تمام کشور و وقت مردم و خسارت های جبران ناپذیر به جان و  بیت المال و حیثیت نظام وارد نمود و همچنین مقدسات مردم را لکه دار نمودند و...، این مسئله را برای مردم از هرچیزی با اهمیت تر کرده است هرچند نمایندگان استان بوشهر نیز خوب خواست مردم را درک کردند!! و نسبت به آنها موضع و روزه ! (سکوت) گرفتند!

altalt
alt
alt

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:7  توسط مظلوم1  | 


گستره شيطان پرستي (1)
گستره شيطان پرستي (1)

ايدئولوژي شيطان پرستي دو روند حركت تكاملي و تحرك انكشافي را پشت سر گذاشته و امروز در اوج آشكاري و بي پروايي به دنيا عرضه ميشود. حركت تكاملي شيطان گرايي تا اواسط قرون وسطا و سپس تحرك انكشافي آن را از نيمه دوم قرون وسطا تا شيطانگرايي مدرن نشان مي دهد. در اين روند قوم بني اسرائيل ميراث بان شيطانگرايي است. از دورههاي بدوي و باستان كه در مصر و بابل و مناطق شمال آفريقا، جنوب غرب آسيا و جنوب شرق اروپا آواره بودند و از تمدنهاي مختلف توجه و تجليل از نيروهاي شر، ستايش الاهه باروري و مادر- خدا را آموختند و فنون سحر و علوم جادويي و ساير علوم و فلسفه ها را به تدريج فراگرفتند و حدود قرن يازدهم تا سيزدهم كه نظريه تجلي و ساير نگرشهاي عرفاني از جهان اسلام توسط اعراب يهودي به گنجينه حكمت پنهان يهود منتقل شد. در اين دوره يعني مجموعه هزاره هاي باستان تا حدود هزاره اول مسيحيت كه به اواسط قرون وسطا مي رسد، حركت تكاملي سنت شيطاني با محوريت خانواده هاي بزرگ و پر نفوذ يهودي سپري شد.
از حدود قرون دوازده و سيزده به تدريج تحرك انكشافي شيطان گرايي آغاز ميشود كه تا آغاز قرن بيست و يكم ادامه مييابد. در اين دوره كه شامل سده هاي پاياني قرون وسطا، دوران نوزايي و عصر روشنگري و دوره مدرن مي شود، شاهد پردهبرداري و انكشاف نگرش ها و آيين هاي شيطاني هستيم. نخستين پرده برداري، ترويج و شيوع سحر و جادو در قرون يازده به بعد است كه تا امروز به اوج خود مي رسد. پرده دوم از قرن سيزدهم به بعد با علنيكردن عرفان يهود (كابالا/قبالا) آغاز ميشود و امروز به اوج جلوه گري خود رسيده است. پرده سوم علمگرايي و روي آوريبه دانش در عصر رنسانس است، كه با تكيه بر علوم سر و مباني كابالا و در چهارچوب سنت يهودي - مسيحي رويكرد به دانش رقم مي خورد. پرده چهارم، موسيقي شيطاني است كه نمادها و آيينهاي شيطاني را آشكارا به نام شيطان معرفي ميكند. و پرده پنجم سينماي شيطاني است كه ايدئولوژي شيطانگرايي را در سراسر جهان تبليغ ميكند. و پرده جادويي به ذهن جهانيان انداخته و همانند ساحران فرعون كه ريسمانها را مارهاي زنده و جنبنده نماياندند، شيطان را مدبري قدرتمند مينمايد. هر مرحله از اين تحرك انكشافي و پرده برداري از سنت شيطاني را بررسي ميكنيم.

علوم سري و جادوگري

سحر و جادو هيچگاه از ميان جوامع بشري از بين نرفته است اما پس از دوره زندگي بدوي به ويژه در اروپا كه فيلسوفان بزرگي در يونان پديد آمدند، كوشيدند رازهاي جادو را با پرتو انديشه و تفكر باز كنند و از آنجا بود كه فلسفه غرب زاده شد. در حدود هزار سال بعد از پيدايش فلسفه در قرن چهارم ميلادي با رسميت يافتن مسحيت در اروپا سحر و جادو خيلي كمرنگ شد و نگرشها و باورهاي ديني جاي آن را گرفت. اما از سده يازدهم و دوازدهم موجي از گرايش به سحروجادو به خصوص در بين زنان گسترده شد. تا جايي كه از سال 1298 سازمان تفتيش عقايد با سوزاندن زنان ساحره مبارزه خود را آغاز كرد.(1)
اين روند همچنان ادامه داشت تا اينكه از 1330 تا 1375 يعني حدود چهل و پنج سال در قرن چهاردهم، چهل و هشت محاكمه بزرگ جادوگران و كشتار آنها صورت گرفت.(2) و در سال 1563 قانون مجازات مرگ با دار در انگلستان تصويب شد.(3) و اين كشتارها در قرن شانزدهم به اوج خود رسيد و سپس روبه افول نهاد.
دقيقاً در قرن شانزدهم شاهد هستيم كه آشكارا سحر و جادو به دربار كشورهاي اروپايي راه مييابد. در آن دوره پادشاهان جادوگران را براي پيشگويي و مشاوره در امور استخدام كردند كه معمولاً يهودي بودند. از جمله لورنز دومديچي در خدمت هنري دوم پادشاه فرانسه بود و دختر او كاترين به همسري پادشاه در آمد. كاترين و پسرش شارل نهم «نسترا داموس» را به سمت پزشك، منجم، مشاور و پيشگوي خود گماشتند. غير از او در دربار آنها غيب گويان و جادوگران فراواني حضور داشتند.(4)
با افزايش نفوذ جادوگران در مقامات بالا و نيز جنايات و افراط كاري هاي كليسا در برخورد با متهمين به جادوگري، دوره سهل گيري آغاز شد و به تدريج از شور اجراي قانون عليه جادوگري كاسته شد و اين قوانين معطل ماند، تا اينكه در سال 1951 به دنبال لغو قانون جادوگري، جادوگران رسماً در مجامع عمومي، نشريات، كتابها و بعد رسانه هاي جمعي به ترويج عقايد خود پرداختند.
ابتدا كشيش ها يا رهبران فرقه هاي جادوي سفيد روي صحنه آمدند و نيات و اهداف خيرخواهانه خود را اعلام كردند. ولي در كنار آن، فرقه هاي جادوي سياه نيز فعاليت خود را توسعه دادند. در اين شرايط مخالفت هايي با آنها صورت گرفت اما به جايي نرسيد و جادوگران و ساحران همچنان به كارهاي خود ادامه دادند و تنها كوشيدند كه آشكارا عملي بر خلاف قانون انجام ندهند تا بتوانند به زندگي اجتماعي خود ادامه دهند.
در سالهاي 1963 به بعد اخباري از اعمال جادويي نشر پيدا كرد كه هيچ منعي براي جادوگران در پي نداشت. در كليساي مخروبه سنت مري، گور برهم ريخته اي كشف شد. استخوانهاي مرده را از قبر درآورده و در مراسم مخفيانه اي از آن استفاده كرده بودند. چنين گزارشاتي بي وقفه ادامه داشته و هر سال تعدادشان افزايش مييابد.(5) در اروپا و آمريكا قلب حيوانات را با خار سوراخ ميكنند. تنديس هاي مستهجن مومي ميسازند، در كليساها به طرز شرم آوري به مقدسات توهين ميشود. البته اين كارهايي كه سرو صداي آن بلند ميشد معمولاً از سوي تازه كارها انجام ميگرفت، و افراد حرفه اي ترجيح مي دادند به عنوان مذهبي بيضرر، بلكه مفيد در جامعه شناخته شوند.(6)
امروزه جادوي سياه در پي لذت جسماني، تضعيف جامعه و اخلاقيات و به انحراف كشاندن جوانان است. پيتر هاينينگ پس از اين اظهار نظر توضيح مي دهد: «كساني كه وابسته به چنين فرقي هستند به طور مرتب گرد هم جمع ميشوند، و غالباً براي تمسخر آيين عشاي رباني مسيحي، مراسمي شيطاني برگزار ميكنند و سپس به شرم آورترين شكل، مشغول شهوت راني و هرزگي ميشوند. با توهين به اماكن مقدس، گورستانها، به جامعه اهانت ميكنند. كساني را كه به گروهشان نمي پيوندند با ارعاب و اخاذي به فساد ميكشانند و بدون ترديد در بسياري از طبقات اجتماعي رخنه ميكنند. از فعاليت هايشان گزارشات معدودي وجود دارد. كساني كه مايل به ترك گروه يا افشاي رازهاي فرقه باشند با خطري جدي مواجه ميشوند».(7)
آنچه در اين بين قابل توجه است اينكه اين اعمال آغاز راه شيطانپرستي نيست، بلكه شيطانپرستان در ابتدا، نامي از شيطان نمي آورند و به صورت ميهماني، آيينهاي سري براي علوم باطني و حتي عرفان و معنويت و عناويني از اين دست، كار خود را آغاز مي كنند و پس از جذب كامل فرد و آمادگي كافي و ايجاد شرايط مناسب، او را به دنياي اسرار خود ميبرند، به طوري كه ديگر راهي براي خروج نداشته باشد. زيرا براي شيطان نام و آوازه اش مهم نيست، بلكه داشتن پيرواني جاهل و بندگاني تسليم، رضايت بخشتر و خواستني تر است.

عرفان يهود(كابالا / قبالا)

گروهي از بني اسرائيل همواره دنبال دانش و معرفت بوده اند. اما اين حقيقت را از راه درست نميجستند. زماني سحر و جادو را علم مي دانستند و با اهداف و نيات شوم از آن استفاده مي كردند و بعد در قرون اوليه مسحيت با رويكرد به گنوسيزم براي ربوبيت شيطان و اصالت شرارت نظريه پردازي كردند. به قول تقي زاده اينها افرادي بودند كه به طور كلي نسبت به دين يهود بيقيد بودند.(8)و به راحتي تغيير دين مي دادند و در دين جديدشان هم بدعت گذاري و تغيير ايجاد ميكردند. در تفكر گنوسي اين جهان از آميزش نور و ظلمت ايجاد شده است. اين انديشه در تعاليم ماني به اوج و تكامل رسيد(9)و ماني در قرن سوم ميلادي از بابل يعني مهد يهوديان در آن زمان برخواست.(10)
عرفان يهود نخست از سنت هاي ساحري و بخشي از تعاليم انبياي گذشته تشكيل شد، و همواره ميكوشيد تضاد ميان آنها را كه در واقع تضاد كفر و توحيد بود، حل كند. اين مشكل در تفكر توحيدي فيلون و ثنويت گنوسي ادامه پيدا كرد و يهوديان سعي كردند كه از آنها سنتزي درست كنند كه توحيدگرايي فيلوني و ثنويت گنوسي را با هم داشته باشند.
راه حل نهايي اين بود كه معتقد شوند: بقاي عالم وجود تنها به خاطر همين تضاد دائمي ميان خير و شر است. و چون عالم وجود يكي است پس خير و شر در ملكوت به يكديگر پيوسته اند. اين تفكر كه در دوره هاي بدوي و باستاني ريشه داشت به تدريج تئوريزه شد و در قرون وسطا ادامه يافت. «پل كاروس» در كتابش با نام «تاريخچه شيطان» مينويسد: «خداوند وجود مطلق است و با توجه به قدرت غايي او در فرمانروايي، خود، نه شر است و نه خير، اما او خير است و در شر است».(11) بدين سان پاي شر به عالم الوهيت و توحيد كشيده شد.
نگرش توحيدي و تعاليگراي فيلون باعث شده بود كه واسطههايي را ميان خدا و انسان تشخيص دهد كه به نظر او «لوگوس» يا همان عقل يا كلمه بود.(12) اين واسطه بعداً در انديشه عارفان يهودي متعدد شد و نظريه سفيراها را به وجود آورد. و سفيراها به تجليات خير و شر خداوند تبديل شد.
حيگائون در قرن 13 معتقد بود كه سه نور پنهان ازلي وجود دارند و فراتر از تيررس درك انسان هستند. اين نورها تابش و تجلي خداوند بر خود او و تشعشعي دروني است. بعدها كساني همچون «داويد بن يهود احاسيد» اين نورها را به ده رساندند پس از اين نورها سفيراها قرار دارند. سفيراها يا حجاب هاي نوراني پروردگار را تنها ظرف و مجراي نيت خداوند دانسته اند؛ هرچند كه از او جدا نيستند.(13)
اين ايدهها به خصوص در جريان آشنايي يهوديان با عرفان اسلامي و نظريه تجليات اسماء الاهي در انديشه عارفان مسلمان به شكل نهايي خود نزديك شد. اولين كسي كه عرفان اسلامي را به اطلاع يهوديان رساند «ابويوسف يعقوب بن اسحاق قرقساني» در قرن دهم بود. او در عراق، كانون برخاستن شخصيتهاي عرفاني مسلمان سكونت داشت. بعد از او در قرنهاي دوازدهم و سيزدهم اسپانيا شاهد ترجمه آثار عرفاني عربي و شكل گيري عرفان اشراقي در يهود هستيم كه به رهبري خاخام «اوراهام بن داويد» مشهور به «رَبَد» در پرووانس شكل گرفت. او به شريعت: هلاخا ميپرداخت ولي تعاليم رمزآميز او به پسرش «اسحاق نابينا» (حدود1235-1160) كه پدر قبالا ناميده ميشود، رسيد.
اسحاق نابينا نظريه سفيراها را پرورش داد. (14) بر اساس انديشههاي اسحاق كور شخصي به نام موسي بن نحمان (1270-1194) كه در دربار جيمز اول (از سركردگان جنگهاي صليبي) نفوذ داشت، مبحث صدور سفيراها را دنبال كرد و كتابهاي او تا قرن چهاردهم بسيار مورد توجه بود. (15)
در اواخر قرن سيزدهم كتاب زوهر كه بازنگاري و توسعه يك كتاب قديمي بود، توسط موسي لئوني عرضه شد. زوهر تفسير عرفاني عهد عتيق است. توصيفات خداوند در كتاب مقدس و داستان پادشاهاني همچون داوود و سليمان كه دست و دامن خويش را به گناه آلودند،(16) خدا شناسي كابالايي را به مراحل جالبتري رساند. چنانكه در اين دين «عارف حتي از پذيرفتن اين كه احساس متعالي شر هم در خداست، روي برنميتابد».(17) تورات همواره داستان سركشي قوم بني اسرائيل و مجازات و عذاب خداوند و بعد توبه و هدايت و دوباره سركشي بندگان و خشم خداست. و اين سركشي و عصيان دامن پيامبران را نيز مي آلايد. گاهي خشم خدا چنان بالا ميگيرد كه پيامبرانش او را اندرز مي دهند و آرام ميسازند.
در جايي از كتاب مقدس ميخوانيم كه وقتي موسي به خلوت عبادت رفته بود و مردم گوساله پرست شدند، خداوند به موسي ميگويد: «مي دانم اين قوم چقدر سركش اند بگذار آتش خشم خود را بر ايشان شعله ور ساخته، همه را هلاك كنم. به جاي آنها از تو قوم عظيمي به وجود خواهم آورد. ولي موسي از خداوند، خداي خود خواهش كرد كه آنها را هلاك نكند و گفت خداوندا چرا بر قوم خود اين گونه خشمگين شده اي؟ مگر با قدرت و معجزات عظيم خود آنها را از مصر بيرون نياوردي؟ آيا ميخواهي مصريها بگويند:خدا ايشان را فريب داد و از اينجا بيرون برد تا آنها را در كوه ها بكشد و از روي زمين محو كند؟...(18)
صفات خشم و سخط كه از صفات برجسته يهوه در تورات است، در قبالا تاثير بسزايي گذاشت، به طوري كه در مراتب تجلي ذات يكتا سفيرايي كه بازوي چپ تجليات خداوند است و گورا (جبروت) نام دارد، منشا خشم و شرور شناخته ميشود و «اين جهانِ عاصيِ پليدِ شر كه جنبه تاريك هر چيز زنده را تشكيل ميدهد و او را از درون تهديد مي كند براي نويسنده كتاب زوهر جنبه بسيار سحرانگيز و جذابي دارد».(19) زيرا اينها نيز جلوه خداست و براي رسيدن به او بايد خطا و گناه را نيز تجربه كرد.
در زوهر سفيراهاي دهگانه به صورت مذكر و مونث معرفي ميشوند. تجليات مذكر حامل رحمت و خير اند و تجليات مونث حامل قهر و سطوت و بنابراين شر هستند. خداوند يگانگي مطلق است كه خير و شر و مذكر و مونت در آن متحد ميشود. اين قدرت نمادين توجيهگر آيينهاي جنسي در عرفان يهود شد. كه در بزرگان كابالا نظير شبتاي و يعقوب فرانك آشكار گرديد.(20) بنابر نظريه نحمان كه واژه آزيلوت را به كار ميبرد،(21) هر بخش از سفيراهاي خير و شر و بلكه هر سفيرا جلوه اي از وحدانيت است و خير و شر و مذكر و مونث دارد. با اين توضيح «هر صفتي مرتبه اي خيالي را نشان مي دهد كه شامل صفت اقتدار و عدالت و سخط الاهي است و در آن تامل و درك عرفاني با سرچشمه شر در خداوند مرتبط ميگردد».(22)
سفيراهاي شر در عالم الاهي سيترا احرا نام دارند «يهوديان ميتوانند با مراعات قوانين و توصيههاي تورات به مهار كردن سيترا احرا كمك رسانند و توازن را در عالم حفظ كنند. اين توازن يا هماهنگي همچنين لازم مي آورد كه برخيكارها به سود نيروهاي ناپاكي انجام گيرند: گويا شر نوعي رشوه ديني ميگيرد. به طور كلي گناهان اسرائيل نه تنها زندگي و نشاط به سيترا احرا ميبخشند بلكه براي سمائيل نيز، كه جنبه مذكر امور خبيثه است، امكان تسلط يافتن بر شخينا را، كه جنبه مونث سفيراهاي پاكي و قداست است، فراهم مي آورند. آنگاه كه چنين شد شخينا از شوهر حقيقي خود، تيفِرِت كه جنبه مذكر سفيراهاي نيك است، جدا مي افتد».(23)
بر اساس آموزه سفيراها، آموزه ديگري به نام شِميطاها در عرفان يهود تعريف ميشود. شميطاها يا ادوار تاريخ ميگويد كه سفيراهاي گوناگون متناوباً بر جهان حكومت ميكنند.(24) در دوره هايي سفيراهاي خير و در دوره هايي سفيراهاي شر. از زمان ظهور حضرت مسيح تجليات خير در زمين به اوج خود خواهد رسيد و تا پيش از آن اوج تجليات شر است. دوره تجليات شر را عصر آكواريوس مينامند كه انعكاس سيترا احرا در زمين است. اين دوره هاي گوناگون قوانين و تورات خاص خود را دارد. زوهر از اين مضامين اباحه گرايانه سربسته سخن گفته است.(25) اين تعاليم به طور سينه به سينه منتقل ميشده و در محافل سري كابالاييمورد عمل قرار مي گرفته است. مراسم بلك مس كاترين مديچي در قرن شانزده، آيين سري جنسي شبتاي و پيروانش كه او را مسيح مي دانستند در قرن هفده و آيين جنسي يعقوب فرانك در قرن هجده كه از آن پس با شكل گيريفراماسونري سازماندهي شد؛ و ساير اعمال شبكه هاي سري مافيايي نمونه هايي از قوانين توراتي عصر آكواريوس است.
در كنار اين انحرافات اخلاقي كه در آيينهاي شيطاني ديده ميشود، انحرافات بينشي و اعتقادي بسيار خطرناكتر است. اسحاق لوريا در قرن شانزدهم كه دوره فشار شديد بر يهوديان و اخراج آنها از اسپانيا بود، انديشه مسيح گرايي را در قبالا تئوريزه كرد. آموزه «تيقون» به معناي تكميل پروژه آخرالزمان و رسيدن هرچه زودتر مسيح و بازگشت يهوديان به اورشليم(فلسطين) كه از قبالاي لوريايي بر آمد، شور ادعاي مسيحايي را در يهوديان تيزتر كرد. از دل عرفان يهود تا كنون صدها مسيح و موعودِ مدعي به وجود آمده است.(26) اين مسئله به قدري شايع شده و به خصوص دامنگير زائران اورشليم ميشود، كه دكتر يايير بارال (Yair Bar-El) رئيس بيمارستان روان پزشكي اورشليم نام آن را «سندروم اورشليم» گذاشته است.(27)
در طول تاريخ مدعياني كه ديگران را متقاعد كنند، در اثر تغيير دين از يهوديت به اديان ديگر، همواره تحريفاتي را در اديان ديگر رقم زده اند. از تحريف دين توحيدي زرتشت به ثنويت(28) كه شايد در اثر نفوذ يهوديان در زمان كورش و بعد از آن روي داد(29) و نيز فرقه هاي گنوسي در قرون اوليه مسيحيت نظير والنتاينيسم و مرقيون(30) تا مسلمان شدن شابتاي و پاشيدن بذر مدعيان مهدويت و انحرافات اخلاقي در بين مسلمين كه بعدها بابيت و بهائيت از آن برآمد(31) و مسيحي شدن يعقوب فرانك و ايجاد فرقه اي سري بين كاتوليك ها كه بعدها در خدمت آرمانهاي صهيونيسم قرار گرفت(32) همه و همه حاصل نگرشي است كه شيطان را برادر خداي پسر و فرزند دوم خداي پدر مي داند.
يا به بيان ديگر شيطان را تجلي يهوه دانسته و ريشه شر را در عالم الاهي مي بيند.
از اين روي شباتاي صوي در سال 1666 ادعاي مسيحايي و بعد خدايي ميكند، سپس به اسلام رو مي آورد و بعد از مدتي مسيحي ميشود. و امروز در دايره المعارف يهود ميخوانيم كه او به قول «ناتان غزه اي» يك «خاطي قديس» بود. زيرا هر جا كه رفت شور و وجد عرفاني اش را كه همراه با لااباليگري و هوسرانيهاي عجيب و غريب بود، گسترش مي داد. كه امروز اين اعمال را در پارتيهاي شيطان پرستي ميبينيم. پس از او نيز در قرن هجدهم يعقوب فرانك با همان ادعاها در ابعاد گسترده و پليدتري آيينهاي شباتاي را توسعه داد.(33) و امروز «مادونا» هرزه اي كه شهرت جهاني دارد، كاباليست بودن خود را علني كرده و به عنوان سفير عرفان يهود معرفي ميشود.

رنسانس و نهضت علمگرايي

معمولاً گفته ميشود كه رنسانس اروپا در اثر ارتباط اروپاييها با مسلمانان اتفاق افتاد. صد البته اين مطلب صحيحي است اما تمام حقيقت نيست. واقعيت اين است كه انتقال دانش از جهان اسلام به غرب همراه با نوعي غربيشدن بود. يعني اين دانش در سنت يهودي - مسيحي دريافت شد و مباني سكولاريستي و سيتنيستي در جنبش ساينتيسم تاثير بسيار گذاشت. گذشته از اين كه تنها منبع رنسانس آثار و انديشه هاي مسلمين نبود، بلكه بخش عمده اي از علوم و انديشه ها از سوي يهوديان و به ويژه كاباليستها به سركردگان رنسانس منتقل شد. قرن شانزدهم، قرن فراگيري زبان عبري بود.(34) به طوري كه آن را كليد فهم كابالا و دست يابي به مخزن علوم مي دانستند.
در قرن پانزدهم افرادي نظير «پيكوميراندولا» به فراگيري زبان عبري پرداختند و استادان يهودي براي خود اختيار كردند.(35) او در صدها رساله كوشيد تا زاويه ديگري را به روي افرادي بگشايد كه فلسفه يونان و انديشه هاي ارسطو را از ديدگاه قرون وسطا مي ديدند. افراد ديگري نظير «روشلن» و «پيستوريوس» اين روند را ادامه دادند، در آن سالها كتاب «سفريصيرا» از كتب برجسته كابالا بارها تجديد چاپ شد و نهضتي از كاباليستهاي مسيحي تاثير خود را بر شكستن شالوده هاي فكري قرون وسطا گذاشت و روح عصيان، جستجو و راز پردازي و انسان مداري يهودي را كه گاه انسان را برتر از خدا مينشاند، گسترش داد. در متون قبالايي ميخوانيم: «ساحري بسيار خطرناك است. ميتواند بر خدا سايه افكند. عليرغم آن، حاخام كانينا از انجام آن ابا نكرد. اين براي آن بود كه او از خدا خيلي برتر و بالاتر بود».(36)
اين انديشهها به ويژه از طرف يهودياني كه تحت فشار آن روزگار به مسيحيت رو مي آوردند و در سدد يافتن موقعيت اجتماعي بودند، ترويج ميشد. نه تنها انديشه هاي عصر نوزايي و عصر خرد از سرچشمه هاي شيطان سيرآب ميگشت، بلكه حمايتهاي عيني و مادي براي ترويج اين افكار نيز از سوي كانونهاي مشكوك ثروت و قدرت تامين ميشد. خانواده مديچي كه از ثروتمندان ايتاليا بودند از هنر رنسانس حمايت كردند و آن را در ساختن كليساها نيز وارد ميكردند.(37) همچنين افول اخلاق در آن دوران به ويژه در ايتاليا به خوبي نشان مي دهد كه چه ارزشهايي بر جامعه حاكم ميشد و ارزشهاي ديني و كليسا رو به تباهي مي رفت.
انسان عصر جديد به علم و خرد بازگشت اما آن را رويارويي با خداوند و در گرو روگرداني از دين و براساس همراهي با شيطان و فرمانبري از او مي ديد. اگر چه اين حركت به نام شيطان انجام نميشد. زيرا براي شيطان نام و آوازه اش مهم نيست، بلكه داشتن پيرواني جاهل و بندگاني تسليم، رضايت بخشتر و خواستني تر است. دانش جديد كه بر اين مباني ناپاك و شيطاني استوار شد در طول قرنهاي بعد دستاوردهاي خود را به صورت مرگبار و توطئه سازي نشان داد. دانشي كه نه تنها رفاه و آسايش و شكوفايي را براي بشر به ارمغان نياورد، بلكه باعث تخريب محيط زيست، آشفتگي رواني، جنگ، سستي روابط انساني و خودباختگي انسان در برابر غلبه هوسناك تكنولوژي بر زندگي است. به همين دليل تبار دانش جديد در عصر رنسانس بيش از اينكه به انديشه هاي زندگي ساز و پاك اسلامي پيوند بخورد، به تفكرات شيطاني قبالايي مربوط مي شود.

فراماسونري

تا پيش از رنسانس علم در انجمنهاي سري گوناگون بود كه ماهيت كابالايي داشتند و باهم همپيمان بودند. با علني كردن دانش در رنسانس لازم بود انجمن هاي مخفي به طور مناسبي بازسازي شود تا نيروي دانش همچنان در قلمرو اهداف شيطاني باقي بماند. سازماندهي فراماسونري بعد از رنسانس در واقع حركتي بود تا دانشمندان و نخبگان سياسي و فرهنگي جهان را در لواي آرمان هاي كهن شيطاني جمع كنند.(38)
تاريخ نگاران فراماسون سابقه سازمان خود را به آدم عليه السلام مي رسانند و حضرت موسي را استاد اعظم لژ مهاجران مصري در زمان فرعون معرفي ميكنند. (39) اما واقعيت اين است كه در سال 1459 در شهر كاسل واقع در ايالت هِس آلمان سه كتاب از جمله يكي تحت عنوان «زفاف شيميايي» انتشار يافت كه روي جلد هر سه نام اسرار انگيز، افشاگر و مستعار «كريستين روزنكروتس» ديده ميشد. اين سه مجلد كه ميتوان آنها را بيان معتقدات شمرد در آغاز قرن هفدهم ميلادي در شهر استراسبورگ فرانسه تجديد چاپ شد و در آنها اخوت مسيحي كه از هرميتيسم و كابالا غنا ميگرفت، سخن گفته شده است. اين مانيفستها دل شوره اصلاحات اجتماعي، فكري و مذهبي را كتمان نميكردند و تعدادي از انديشمندان آن روزگار را به ويژه در محافل علمي و فلسفي انگليسي الهام بخشيد كه همين انديشمندان در واقع بخشي از پايه گذاران فراماسونري به شمار مي رفتند.(40)
«در اسكاتلند و پس از آن انگلستان خاندان استوارت (كه از 1603تا1714 بر اسكاتلند و انگلستان حكومت راند) به پيروي از فرصتطلبيهاي سياسي خود توسعه اين گروهها را مورد حمايت قرار داد»(41) و در ژوئن 1717 از جمع گروهها و لژهاي پراكنده، گراند لژ انگلستان تشكيل شد و «آنتوني ساير» را به عنوان اولين استاد اعظم اين سازمان مخفي برگزيدند.(42) و اولين اساسنامه آن به درخواست دوك «فيليپ دو وارتون» استاد اعظم لژ بزرگ لندن در آن زمان، تدوين و در سال 1723 منتشر شد. اين كد ماسوني با عنوان اساسنامه آندرسون شناخته شد زيرا توسط «جيمز آندرسون» تدوين گرديد.(43) در اين اساسنامه اين اصول مطرح شده است:
اعتقاد به خدا كه معمار بزرگ جهان است. جايگزين كردن ابزارساختمان سازان با واژههاي فلسفي. سوگند حفظ اسرار. مراعات علائم شناسايي (واژهها، حركات، لمس و مصافحه). مدارا با كليه مذاهب اما ممانعت از ورود ملحدان، زنان و بردگان و نوكران به لژها. ابراز وفاداري به مقام سلطنت. برگزاري مراسم آموزش كارآموزان و آشنا كردن آنان با اطلاعات نمادين: امري كه با ايجاد درجات كارآموزان و ياران همسنگر ارتباط دارد».(44)
در اين جا خدا به عنوان معمار بزرگ جهان كاملاً تعريفي كابالايي دارد و به صورت منشا خلاق خير و شر و با دو چهره شيطاني و مقدس شناخته ميشود. در دهههاي گذشته با استفاده نظريات جديد فيزيك كوآنتوم و نسبيت حوزه يكپارچه انرژي جهاني به عنوان شعور و قدرت مطلق جهان و معمار كائنات معرفي ميشود.(45) اين ديدگاه هم نيرويي را كه در سحر و جادو از آن استفاده ميشود، توجيه و تقديس ميكند و هم بر شالوده اي كاملاً مادي تعريفي نو از باورهاي معنوي ارائه مي دهد.
فراماسونها شخصي به نام «حيرام» كه سازنده معبد سليمان است(46)، پدر ماسوني مي دانند. حيرام دو ستون اصلي براي معبد سليمان بنا كرد كه نام آنها را ياكين/جاكين و بوغز/بوعز گذشته اند. «ستونها را در رواق هيكل بر پا نمود و ستون سمت راست را برپا نموده نام آنرا ياكين نهاد و پس ستون سمت چپ را برپا نموده آنرا بوعز ناميد».(47) اين دو ستون معبد سليمان كه صهيونيستها در آرزوي باز سازي آن هستند، نماد اصلي فراماسونري است كه در معابد ماسوني طراحي ميشود. لازم به ذكر است كه از نظر آنها جناب سليمان نماد ارتباط با شياطن و استفاده موثر از جن و جادوست.
نام اين ستونها نيز داراي معنايي رمز آلود است. «ياكين» و «بوعز» به معني تاسيس با قدرت آمده است. استاد اعظم «اوسوالدويرث» چنين ميگويد: «اگر كلمات ياكين و بوعز برعكس خوانده شوند بشكل nikaj و zaob در مي آيند. اين مساله براي مخفي نگهداشتن اسرار به صورت قاعده اي در تمام مرامهاي سري مرسوم است. در صورتي كه حروف بيصداي كلمات مذكور مد نظر قرار گيرد به دو علامت NK و ZB برخورد ميشود كه اولي به معني رحم و عضو باردار شونده و زاينده موجودات عالم است و دومي به معني ذكر يعني عضو نر و باردار كننده».(48) بدين صورت دو ستون J و B سمبل رابطه جنسي، زاد و ولد و بركت و وسعت دارايي هستند. و اين همان معاني نمادين و ارزشهاي شيطان پرستي بدوي است.
سازمان فراماسونري ميكوشد تا با اين نمادها، رمزها و اسرار ارزشهاي شيطاني خود را به صورتي جذاب و حساب شده به افرادي منتقل كنند، كه ميتوانند نقش موثر فرهنگي يا سياسي در دنيا داشته باشند. اين سازمان امروزه مجموعه هاي بزرگ علمي و فرهنگي را تحت نفوذ دارد و به كمك آنها، ساختارها و نهادهاي سياسي بين المللي و ملي را در سلطه خود آورده است.(49)
اين سازمان از قرن هجدهم به بعد در پرورش و جذب نخبگان سياسي ، فرهنگي و علمي جهان كوشيده و با حفظ آيين هاي سري كابالا سنتهاي شيطانگرايي را تداوم بخشيده است. و با افرادي كه به طور درجه بندي شده در سي و چند مقام فعاليت ميكنند، نفوذ سياسي، اقتصادي و فرهنگي فراگيري پيدا كرده است. و با موسسات علمي، پژوهشي، فرهنگي و بنگاههاي اقتصادي و نهادهاي سياسي آشكار و پنهاني كه در آنها نفوذ دارد، ميخواهد دنيا را به سوي اهداف شيطاني خود پيش ببرد. سازمان فراماسونري در شكل انجمنها و محافل سري در بسياري از مراكز علمي دنيا مشغول جذب نيرو است. يكي از اين انجمنها كه بسيار فعال عمل كرده و دامنه خود را در دانشگاههايكانادا و آمريكا گسترده، انجمن جمجمه و استخوان است. جرج بوش پدر در سال 1947 در دانشگاه ييل به اين انجمن پيوست.(50)
با ايجاد سازمان فراماسونري اگر چه به ظاهر يك سازمان مخفي و پوشيده ايجاد شد اما در حقيقت سازماني براي توسعه و تحقق ايدئولوژي و ارزشهاي شيطاني شكل گرفت و اهداف و آرمانهاي آنها هم از كسي پنهان نماند. از اين رو يك مرحله از پردهبرداري و انكشاف شيطان گرايي در دوران معاصر به شمار مي آيد. در اين بين نقش اصلي و محوري را موسسات علمي و پژوهشي گسترده و پيوسته اي به عهده دارند كه هدايت و رهبري نظام سلطه جهاني و تحقق آرمانهاي شيطاني را دنبال ميكنند. مراكزي كه سرمايه هاي عظيمي را براي تحقيقات و مطالعات در اختيار دارند و به اين وسيله برجسته ترين دانشمندان را استخدام ميكنند و با وارد كردن آنها به سازمان فراماسونري، پژوهشهاي مورد نياز خود را به آنها مي سپارند. پژوهش هايي كه گاهي حاصل آنها تا پيش از عملي شدن محرمانه مي ماند.
ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:7  توسط مظلوم1  | 

خدمت‌رسانی دولت، اعتماد مردم به نظام را بازگرداند/ مجلس هشتم بجای تعامل، با دولت رقابت می‌کند

 

فاطمه رجبی، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه در گفتگویی با «نسیم»، به بیان نظرات خود در خصوص برخی مسائل کشور از جمله، اتحاد میان مردم و مسئولان، طرح نظارت مجلس بر نمایندگان و ... پرداخت که مهمترین محورهای این گفتگو بدین شرح است:


-- اتحاد مردم و مسئولان --

* وحدت بین مردم و مسئولین واقعیتی غیرقابل انکار است که از سال 84 با انتخاب اقای احمدی‌نژاد اعتماد مردم به مسئولین بازگشت ویک وحدت غیر قابل انتظاری بعد از 16سال بین مردم و مسئولین مشاهده شد.

* اگر دولت آقای احمدی‌نژاد و به خصوص شخص ایشان که هنوز نیز مورد محبوبیت فوق‌العاده مردم هستند در عملکردها دقت بیشتری داشته باشند، چه به لحاظ تئوریک و چه به لحاظ عملی، توصیه و تاکید مقام معظم رهبری که در روز عید فطر در خصوص وحدت بین و مردم و مسئولین داشتند، بیش از پیش عملی خواهد شد.

* برخوردهای گروه‌های سیاسی، احزاب و گروه‌های فشار می‌تواند این وحدت را از بین ببرد؛ مانند تلاش‌هایی که اکنون برای انتخابات مجلس صورت می‌پذیرد و گروه‌ها برای کسب کرسی‌های مجلس به جان هم افتاده‌اند و تقریبا با مردم نیز درگیر می‌شوند. چرا که بیشتر این گروه‌ها و احزاب فاقد هیچ پایگاه مردمی ای برای راهیابی به مجلس نهم هستند.

* از آنجایی که گروه اصلاح‌طلبان، برانداز اسلام و نظام هستند، بنابراین هیچ حقی برای ورود به انتخابات ندارند.

* متاسفانه مشاهده می‌شود برخی از گروه‌های موسوم به راست که خود را به اصولگرایان پیوند زده اند، برای اصلاح‌طلبان تقسیم بندی قائل می‌شوند و این نشان دهنده آن است که همین آقایان خیلی وابسته به نظام نیستند و مردم هم اینها را قبول ندارند.

* اصلاح‌طلبان به دلیل جنایاتی که انجام داده‌اند به خصوص از سال 88 به بعد، حق ورود به انتخابات را ندارند.

* هم اکنون برخی مسئولان به جای رعایت مسئله تفکیک قوا، با دخالت در کار یکدیگر، تلاش دارند مردم را از یک قوه برانند و به خودشان جلب کنند و این خطری بزرگ است که آینده را هم با مشکل مواجه می‌کند.

* تاکید مقام معظم رهبری مبنی برلزوم وحدت در بین مسئولین به کاهش سهم‌خواهی و قدرت‌طلبی مسئولان بستگی دارد.


* اعتماد همگانی مردم به دو مسأله برمی‌گردد: یکی عملکرد مسئولان یعنی زمانی که مسئولان کشور با صداقت، محبت و همدلی با هم رفتار کنند این روند در جامعه تاثیر گذاشته و باعث اعتماد مردم به هم و ایجاد همدلی و وحدت بین آنها نیز خواهد شد، دوم اینکه اگر مسئولان شاهد خدمت‌رسانی و تلاش مسئولان در این راستا باشند ولو اینکه مسئولان قادر به برآورده‌سازی همه وعده های خویش نباشند ولی به دلیل صداقت و اعتمادی که در مردم نسبت به مسئولان ایجاد می‌شود سبب وحدت بین مردم نیز خواهد شداماعدم صداقت و قدرت طلبی مسئولان تاثیری برعکس یعنی ایجاد بی اعتمادی و تفریقه بین مردم نیز خواهد گذاشت

-- مقایسه عملکرد دولت دهم با دولت‌های قبل --

* گزارشی که وزار و اعضای دولت در دیدار با مقام معظم رهبری ارائه کردند باعث جلب رضایت ایشان شد؛ البته برخی در صدد جعلی جلوه دادن آمار ارائه شده دولت و تخریب چهره آن هستند.

* باید گفت که خدمات دولت نهم در دولت دهم نیز ادامه دارد و در حال انجام است اما به دلیل ایجاد پاره‌ای از مشکلات، اطلاع‌رسانی در خصوص عملکرد دولت دهم ضعیف شده ولی مردم در جریان کار های انجام شده دولت وقت هستند.

* دولت نهم و حتی دولت دهم که مشکلاتی فکری در آن مطرح شده، قابل مقایسه با دولت‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی، هم از لحاظ عملکرد و هم از جنبه فکری نیستند.

* دولت احمدی‌نژاد از دولت‌های قبلی جلوتر عمل کرده است وخدمات ارائه شده از سوی آن موجب بازگشت اعتماد مردم به نظام شده است.

-- نظارت مجلس بر نمایندگان --

* مردم هوشمندی بسیاری در خصوص عملکرد مسئولان دارند و برخی از سیاست‌گذاران نظام تصور می‌کنند با انحراف در اطلاع‌رسانی و تشویق و تبلیغ برای یک گروه و یا یک قوه می‌توانند ذهن مردم را منحرف کنند اما این شیوه تنها باعث بی‌اعتمادی مردم خواهد شد.

* مجالس هفتم و هشتم که با نام اصولگرایی رای آوردند، متاسفانه مطالبات مقام معظم رهبری را انجام نداند؛ به خصوص مجلس هشتم در مقابل بسیاری از مسائل واقعی و مطالبات مردم که مطالبات اسلام و نظام است ایستادگی کرد.

* در مقایسه رویارویی مجلس هفتم با خاتمی در سال پایانی ریاست دولتش و رفتار مجلس با احمدی نژاد شاهد بودیم که با خاتمی با احترام و عزت برخورد کردند اما با احمدی نژاد از سر کینه‌توزی و قدرت‌طلبی و تخریب‌گرایانه برخورد کردند و چنین رفتاری از مجلس هفتمی که به نام اصولگرایی شکل گرفته بود برخاست چراکه احمدی نژاد با شعار ضد فساد و ضد تبعیض روی کار آمد و در دولت نهم مصر بود تا لیست مفسدان اقتصادی را مطرح کند؛ این در حالی بود که نمایندگان برجسته‌ای در مجلس هفتم به شدت در صدد تخریب احمدی نژاد برآمدند.

* مجلس هشتم رویکرد تعاملی را با احمدی نژاد پیش رو قرار نداده بلکه یک تضارب، تقابل و رقابت در پیش گرفته است.

* ایستادگی مجلس هشتم که به نام اصولگرایی شکل گرفته در مقابل مطرح شدن طرح نظارت مجلس برنمایندگان و تمرد نسبت به تصویب آن با وجود تاکیدات مقام معظم رهبری و انتظارات مردم، نشان دهنده آن است که علت مخالفت‌های این مجلس با احمدی‌نژاد نه مسائل عقیدتی و نه خلاف قانون، بلکه دلیل آن ترس از این است که مبادا احمدی‌نژاد روزی علیه رانت‌خواری‌ها دوباره وارد عمل شود.

* نمایندگان مجلس هشتم با تاخیر در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان باعث سلب اعتماد مردم نسبت به خود شده‌اند؛ به خصوص رئیس مجلس که هیچ تلاشی برای تصویب این طرح نمی‌کند و این طرح دست دست می‌شود.

* آقای لاریجانی در ابتدای مجلس هشتم صد میلیون تومان به هر نماینده به عنوان اجاره بهای منزل در جنوب تهران داد؛ اینگونه برخوردهای نفع‌طلبانه و مادی که بی‌سابقه هم بوده در مجالس ایران نشان دهنده آن است که تصویب نکردن طرح نظارت بر نمایندگان حداقل از بعد اقصادی مسئه‌دار است و اینها از چشم مردم دور نخواهد ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:6  توسط مظلوم1  | 

جزئیات دیدار فعالان استانی اصلاح طلب با مرجع خود خوانده

این مرجع خود خوانده تاکید کرده است که اصلاح طلبان قبل از زمان برگزاری انتخابات همراه با گذاشتن شرط و شروط برای نظام تا تحقق خواسته های اولیه باید از موضع بالا به مسائل نگاه کنند ،تا با بهره گیری از این راهبرد در شرایط مقتضی با عقب نشینی از مواضع و خواسته های غیرقانونی نظام را برای چشم پوششی از اقدامات برندازانه خود تحت فشار قرار دهند.

 

جزئیات دیدار فعالان استانی اصلاح طلب با مرجع خود خوانده

فعالان سیاسی اصلاح طلب ۷ استان کشور چندی پیش برای پیگیری آخرین وضعیت اصلاح طلبان و شرایط حضور این جریان در انتخابات آتی جلسه مشترکی را با یک از مرجع خود خوانده که از سوی سرویس های جاسوسی غرب حمایت می شود، برگزار کردند.

در این دیدار مرجع خود خوانده که در انتخابات سال ۸۸ به حمایت از جریان فتنه پرداخته بود ضمن حمایت مجدد از سران فتنه ،بهترین راهبرد جریان اصلاحات برای بازگشت به نظام را تاکید بر تحقق شرط های که از سوی محمد خاتمی مطرح شده ، دانسته است.

این مرجع خود خوانده تاکید کرده است که اصلاح طلبان قبل از زمان برگزاری انتخابات همراه با گذاشتن شرط و شروط برای نظام تا تحقق خواسته های اولیه باید از موضع بالا به مسائل نگاه کنند ،تا با بهره گیری از این راهبرد در شرایط مقتضی با عقب نشینی  از مواضع و خواسته های غیرقانونی  نظام را برای چشم پوشی از اقدامات برندازانه خود تحت فشار قرار دهند.

بر این اساس مرجع خود خوانده جریان اصلاحات سعی دارد برای تحقق برنامه های خود که ورود دوباره اصلاح طلبان به حاکمیت است در سلسله سفرهای استانی  ضمن بررسی کم و کیف جایگاه این جریان در افکار عمومی برای تعیین راهبرد مشترک و تهیه لیست واحد اصلاح طلبان تلاش کند.

به گزارش عصرامروز ، فعالین اصلاح طلب استانی در سفر چندی پیش خود به قم با برخی از اعضای مجمع محققین و مدرسین در رابطه با مسائل انتخابات نیز دیدار کرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:5  توسط مظلوم1  | 

آشنايي با كتب و عبادتگاه شيطان‌پرستان
آشنايي با كتب و عبادتگاه شيطان‌پرستان


انجيل شيطاني كتابي است كه شيطان‌پرستان از آن براي عبادت و دعاهاي خود بكار مي‌گيرند. اين كتاب شامل كلمات عبري،يوناني و انگليسي است.معناي دقيق بعضي از اين كلمات هنوز كشف نشده است. بسياري از دعاهاي اين كتاب برخلاف دعاهاي مسيحيت و كتاب انجيل است. كليساي شيطان براين عقيده است كه رفتارهاي عاطفي مانند طمع و شهوت و نفرت،غريزه‌هاي طبيعي هستند و سركوب كردن اين احساسات كاري كاملاً نادرست است.
كتاب مقدس آنها،فلسفة «آنتوان لاوي» مؤسس كليساي شيطان را توصيف مي‌كند. كتاب معروف شيطان‌پرستان، «انجيل» نام دارد كه شامل 4بخش است: 1.كتاب شيطان 2.كتاب لوسيفر 3. كتاب بليل 4. كتاب لوتيان
در ذيل به برخي از قسمت‌هاي كتاب اشاره مي‌شود:
به نام خداي بزرگ ما شيطان،برشما فرمان مي‌دهم كه از دنياي سياه بيرون آييد.شيطان، جام باده لذت را بردار. اين جام، پر از اكسير زندگي است و آن را با نيروي جادوي سياه انباشته كن.اين نيرو در سراسر عالم كائنات وجود دارد. آمين،اي دوست و همدم شب،تو از صداي سگ‌ها و ريختن خون شاد مي‌شوي.تو در ميان سايه‌هاي عبورمي‌گردي. تو تشنة خون هستي و بشر را تهديد مي‌كني.

معرفي كشورهاي داراي گروههاي شيطان‌پرستي:

1.انگليس:به اعتقاد كارشناسان، درحال‌حاضر بيش از هزار فرقة فعال در انگليس وجود دارد كه شهرت آنها ازطريق اينترنت رواج يافته است. آنها ازطريق سايت‌هاي اينترنتي معروف به «سايت‌هاي خودياري» براي ترك سيگار، كم كردن وزن بدن، ديدار و پيدا كردن يك دوست يا شريك زندگي، يا شركت در بازار بورس براي جذب و به دام انداختن جوانان، مهارت پيدا مي‌كنند. تبليغ‌كنندگان و عضوگيرندگان اين فرقه‌ها، در كالج‌ها و كمپ‌هاي دانشگاهي هم فعال هستند. دبيركلّ مركز اطلاعات فرقه‌اي مستقل در لندن مي‌گويد:
مطمئناً،اينترنت باعث مي‌شود تا تعداد بيشتري از جوانان، قادر باشند به حيطة چنين پديده‌هايي وارد شوند؛ بدون آنكه تشخيص دهند خود را به كجا كشانده و وارد چه محيط ناشناخته‌اي مي‌شوند.
2. مصر:رهبر اين گروه،جواني به نام «عمادالدّين حمدي» است كه به خدمتگزار شيطان لقب گرفته است. او در جريان بازجويي تأكيد كرده است كه بارها توانسته شيطان را فرا خوانده و با او به گفت‌وگو بپردازد. اعضاي اين گروه، به گورستان‌هاي قاهره مي‌رفتند و اجساد مردگان را از قبرها بيرون مي‌آوردند و صليب شكسته و ستاره شش‌پر داوودي و ستاره پنج‌پر را در جسد مرده فرو مي‌كردند؛ همچنين، قرباني‌هايي براي شيطان تقديم مي‌كردند. آنهاخون حيوانات قرباني شده را به صورت و دست‌هاي خود مي‌ماليدند تا شيطان از آنها راضي شود. سپس نسخه‌اي از قرآن‌مجيد را پاره‌پاره مي‌كردند. اسناد و اطلاعات قابل اعتماد،نشان مي‌دهد كه صهيونيست‌ها در پيدايش گروه منحرف شيطان‌پرستي، نقش مؤثري داشته‌اند.
«سالم‌قارش»خواننده موسيقي «بث‌متال» كه دربين اعضاي اين گروه از بهترين خوانندگان محسوب مي‌شود،اقدام به خواندن سوره حشر با آهنگ كرد.
3.آلمان: شبكة خبري بي‌بي‌سي، تعداد شيطان‌پرستان آلماني را بين 5 تا 8 هزار نفر ذكر مي‌كند. اين گروه، عموماً از ستار‌هاي پنج‌ضلعي و صليب‌هاي شكسته استفاده مي‌كنند.
سه نوجوان آلماني كه گفته مي‌شود جزء گروه‌هاي شيطان‌پرست بوده‌اند،از روي يك پل به پائين پريدند و خودكشي كردند. اين اولين‌بار نيست كه پل 78متري «گلتس اشتهال» در ريشن‌باخ بلندترين پل آجري جهان، شاهد چنين خودكشي‌هايي بوده است.علامت «اس‌اس»، و سمبل‌هاي ارتش نازي آلمان نيزاز علائم اين گروه از شيطان‌پرستان آلمان است.
4.ايران (تهران): رازخانة شيطان‌پرستان كه درآن شش جوان شرور به اغفال دختران و پسران مي‌پرداختند، ازسوي مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعي تهران آشكار شد. اين افراد در مجالس مختلف و پارتي‌هاي شبانه شركت مي‌كردند و به تبليغ فرقة خود مي‌پرداختند.

آشنايي با برخي نمادها و علائم شيطان‌پرستان

1.پنج‌ضلعي وارونه: نشانة ستاره صبح، نامي كه به شيطان تعلّق دارد. اين علامت در مراسم مخفيانة جادوگري براي احضارارواح شيطاني استفاده مي‌شود. اين علامت را شيطان‌پرستان،با دو ضلع در بالا و ملحدان با يك ضلع در بالا استفاده مي‌كنند. درهرحال اين علامت، نشانة شيطان است.
2. ديو يا بافوت (baphomet): علامت شيطان‌پرستي يا خداي شيطاني و همچنين سمبل شيطان است. ممكن است اين علامت به شكل جواهرات ديده شود.
3. 666: يك سبمل با عنوان «شماره تلفن شيطان» توسط گروه‌هاي هاي‌هوي متال وارد ايران اسلامي شده، اما درحقيقت علامت انسان و نشانة جانور درميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود. قابل ذكراست كه از سال‌هاي پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور، مشاهده مي‌شد.
4.چشمي كه به همه‌جا مي‌نگرد (All Seeing Eye): چشم، در برخي نمادهاي روشنفكري نيزبكار مي‌رود؛اما شيطان‌پرستان،اعتقاد دارند چشم در بالاي هرم «چشم شيطان» است و «برهمه‌جا نظارت و اشراف دارد».
اين علامت،در پيشگويي،جادوگري، نفرين‌گري و كنترل‌هاي منخصوص جادوگري،مورد استفاده قرار مي‌گيرد. گفتني است اين نماد،بر روي دلارآمريكايي بكار رفته است.
5. صليب وارونه (Upside Down Cross): اين نماد، حكايت از «وارونه شدن مسيحيت دارد»،و عمدتاً استهزاء و سخره گرفتن اين دين است.صليب وارونه،در گردن‌بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك،انواع مختلف آن را به همراه دارند.
6. سربز (Goat Head):بزشاخدار،بزمندس mendes (همان ba"al بعل خداي باروَري مصرباستان)، بافومت، خداي جادو،scapegoat (بز طليعه يا قرباني)، اين يكي از راه‌هاي شيطان‌پرستان براي مسخره كردن مسيح است،زيرا گفته مي‌شود كه مسيح،مانند بره‌اي براي گناهان بشر كشته شد.
علائم و مظاهري همچون:خفاش، مار، عقرب، عنكبوت، شغال، كلاغ،بزوحشي،جمجمه و استخوان، شمشير خون‌آلود، صليب و هلال وارونه، ستاره پنج‌پر و شش پر، صورتك‌هاي شيطاني، غول و جن، جارو و عصا،رنگ‌هايي چون سياه، قرمز و آبي روشن،اعدادي چون6 و 666، اشكالي مثل مثلث و دايره‌هاي ناقص و...،سمبل‌هاونمادهاي شيطاني فرقة شيطان‌پرستي را تبليغ و ترويج مي‌كنند.
نبايد به سادگي از كنار اين نمادها گذشت؛زيرا ده‌ها سال است كه غرب،در لواي همين علائم و نشانه‌ها،فرهنگ خود را به سايرنقاط جهان ارائه مي‌دهد. متأسفانه، بسياري از توليدكنندگان محصولات فرهنگي هم به توسعة اين نمادها، كمك شاياني مي‌كنند و اين سمبل‌ها و تفكرات خطرناك و ضد خدا را رواج مي‌دهند.

تبليغات سياسي شيطان‌پرستان

ازجمله تبليغات سياسي شيطان‌پرستان،دست شيطان يا (كرونوتي در ايتاليايي) به معناي حكومت شيطان است. اين علامت جهاني،ازسوي سياستمداران،افراد مشهور و گروه‌هاي هوي‌متال،براي اظهار وفاداري به نيروهاي شيطاني مورد استفاده قرار مي‌گيرد و علامت بصري به معناي سلام شيطان است.دست شيطان،براي (بوش و كلينتون) بسيارآشنا است. لورا بوش و جرج بوش هردو درهنگام آغاز روز دوم رياست جمهوري در 20ژوئيه سال2005، اين علامت را بكار بردند. دست شيطان، نشان خداي شاخدار و يك علامت سري جهاني است.ريشة پيدايش اين مذهب جعلي همچون بسياري از مذاهب جلي ديگر در انديشة صهيونيزم وجود دارد.
شيطان‌پرستي (مانند بهايي‌گري)، فرقه‌اي بسيار مهجور و ضعيف و عقب‌مانده بود كه صدها سال پيش از اين، متروك و از ذهن‌ها خارج شده بود و شايد پيروان آن، از حدّ انگشتان دست نيز فراتر نمي‌رفت،اما زماني‌كه جوان غربي (اينك شرقي)،هيچ انديشه‌اي به جز اوهام شاعرانه و خيالات واهي نداشت،صهيونيسم با ارائة مذهب ظاهراً جديد شيطان‌پرستي به كمك او آمد و گفت حال‌كه خدا به تو ظلم كرده است، تو نيز انتقام بگير!!

سياست اسرائيل:

رژيم اشغالگر قدس كه سلامت اخلاقي و روحي و رواني انسان‌ها را همواره به منزلة تهديدي جدي براي منافع ملّي خود مي‌بيند،دراقداماتي گوناگون و پي‌درپي،مبادرت به ساخت جريان‌هاي مسموم فرهنگي نموده و اين جريانات مسموم را به رگ‌هاي حياتي جوامع ازطريق جاذبه‌اي مجازي،تزريق مي‌نمايد.
دريك نگاه جامع ارتباط رژيم صهيونسيتي و نقش آن در سازماندهي گروه‌هاي شيطان‌پرست،در محورهاي ذيل قابل اشاره مي‌باشد:
الف)اين گروه ها به لحاظ فلسفة اوليه و بسترهاي معرفتي، دامنة وسيعي از ارتباط با اين رژيم داشته و خواهند داشت.
ب) گروه‌هاي مختلف شيطاني توسط دو سازمان عمده جاسوسي يعني «سيا» و «موساد»، سازماندهي، هدايت و تغذيه مي‌شوند.
ج) بودجه،نظارت،پشتيباني و... شيطان پرستان فعال در جمهوري اسلامي ايران به صورت مستقيم توسط سازمان موساد تأمين شده و اين سلسله اقدامات،با اهداف امنيتي دنبال مي‌شود.
د) رژيم صيهونيستي ازاعضاي گروه‌ها براي مقاصد شوم سياسي و جاسوسي بهره مي‌برد،به گونه‌اي كه خشونت‌بارترين اعمال به دست اين گروه‌ها واگذار مي‌شود.
با مروراجمالي «اسناد و مكتوبات و اعمال صهيونيست‌ها»، به سهولت مي‌توان دريافت كه صهيونيست بين‌الملل به هدفي كمتر از تصاحب كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نمي‌انديشد و براي نيل به اين مقصود،ترويج خرافات ديني را به عنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است.
سوءاستفاده از برخي فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و انجيل و ترويج اين خرافات ازطريق فيلم‌هاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم بين‌الملل قرار داشته و همين امر،حجم گسترده‌اي از فيلم‌هاي ظاهراً ديني (ولي در باطن خرافي) را در تاريخ سينماي جهان پديد آورده است. صهيونيزم با صرف مبالغ هنگفت و با درخدمت گرفتن هنرپيشگان،خوانندگان، نوازندگان، مجلات، روزنامه‌ها، كاباره‌ها و... درصدد پركردن خلأ روحي و معنوي جوانان غرب و به تبع آن شرق، برآمده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:4  توسط مظلوم1  | 

پیغام یک مرجع تقلید به موسوی و کروبی:بگویید غلط کردیم

اخیرا یکی از مراجع عالیقدر به میرحسین موسوی و مهدی کروبی پیغام داده است که تا دیر نشده با حضور در رسانه ملی به گناهان خود اعتراف کرده و در پیشگاه ملت ایران بگویند غلط کردیم.

 

 به نقل ا ز معظم له اخیرا دو پیغام جداگانه برای محمد خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی فرستاده اند.

وی ادامه داد: معظم له در پیغام خود به محمد خاتمی به وی توصیه کرده اند که از حضور در مجامع فتنه گران و خانواده های آنها پرهیز کند و اجازه ندهد که بیش از این اعتبار و منزلت وی  زیر سئوال برود.

وی افزود: معظم له به خاتمی تاکید کرده اند که با اظهارات دشمن شاد کن و سخیف و بی محتوا زمینه را برای سوء استفاده دشمن فراهم نسازد و اجازه ندهد که دشمنان نظام با بهره برداری از این سخنان به اهداف شوم خود دست پیدا کنند.

این فرد گفت: معظم له به محمد خاتمی توصیه کرده است که با قرار گرفتن زیر چتر ولی فقیه خود را از خسران و زیان محفوظ بدارد ادامه رود فعلی در نهایت خاتمی را به تباهی و نابودی کامل خواهد کشاند.

این منبع آگاه افزود: معظم له در پیغام جداگانه خود به میرحسین موسوی و مهدی کروبی به انها توصیه کرد با حضور در رسانه ملی و اقرار به گناهان خود در برابر ملت ایران بگویند غلط کردیم تا بلکه ملت پذیرای خانواده و نسل بعدی آنها باشد.

وی ادامه داد: معظم له به موسوی و کروبی تاکید کردند هر کس در این مملکت در برابر ولی فقیه و رهبری عزیز قد علم کند و خود را از دایره نظام خارج نماید بدون شک در ورطه تباهی و سقوط قرار خواهد گرفت.

وی در خاتمه خاطر نشان کرد: معظم له به موسوی و کروبی پیغام دادند که تنها راه نجات آنها اعتراف به گناهان در برابر ملت ایران است و می توانند با ابراز ندامت و پشیمانی حداقل از سقوط خانواده و نسل بعدی خود جلوگیری به عمل آورند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:4  توسط مظلوم1  | 

گستره شيطان پرستي (2)


متال موسيقي اعتراض

دانشي كه در راستاي اهداف فراماسوني و توسط بهترين دانشمندان وابسته به اين تشكيلات و حمايت هاي مالي بي پايان توليد مي شد، نارضايتي از وضعيت تمدن ليبرال - سرمايه داري را به خوبي پيش بيني كرده بود و بر اساس نظريات توليد شده در اين مجموعه ها مطالعات عصر آكواريوس به سفارش موسسه تاويستاك و سرپرستي «ويليس هارمون» آغاز شد.(1) عصر آكواريوس شرايطي را ايجاد مي كرد كه سازمان هاي سري مي توانستند آمال و آرزو هاي خود را در وضعيت آشوبناك و بحراني بر مردم تحمي ل كنند.(2) از اين رو با راه انداختن شورش هاي خياباني توسط دانشجويان و استفاده از موسيقي راك-متال، تبليغات و رسانه هاي فراگير نقشه هاي خود را اجرا كردند.
در دهه 1950 موسيقي «بلوز» كه نغمه هاي آفريقايي را به اجرا مي گذاشت طرفداران زيادي پيدا كرد. در همان سال ها، «الويس پريس» با تركيب «بلوز» و موسيقي مردم پسند (پاپ) سبك «راك اندرول» را ابداع كرد. اين موسيقي تا حدودي تند و خشن بود و در دهه 1960 به دنبال اعتراضات فراگير دانشجويان در آمريكا و اروپا به طور خاص مورد استفاده جوانان قرار گرفت و سبك موسيقي خشنتري به نام «هويمتال» از دل آن بيرون آمد.
موسيقي متال به دانشجويان معترض عرضه شد و مورد استقبال گسترده قرار گرفت. به جهت برخي از ويژگي هاي روانشناختي، اقتصادي و اجتماعي، دانشجويان بهترين عامل تابع براي پيشبرد يك ايدئولوژي هستند.(3) و در طرح عصر آكواريوس نقش اول روي صحنه براي آن ها نوشته شد. جوانان دهه 1960 كساني بودند كه دوران كودكي خود را با تحمل پيامد هاي ناگوار جنگ ج هاني دوم از سر گذرانده بودند و از كاستي ها و ناكامي هاي تمدن سرمايه داري رنج مي بردند.
اين حركت كه در ابتدا از آمريكا و براي اعتراض به جنگ ويتنام آغاز شد و سپس اروپا را در بر گرفت، آرمان هاي بسيار خوبي داشت ولي از شيوه هاي درستي استفاده نمي كرد. آرمان هاي آن ها كه در شعار هايشان منعكس بود عبارت بودند از:
ضد جنگ: «محبت بورزيم، جنگ نكنيم»،
بهبود روابط انساني: «به هم عشق بورزيم»، اعتدال در مسائل اخلاقي «دانشگاه نقش خود را در احيا و جانبخشي به انرژي هاي فكري و اخلاقي مورد نياز جامعه تشخيص نمي دهد».،
انتقاد به سياست: «زنده باد دموكراسي مستقيم»،
معنويت خواهي: «هر روز در زندگي خود سفر كنيد» و ...(4)
اما خود اين جنبش بر خلاف شعار ها و آرمان هايش از خشونت و شيوه هاي غير اخلاقي استفاده مي كرد. اين گزينش نادرست روش ها به عوامل ايجاد و هدايت اين جنبش ها مربوط مي شد.(5) تا به اين ترتيب هم آرمان ها و ارزش هاي متعالي انساني را ضايع و بي آبرو كنند و هم با تشديد و ناهنجار كردن بحران ايجاد شده براي جهت دهي به افكار عمومي بهره جويند.
در جنبش هاي دانشجويي دهه شصت و از آن به بعد موسيقي متال به عنوان موسيقي اعتراض مورد استقبال جوانان قرار گرفت. شاخصه هويمتال استفاده از گيتار الكتريكي بود و خشونت هر چه بيشتر در اجرا و بي ادبي در مضامي ن را به نمايش مي گذاشت. اولين گروه هاي سبك متال «فرانك زاپا»، «كيْنكْس» و «بلك سبث» هستند، كه از نيمه دهه 1960كار خود را آغاز كردند. بعد از آن از هر گوشه گروهي كوچك و پنج، شش نفره سر بلند كرد و موج تازه در دنياي موسيقي فراگير شد.
در سال هاي اول پيدايش اين جنبش ها و استفاده از موسيقي متال، در واقع آرمان ها و ارزش هاي والاي انساني كه مي توانست به فروپاشي نظام سلطه گر سرمايه داري و فريب بزرگ ليبرال - دموكراسي برسد، كاملاً زشت جلوه داده شد و اين شعار ها و آرمان ها با حماقت، ناپختگي، شورش و خشونت همراه گرديد. در آن سال ها تقريباً تمامي اشعار و ترانه هاي آن داراي خمي ر مايه اعتراض آمي ز بر ضد جنگ و عشرت طلبي و سلطه سياسي- اجتماعي بود. ترانه ها برايمبارزه با مدرنيته مصنوعي و سلطه تجاري، و بيان رنج هاي جوامع در ج هان سوم سروده مي شد. قسمتي از اشعار هم مربوط به مسائل معنوي و نكاتي براي بيدار كردن ضمي ر دروني انسان ها بود.(6)
دست هاي پن هاني كه اين نمايش را هدايت مي كردند، از نيمه دهه 1970 به بعد هدف دوم، يعني جهت دهي به افكار ملت ها در شرايط ناامن و بحراني را دنبال كردند. آنچه باعث م هار اين بحرا ن ها شد، طرح ايده شيطان پرستيبود، كه به سرچشمه خلاقيت هنري و م هار انرژي جوانان و بازگشت آرامش به جامعه تبديل گشت. البته ظرفيت هاي موسيقي متال براي رفتن به سمت شيطانگرايي را نبايد نديده گرفت. اعتراض به ن هاد هاي اجتماعي و برهم زدن نظم، ابراز خشونت و كلمات ركيك در ترانه ها و از همه مهمتر ا هانت به مقدسات؛ كه شايد علت آن حمايت كليسا از حكومت ها بود. زيرا در تفكر مسيحي خداوند دين را به كليسا سپرده و حكومت را به قيصر و از اين رو دولت و حكومت نوعي تقدس دارد و بنابه روش مسيح بايد رنج را پذيرفت و اعتراض نكرد. با اين تعاليم كليسا، جوانان حق داشتند كه زير بار آن نروند، اما ا هانت به مقدسات آن ها را در برابر شيطانپرستي نفوذ پذير كرد.
در آن سال ها كه تازه رسانه هاي صوتي و تصويري ج هانگير مي شد، ستاره هاي هنري و سبك هاي تازه در موسيقي و سينما خواسته و ناخواسته مامور شدند كه ارزش ها و انديشه هاي نهفته شيطاني را در دنيا آشكار نموده و ترويج كنند. و صد البته اين چيزي نبود كه جوانان معترض و تحولخواه دهه شصت و يا هنرمندان سبك راك و متال مي خواستند. اين جهت گيري هايي بود كه به طور حساب شده بر آن ها تحمي ل مي شد و خودشان آن را به صورت بهترين راه و يا شايد تن ها راه دستيابي به اهداف، انتخاب مي كردند. انتخابي ناگزير و آزادي در رفتن به تن ها راه ممكن!
شبكه هاي تلوزيوني و مطبوعات كه در اختيار شركت هاي سرمايه داري بودند و با آخرين دستاورد هاي پژوهشي در شاخه هاي علوم اجتماعي، علوم ارتباطات، روانشناسي و جنگ رواني هدايت مي شدند، كار خود را براي استفاده از اين جوانان در جهت ترويج افكار شيطاني آغاز كردند. در گام نخست كوشيدند تا آن ها را در هنجار هاي تمدن سرمايه داري جذب و هضم كنند و نيز تاثير گذاري آن ها را بر جامعه افزايش دهند. از اين رو پيشن هاد ضبط استوديويي را به اين گروه ها دادند تا به واسطه آن بتوانند صداي خود را به گوش افراد بيشتري برسانند. اما اين مساله يك پيامد مهم داشت و آن فروش بالاي كاست ها و فيلم هاي گروه و در نتيجه شهرت و ثروت بود و اين به معناي فاصله گرفتن از آرمان ها و جذب شدن به ارزش هاي نظام سرمايه داري بود. اولين گروه هايي كه به موسيقي متال جنبه تجاري بخشيدند و آن را از ديسكو ها به استوديو كشاندند و ضبط حرفه اي و فروش رسمي را وارد اين نوع موسيقي كردند، گروه هاي «كريم» و «جيمي هندريكس» بودند.
آخرين اقدام، تغيير هويت اين گروه ها و ستاره هايي بود كه به اندازهكافي مشهور و محبوب شده بودند. براي نمونه گروه بلك سبث به عنوان يك گروه موفق و آوانگارد، انگ شيطاني خورد. تن ها به اين خاطر كه با توطئه اي حساب شده افرادي با لباس هاي سياه شيطانپرستي كه در مي هماني هاي فراماسوني از آن استفاده مي شد و نماد هايي مثل صليب برعكس يا ستاره پنج پر، كه اين هم از نماد هاي ماسوني است، در اجرا هاي آن ها حاضر مي شدند و اين صحنه در تصاويري كه از برنامه هاي اين گروه مي گرفتند، برجسته مي شد و در رسانه ها و مطبوعات بازتاب گسترده مي يافت.
به دنبال اين تبليغات دروغين مبني بر شيطاني جلوه دادن گروه بلك سبث و بعد ها ساير گروه هاي متال، خواننده اين گروه «مايكل آزبورن» معروف به «اُزي» در مصاحبه اي در سال1976 اعلام كرد، «ما يك گروه موسيقي هويمتال هستيم و من و بچه ها هرگز به دنبال تفكرات شيطاني نرفته ايم. من فردي مذهبي نيستم اما به آفريننده ام ايمان داردم. بلك سبث هرگز گروهي شيطان پرست نبوده است و من از ديدن بعضي از طرفدارانمان كه با لباس هاي سياه و صورت هاي رنگ شده و شمعي در دست در سالن كنسرت حضور پيدا مي كنند واقعاً مي ترسم... ما واقعاً آن گونه كه آن ها مي خواهند نيستيم بلكه فقط معترضيم».(7)
در اواخر دهه هفتاد اين تبليغات موثر واقع شد و گروه هاي ديگر كه ديدند بازار شيطان گرايي داغ است و راه رسيدن به شهرت و ثروت از آن مي گذرد، داوطلبانه شيطان پرستي را برگزيدند. در آغاز پذيرش هويت شيطاني از سوي اين گروه ها به استفاده از نماد ها، سبك، ادبيات و فضاي شيطاني محدود مي شد، كه براي نمونه مي توان به گروه هاي «متاليكا»، «منووار» و «رولينگ استون» و حتي خود گروه «بلكسبث» اشاره كرد كه به سبك هاي اسپيدمتال، ترشمتال و پاورمتال روي آوردند. بعد از آن به تدريج گروه ها و افرادي پيدا شدند كه آشكارا از شيطان پرستي و حتي حلول شيطان در خودشان سخن گفتند. اين روند به پيدايش سبك هاي بلك متال، دث متال و متال صنعتي كشيده شد و گروه هايي مثل «گروه مرلين منسون»، «ديسايد» و «امپرور» به وجود آمدند. و آنتوان لاوي نويسنده انجيل شيطان، مرلين منسون را واعظ اعظم كليساي شيطان معرفي كرد.
در اين موسيقي از داد و فرياد و صداي بلند سيستم هاي پيشرفته صوتي استفاده مي شود، ريتم تند و آشفتگي ملودي ها در اين سبك كه با ذهن و زندگي آشفته انسان امروز همنوايي دارد، قدرت تفكر، تشخيص و تصمي مگيري را كاهش مي دهد. آزمايش ها نشان داده اند كه حتي موش ها در مسير هاي مارپيچي آزمايشگاهي وقتي صداي موسيقي راك و متال پخش مي شود، توانايي تشخيص مسير و حركت را از دست مي دهند. حالا تصور كنيد كه چنين موسيقي مخربي در كنسرت هايش حدود زماني معمول براي يك كنسرت را مي شكند و براي نمونه كنسرتي با نام «آنقدر مي نوازم تا بمي ريد(I ll Play Till You Bleed)» سه ساعت اجرا مي شود. با اين وصف چه مقدار از قدرت تفكر، تشخيص و اراده شخص باقي مي ماند كه بتواند اعتراضي موثر انجام دهد.
همچنين همراه شنيدن اين موسيقي معمولاً از دارو هاي روانگردان استفاده مي شود كه به طور مضاعفي قدرت تفكر و اراده را مي كاهد. فرمول قرص هايي نظير ال.اس.دي، و موادي مثل ماري جوانا در مركز داروسازي «ساندوز» سويس توسط شيمي دان برجسته اي به نام «آلبرت هُفمَن» و با تامي ن مالي بانك «اس.سي. واربرگ» توليد شد و براي اولين بار توسط فيلسوف معروف «آلدوس هاكسلي» معرفي گرديد.(8) و گروه هاي راك و متال موفقترين ترويج دهندگان آن در دنيا هستند. موسسه تحقيقاتي ساندوز و بانك واربرگ شريكان موسسه پژوهشي استانفورد هستند كه در پروژه «دگرگون سازي تصورات آدمي » به صورت بخشي از طرح كلان عصر آكواريوس، برنامه ساختن گروه هاي راك، متال و جهت دهي شيطاني به آن ها را آماده كردند.(9) البته در پروژه تسخير افكار و احساسات نبايد نقش ورزش قهرماني به صورتي كه امروزه در دنيا دنبال مي شود و كاركردي كه براي سرگرم سازي مردم و تحكيم شالوده هاي سلطه گري دارد، از نظر دور بماند.(10)
در اواخر دهه 1970و اوايل دهه 1980 كه موسيقي متال از مسير خود منحرف شده و از آرمان هايش فاصله گرفته بود، هنوز عمليات خنثي سازي ارزش هاي انساني در سناريوي دگرگون سازي تصورات آدمي پايان نيافته بود، از اين رو جنبش پانك موج تازه اي افكند و به متال رونقي نو بخشيد. پانك ها به آرمان ها برگشته بودند و براي اعتراض به تجملگرايي، مصرف زدگي، سرمايه داري، بيعدالتي و فاصله طبقاتي از زباله ها كفش و لباس پيدا مي كردند و مي پوشيدند. ظاهر ژوليده، لباس هاي پاره و بوي لجن ويژگي آن ها بود. اما توانستند با شور و هيجان، شعار هاي آرماني كه مردم تشنه آن بودند و نيز پوشش تبليغاتي فوق العاده جايگاه چشمگيري در فرهنگ جوانان پيدا كنند.
اما داستان پانك نيز به سرانجام نرسيد. پس از مدتي، لباس هاي پاره و نامرتب كه نماد فقر و بي عدالتي بود از سوي شركت هاي سرمايه داري كه روي تبليغات آن ها سرمايه گذاري كرده بودند، به صورت مدل روز به توليد انبوه رسيد و به قيمت گزاف در بهترين بوتيك هاي نيويورك، لندن، پاريس، بن و ساير شهر هاي دنيا به فروش رسيد. حتي ادكلن هاي گران قيمتي با بوي نامطبوع توليد و توزيع شد. به اين ترتيب بازي با افكار، هيجانات و ارزش هاي مردم به صورت يك بازي براي محافل سري قدرت هاي پشت پرده در آمد. و آن ها ديدند كه مي توانند به راحتي به افكار و ارزش هاي مردم جهت بدهند. از اين جا بود كه با اطمي نان به ترويج علنيتر انديشه ها و آرمان هاي شيطاني پرداختند.
موسيقي تند، فرياد، خشونت نمايشي و گاهي واقعي (چنانكه سيد ويشس، خواننده گروه سكس پيستولز از گروه هاي موفق پانك همسر خود را كشت و شب بعد دست به خودكشي زد) در كنار رفتار ناهنجار جنسي و استفاده از مواد مخدر و روانگردان و به بازي گرفتن شعار ها و آرمان هاي تحول آفرين، تمام نيروي فكري و جسمي جوانان را به تباهي كشيد و قدرت ايستادگي و اعتراض موثر و تفكر تحولساز را از آن ها گرفت. شيطانيتر از همه اينكه نه تن ها براي اين ويرانگري هزينه اي نكردند، بلكه از آن براي خود منابع ثروت آفرين ساختند. فروش فيلم ها، در آمد هاي حاصل از برنامه هاي رسانه اي، توليد پوشاك و لوازم آرايشي و زينتي كه با نماد ها و اليمان هاي گروه هاي معروف توليد مي شد، سرمايه دار هاي پشت صحنه را از ستاره هاي روي صحنه ثروتمندتر كرد.
مناسب است كه به نمونه هايي از ترانه هاي متال كه با ابراز خشونت، فرياد و نعره هاي دلخراش و صداي بلند خوانده مي شود توجه كنيم.
گروه «منووا» در كاست «سلاطين فلزي» ترانه «فرياد بزنيد و بكشيد " Haill and kill))
«...فرياد بزنيد، فرياد بزنيد، فرياد بزنيد و بكشيد، فريا بزنيد و بكشيد
فرياد بزنيد، فرياد بزنيد، فرياد بزنيد و بكشيد، فريا بزنيد و بكشيد
پدرم گرگ بود
من از خويشاوندان مقتول هستم
سوگند خورده ام تا دوباره برخيزم
راهي، مجازات و رنج را با خود خواهم آورد
چكش نفرت، پيمان ماست
قدرت و حكومت با اراده به دست خواهد آمد
با فرياد و كشتن
فرياد بزنيد، فرياد بزنيد، فرياد بزنيد و بكشيد، فريا بزنيد و بكشيد
فرياد بزنيد، فرياد بزنيد، فرياد بزنيد و بكشيد، فريا بزنيد و بكشيد
گوشتشان را بدريد
قلبشان را بسوزانيد
بر چشم هايشان خنجر بزنيد
به زن هايشان توهين كنيد در حالي كه مي گريند...» (11)
ترانه نفرت Hatred از آلبوم سوار بر شكوه 1983
«...من شيطان را تسخير مي كنم، بگذار شيطان نام مرا بداند
پيش بيا، بيا تا با مجازاتي مخوف روبرو شوي
من نحس هستم كسي كه نمي مي رد
من آتش هستم، درونم نفرت مي سوزد
نفرت قدرت من است، زجر و مجازات نفرت، نفرت
با قلبي آكنده از نفرت كه خوني تيره در سرتاسر رگ هايش جريان دارد
استخوان هايت را خرد مي كنم، صورتت را له مي كنم
گوشتت را مي درم جسمت را نابود مي كنم...» (12)
نمونه ديگري از گروه متاليكا خواندني است. اشعار اين گروه توسط خواننده آن جيمز هتفيلد سروده مي شد. «جيمز» يك فرد دائم الخمر است كه به نوشته «مجله موسيقي قرن بيستم» يك شيطان واقعي با تمايلات منحرف جنسي و يك مصرفكننده پروپا قرص L.S.Dبه حساب مي آيد. «هتفيلد» چندبار به ات هام جريحه دار كردن عفت عمومي ، به زندان رفته است. (البته در نظر داشته باشيد كه جريحه دار كردن عفت عمومي ! در آمريكا واقعاً كار مشكلي است!) جيمز، نوازنده گيتار كه به كندن دست و پاي حيوانات كوچك نظير گربه و سنجاب در هنگام اجراي كنسرت، شهرت دارد يك بار به جرم قتل شبه عمد نيز محاكمه شده است.
«... گوشكن، من يك جنازه ام. جنازه اي بيجان
شيطان گرفته است، گرفته است باج اش را
و خالي مي كند بر سر ما
من به دام افتاده ام. افتاده ام به دام طلسمش
امشب من مي روم؛ من مي روم؛ من مي روم به جهنم
... نعره بكش مانند يك گرگ
و جادوگري در را به رويت خواهد گشود
بيا به جمع جادوگران و بدل شو به فرزند شيطان
... مي داني يگانه لذتم اكنون، هست شنيدن صداي گريه تو
عشق مي ورزم به تماشاي مردن تو
و منم اولين تماشاگر تشييع جنازه ات...
بايد بدرود گويي، چرا كه من خواهم خورد ذهن ات را... (13)
«...همه اش در دستانم. له اش كن، خُردش كن.
نگاهش دار عزيزم نگاهش دار خفه شو حالا از من متنفر شو
... فقط مي گذارم نفس بكشي. هواي من را كه تو دريافت مي كني
بعد مي بينم كه آيا مي گذارم مرا دوست داشته باشي
بُكش بكش بُكش بُكش بُكش.... »(14)
شيطان گرايي در موسيقي راك و متال به تدريج خود را آشكار كرد و آواي خود را به ج هان رساند. و بسياري از گوش ها را تسخير خود كرد و از اين راه به قلب ها راه يافت. امروز موسيقي متال و راك از اتاق خواب تا سالن هاي ورزشي تمام شهر هاي دنيا به گوش مي رسد و شما گمان نكنيد كه مثلاً مكه، كربلا، قم يا مشهد از اين حضور كثيف پاك مانده است. اين مرحله بالايي از آشكاري نفوذ شيطان در زندگي انسان امروز است؛ كه مردم دانسته يا ندانسته با افكار و رفتار و گفتار و صداي شيطان همراه شده و سهم زيادي از زندگي خود را به او اختصاص داده اند.
در سال هاي اخير برگزاري جشنواره هاي متعددي نظير «ووداستاك» و «اوزي فست» براي موسيقي متال برگزار مي شود و بعضي از شاخه هاي متال مثل «آلترناتيو متال» جشنواره هاي خاص دارند. گذشته از اين ها به منظور شناسايي استعداد ها و ادامه روند ستاره سازي و بازي ستاره هاي موسيقي جشنواره گروه هاي زيرزمي ني از سال 2000 پايه گذاري شده كه باعث جذب هر چه بيشتر جوانان به موسيقي شيطاني و شكل گيري اين قبيل گروه ها در تمام كشور هاي دنيا شده است.
ايجاد گروه هاي بومي در كشور هاي مختلف براي نمونه گروه هاي بلكمتال هلند، بلكمتال نروژ، گروه هاي «لودنس»، «آنگرا» و «راپسودي» در ژاپن، گروه هاي «يوپي»، «هد هانتر» و «كاي هانسن لد» در آلمان و باز سازيگروه «قاتل خدا(Deicide)» و گروه هاي ديگر در ايران، محصول اين جشنواره ها و شور و هيجاني است كه بين جوانان ج هان به راه انداخته اند. و نيرويي را كه مي تواند به تغيير تمدن و سبك زندگي ظالمانه روزگارما و تحول در تاريخ منجر شود، در جهت تثبيت سلطه خود و حفظ وضع موجود بكار گرفته اند. و به طور تحسين انگيز و طنزآمي ز از جوانان ناراضي و سركش راديكاليسم محافظه كار درست كرده اند!

هاليوود ارژنگ شيطان پرستي

اگر در روزگاران گذشته ماني از سرزمي ن يهوديان (بابل) برخواست و با كتاب مقدس مصور خود ايمان به منبع نيروي شر را به حوزه انديشه هاي معنوي در ج هان وارد كرد. امروز از هنر تصويرگري متحرك براي ترويج شرارت و شيطان گرايي استفاده مي شود. سينما جذابترين و فراگيرترين هنري است كه بيش از موسيقي افراد بشر از آن اثر مي پذيرند و پيام آن بسيار روشنتر و نافذتر از موسيقي است.
امروزه مجموعه شركت هاي فيلم سازي آمريكا كه با نام افسانه اي هاليوود شناخته مي شوند،(15) با سرمايه هاي بيپايان و كارشناسان خبره در علوم هنري، روانشناسي، فلسفه و غيره، پيام شيطان را به گوش ج هانيان مي رسانند. نگاهي به فيلم هاي توليد شده در سه، چ هار دهه اخير به خوبي نشان مي دهد كه پيام سينماي آمريكا براي انسان معاصر چيست.
رومن پولانسكي كارگردان يهودي در سال 1968 يعني دقيقاً در سال اوج جنبش هاي دانشجويي با ساختن فيلم كودك رزماري تولد شيطان را اعلام كرد. صحنه پاياني اين فيلم گهواره اي سياه پوش است كه صليبي برعكس بالاي آن آويخته شده و در سالن بزرگي قرار دارد كه در آن جشني برپاست. اين جشن تولد كودكي است به نام «آدريان» كه فرزند شيطان است و پدر او از جهنم آمده و نطفه خويش را در رحم يك زن جوان به نام رزماري قرار داده و او به طور ناخواسته فرزند شيطان را به دنيا آورده است. شوهر اين زن جوان براي استفاده از نيروي شيطاني و رسيدن به شهرت و ثروت همسر خود را در اختيار شيطان قرار داده بود.
زن جوان كه ناآگا هانه وارد جشن مي شود و تا كنون نوزاد خود را نديده است. با ديدن چهره فرزند كه در فيلم نشان داده نمي شود، مي هراسد و از پذيرش آن سر باز مي زند. اما با تبريك ها و شادي افراد حاضر در آن مهيماني كه ظاهراً از تمام قاره هاي ج هان آنجا حضور دارند، كمكم نسبت به بچه محبت پيدا كرده و در پايان با لبخند و لالايي مادر بر سر گهواره، فيلم به پايان مي رسد.
سي و يك سال بعد يعني در سال 1999 همي ن كارگردان فيلمي به نام دروازه نهم مي سازد و در آن نشان مي دهد كه شيطان به عنوان يك محبوب و معبود از سوي تمام مردم ج هان طلب مي شود. اين فيلم بيان مي كند كه راه دستيابيبه شيطان و بهرهمندي از حمايت و قدرت او نه فقط با شهوت گرايي ممكن است، چنانكه زني به نام «ليانا» چنين مي انگاشت و نه تن ها با دانش و شناخت آنطور كه استاد دانشگاهي به نام «بالكان» گمان مي كرد. نقش اول فيلم به نام «دين كروس» كه يك محقق كتابشناس است و شخصيتي، حريص، فريبكار، پولپرست و هوس ران دارد و به طور كلي اهل علم و عمل يا شناخت و شهوت است، به شيطان مي رسد و از دروازه نهم مي گذرد. در اين فيلم نشان داده مي شود كه شخصيت هاي فرهنگي در كشور هاي گوناگون درسدد ارتباط با شيطان هستند و در انجمن هاي سري نظير انجمن مارنقره اي شركت مي كنند.
در فيلم ديگري به نام كنستانتين نشان داده مي شود كه شيطان بر اين ج هان تسلط دارد و مرگ به دست اوست و در ده ها فيلم ديگر اين مضامي ن كه شيطان قدرتمند است و كامي ابي و خوشبختي را به بندگان و پيروانش مي بخشد، تكرار شده و هنوز مي شود. در سال 2008 فيلمي با نام گابريل ساخته شد، كه همان جبرئيل به زبان عبري است. در اين فيلم زمي ن طلسم شده و در ظلمت و تاريكي فرورفته است. خداوند گابريل را براي نجات انسان ها و خروج آن ها از تاريكيمي فرستد. گابريل در آغاز به جستجوي فرشتگاني كه پيش از او فرستاده شده بودند مي رود، اما مي بيند كه آن ها آلوده شده و رسالت آسماني خويش را ر ها كرده اند.
تصمي م مي گيرد كه خود به مبارزه با شيطان و پايان دادن به تاريكي بپردازد. اما در ن هايت وقتي به كانون فرماندهيشياطين مي رسد مي بيند يكي از فرشتگان كه پيش از او به زمي ن آمده بود به نام سمائيل مركز تمام شرارت هاست. بر اساس نگرش يهودي مسيحي كه فرشتگان را به اجبار در خدمت خداوند مي داند، سمائيل به گابريل مي گويد من براي آزادي قيام كرده ام. تو برادر من هستي و من تو را دوست دارم، بيا تا باهم مبارزه كنيم. گابريل در پاسخ او بر وظيفه خود تاكيد مي كند و با سمائيل وارد مبارزه مي شود. بعد از اين كه به هم آسيب مي رسانند. سمائيل باقي مانده نيروي خود را به گابريل مي دهد و از او مي خواهد كه راهش را ادامه دهد. در پايان فيلم گابريل رسالتش را واگذاشته و با خشم به سوي خدا صعود مي كند تا مانع از تباهي ساير فرشتگان به دست خدا شود.
اين تكرار ها كه در بهترين قالب و با آخرين تكنيك هاي فيلمسازي و جلوه هاي ويژه توليد مي شود، به تدريج انديشه ها و انگيزه ها و هنجار هاي اجتماعي را تغيير خواهد داد. و اگر برنامه اي براي مواجهه با اين حركت و روشنگري مردم وجود نداشته باشد، ديري نخواهد گذشت كه بسياري از مردم كه اتفاقاً اهل علم و هنر هستند، شيطانگ را خواهند شد.
سينما آخرين پرده برداري از تفكر شيطاني است كه آشكارا و گيرا نقش پيامبري براي اين دين خرافي را بازيمي كند. ما در دوره اي زندگي مي كنيم كه اسرار قرن هاي گذشته بدون ملاحظه فاش مي شود. راز ها و نماد هاي انجمن هاي مخفي قرون وسطا و فراماسونري مدرن در عصر پست مدرن به نماد ها و اليمان هاي هنري تبديل شده و در برابر چشم تمام مردم دنيا قرار گرفته است. و محرمانه ترين آيين هاي ماسوني در آخرين فيلم «استنليكوبريك» به نام «eyes wide shut» به نمايش گذاشته مي شود. امروز شيطان به بخش عمده اي از منابع اقتصادي، كانون هاي فرهنگي و ن هاد ها و روابط سياسي مسلط شده و بيپرده خود را نمايان ساخته و انسان ها را وامي دارد تا كاري را در برابر او انجام دهند، كه خودش در برابر انسان نكرد و از فرمان پروردگارش سر باز زد.

نتيجه گيري

در اين تحقيق نگاه حداكثري به شيطانپرستي ارائه شده است كه شايد عده اي آن را برنتابند. اما اين واقعيتي است كه جريان داشته و به همي ن جهت تاريخ حيات بشر، تاريخ حيات طيبه كه در ولايت الاهي تحقق مي يابد نيست، بلكه تاريخ حيات دنياست كه در ولايت شيطان صورت بندي مي شود.(16) شيطان تا اين جاي تاريخ با بشر همراه شد و به كمك شياطين انس و نيروي فكر و اراده آن ها كه در اختيارش قرار دادند،(17) مقدماتي را فراهم كرد و اكنون بيپرده پرستش خويش را از انسان مي خواهد. شيطان بسيار ضعيف است و نيرنگ هاي او بسيار سست، اما به علت اينكه انسان با او همراه شده و در جهت خير سستي ورزيده، اين ضعف و سستي به تمام زندگي او شكل داده و وضعيتي غير انساني و نكبت بار پديد آورده است.
امروز روزي است كه شيطان خود را بيپروا آشكار مي كند و نام خويش را فرياد مي زند و آدمي را به پرستش خود فرامي خواند. تا كنون براي شيطان نام آوازه اش اهمي تي نداشت و تن ها داشتن پيرواني جاهل و بندگاني تسليم رضايت بخش بود، اما اكنون كبر شيطان پرده هاي تزويرش را كنار مي زند و چهره كريه او را در زندگي رنج آور روزگار ما نمايان مي سازد. و دقيقاً در اين شرايط است كه بيداري انسان و عزم او براي تحول تاريخ و جبران گذشته امي د مي رود.
ناكامي ها و رنج هاي روزگار ما كه هماهنگ با او هام و ارزش هاي شيطاني ساخته و پرداخته شده است، فرصتي براي بازگشت به خود و يافتن جوهره الاهي درون انسان است، حقيقتي كه كشف آن تعارض وضع موجود با حقيقت عالم و آدم را به طور آزاردهنده اي فاش مي سازد و اضطرار به دگرگوني، جامعه بشري را فرامي گيرد. در مي انه آن كشف و اين اضطرار است كه الاهي ترين انسان مي آيد و كشتي نجات را به گرداب روزگار مي اندازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:3  توسط مظلوم1  | 

فرمانده سپاه حفاظت فرودگاهها:در فتنه 88 قصد انفجار جايگاه سوخت فرودگاه مهر آباد را داشتند

سردار سرتيپ علي اصغر گرجي زاده فرمانده سپاه حفاظت فرودگاههاي کشور و در معيت فرماندار ،رياست فرودگاه بين المللي لارستان و جمعي ديگر از مسوولين سپاه حفاظت فرودگاه استان صبح روز دوشنبه با حضور در فرودگاه بين المللي لارستان ضمن بازديد از فرودگاه از ضريب بالاي امنيتي و وضعيت حفاظت از فرودگاه اعلام رضايت نموده و وضعيت موجود را بسيار مطلوب ارزيابي نمودند.

 

سايت لادستان گزارش داد: پس از بازديد، در نشستي که با حضور فرماندار لارستان و جمعي ديگر از مسوولين برگزار شد سردار طي سخناني بالاترين و بهترين ضريب امنيت حفاظتي در فرودگاههاي جهان را متعلق به جمهوري اسلامي دانستند. ايشان همچنين با اشاره و ذکر خاطره ايي از فتنه 88 عنوان نمودند فتنه گران و حاميان آنها در ايام فتنه قصد انفجار مخزن سوخت اصلي فرودگاه مهر آباد را داشتند که با دخالت نيروهاي پاسدار و بسيجي اين توطئه خنثي گرديد.
در اين ديدار فرماندار لارستان ضمن تقدير از حضور سردار گرجي زاده و با برشمردن مختصات فرودگاه بين المللي لارستان و اهميت و جايگاه آن در منطقه جنوب درخواست ارتقاء ساختار و جايگاه سپاه فرودگاه و همچنين تجهيزات اين واحد مستقر در لارستان را مطرح که سردار گرجي زاده قول مساعد پيگيري و اجرايي نمودن اين درخواستها را بيان داشتند.
در حاشيه اين بازديد سردار گرجي زاده و هيئت همراه در گلزار مطهر شهداء لارستان نيز حضور يافته و به مقام شامخ شهداء لارستان اداء احترام نمودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:3  توسط مظلوم1  | 

استراتژي خاتمي براي بازگشت به قدرت

خاتمي در جمع نزديکان خود گفته است:ما بايد وارد ميدان شويم، ما نبايد توقعاتمان زياد باشد. در مجلس بايد به حداقل‌ها كفايت كنيم بايد وضعيت را روي بازسازي و سازماندهي نيروها قرار دهيم تا حساسيت روي ما زياد نشود، انتظار هم نداشته باشيم امثال آقايان تاج‌زاده و بهزاد نبوي را مردم قبول كنند، مردم از اينها هم عبور كردند، مهم الان برگشتن به قدرت است و بعد مي‌شود سوار بازي شد، مهم مهره‌ها نيستند، مهم ساماندهي حركات بعد است.

 

چندي پيش خاتمي جلسه‌اي با نيروهاي انتخاباتي خود و اعضاي بنياد باران داشته است. در اين جلسه وي تحليلي از زبان يکي از مسئولان فعلي نظام ارائه مي‌كند و مي‌گويد که اين مقام مسئول معتقد است: احمدي‌نژاد وزني در انتخابات ندارد و گروههاي اصول‌گرا با هم درگير هستند و فقط جلوي دوربين لبخند مي‌زنند.

خاتمي در ادامه افزوده است بايد به گونه‌اي تبليغ كنيم اگر طيفي به عنوان نام اصول‌گرايي خواست فعاليت كند، بايد بگوييم اينها همان تجربه احمدي‌نژاد است و اينها به پايان خط رسيده و بايد همان طيف‌بندي چپ و راست (اصلاح‌طلب و اصول‌گرا) را دنبال كنيم و از اين فضا و فرصت استفاده كنيم. اﻻن بهترين فضا براي بلند شدن است، موسوي و كروبي كجا هستند كه اين گند‌كاري‌ها را كردند كه اگر نمي كردند الان بهترين فرصت براي ما بود تا ما فاتحانه و قهرمانه به فضاي كشور برگرديم. اما آقايان با لجاجت و غرورشان هم به خودشان هم به اصلاحات ضربه مهلكي زدند. ما بايد وارد ميدان شويم، ما نبايد توقعاتمان زياد باشد. در مجلس بايد به حداقل‌ها كفايت كنيم بايد وضعيت را روي بازسازي و سازماندهي نيروها قرار دهيم تا حساسيت روي ما زياد نشود، انتظار هم نداشته باشيم امثال آقايان تاج‌زاده و بهزاد نبوي را مردم قبول كنند، مردم از اينها هم عبور كردند، مهم الان برگشتن به قدرت است و بعد مي‌شود سوار بازي شد، مهم مهره‌ها نيستند، مهم ساماندهي حركات بعد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 12:43  توسط مظلوم1  | 

چرا فائزه محاکمه نمی شود؟

از فرصت استمهال یک ماهه به فائزه هاشمی 6 روز گذشت اما از برپایی دادگاه وی خبری مخابره نشده است.

 

بیست و سوم مردادماه 1390 اولین خبر از محاکمه اولین فرد از خانواده هاشمی رفسنجانی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتهام انتسابی وی در خصوص مصاحبه با سایت روز آنلاین در رسانه ها منتشر شد. انتشار این خبر موجی از شادی و امید را در بین امت حزب الله، جهت اولین برخورد با باند ثروت- قدرت در بر داشت اما درخواست استمهال یک ماهه متهم با موافقت دادستان همراه شد.

اینک، از تاریخ استمهال بیش از 6 روز گذشته و هنوز خبری از محاکمه فائزه هاشمی منتشر نشده است.

دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جریان فتنه 88 دو مرتبه از سوی مقامات امنیتی بازداشت شد که اولین بار مدعی شد برای خوردن ساندویچ به خیابان آزادی و در معرکه اغتشاش گران حضور پیدا کرده، وی علت حضور دوباره اش در میدان ولیعصر(عج) و در فتنه صهیونیستی - امریکایی را خرید لباس اعلام کرده بود!!


همچنین تصویری از اغتشاش آفرینی و هتاکی وی به نظام از رسانه ملی پخش شد که فائزه در میان فتنه گران آنان را نسبت به ادامه آتش افروزی تهییج می نمود.


مهدی هاشمی، برادر فائزه، نیز بیش از 2 سال است از کشور خارج شده و علیرغم صدور کیفرخواست از سوی مراجع قضایی، تاکنون به کشور بازنگشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 12:41  توسط مظلوم1  | 

دروغ گویی زشت است اما نه برای اصلاح طلبان !

موسوی تبریزی باچشم پوشی بر انبوه دروغ ها واتهام پراکنی های اصلاح طلبان و رسانه های وابسته به این جریان بر علیه نظام اسلامی، مدعی شد:«مسلما دروغ آثار منفی مالی ، اخلاقی و سیاسی به دنبال خواهد داشت که اینها حتی در رابطه با فاسد شدن جامعه موثر باشد واگر این دروغ گویی به مسئولین تسری پیدا کند ضربه بسیار خطرناکتری خواهد داشت.»

 

درحالیکه در طی دو سال گذشته اصلاح طلبان و رسانه های وابسته به این جریان برای تشویش اذهان عمومی کشور و تخریب نظام اسلامی، دروغ ها و اتهامات واهی و غیر واقعی بسیار زیادی را منتشر کردند که مهمترین آنها ادعای واهی تقلب و یا کشته سازی های دروغین در طول ایام فتنه نمونه های بارزی از اقدامات این جریان سیاسی است، موسوی تبریزی از روحانیون اصلاح طلب به مذمت رواج دروغ گویی در جامعه و در بین مدیران کشور و رسانه ها پرداخت.
به گزارش جام نیوز به نقل از خبری که در 28شهریور در سایت جرس منتشر شد؛ دبیر مجمع موسوم به محققین ومدرسین حوزه علمیه قم که همواره حمایت خود را از جریانی اعلام داشته که تاکنون از هیچ گونه اهانتی به مقدسات و ارزشهای اسلامی و انقلابی دریغ نکرده، گفت:«دروغ در دین ما بسیار مذمت و نفی شده و علت آن این است که دورغ یکی از بنیان های جامعه که اعتماد مردم به یکدیگر است را از بین می برد. دروغ ریشه امنیت و برادری و انس در جامعه را از بین برده و در جامعه ای که در آن دروغ باشد نمی توان راحت زندگی کرد.»
موسوی تبریزی اضافه کرد: « وقتی روز به روز مردم متوجه دروغ مسئولان شوند قطعا هیچ کدام از حرف های مسئولین را نخواهند پذیرفت و به دنبال آن وقتی مسئولان مورد اعتماد مردم نباشند هیچ کدام از برنامه ها پیشرفت نخواهد کرد. زیرا اعتماد، پایه هر جامعه ای است، مسلما دروغ آثار منفی مالی ، اخلاقی و سیاسی به دنبال خواهد داشت که اینها حتی در رابطه با فاسد شدن جامعه موثر باشد واگر این دروغ گویی به مسئولین تسری پیدا کند ضربه بسیار خطرناکتری خواهد داشت.»
به نظر میرسد هر چه به فضای انتخابات نزدیک‌تر شویم، رسانه ها و تریبون های اصلاح طلبان برای فضاسازی و القای نظرات خودشان تلاش بیشتری می کنند تا ضمن نشان دادن ظاهری موجه و پایبند به اخلاقیات افکار عمومی کشور را فریب دهند، اما درعمل به برخی به شیوه های نادرست، دروغ پراکنی، ایراد اتهام های بی اساس وشایعه سازی اقدام می کنند.
البته دو سال پیش هم این اتفاق افتاد و ما شاهد بودیم که در روزهای آخر فرصت تبلیغات برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری انبوهی از سایت ها و رسانه ها اتهامات دروغینی را قبل از انتخابات به کاندیدای اصولگرا و بعد از انتخابات نیز به نظام اسلامی نسبت دادند، حتی روزنامه های مجانی با تیراژ بالا بین مردم توزیع می شد که مطالب اهانت بار، خلاف واقع و توهین آمیزی در آنها درج بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 12:39  توسط مظلوم1  | 

اقدامات خاتمي "بيگاري سياسي" براي رقيب است

نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم و هفتم معتقد است که اقدامات خاتمی نوعی بیگاری سیاسی برای اصولگرایان است.

 

خبرگزاری فارس:  اقدامات خاتمي

اکبر اعلمی عضو فراکسیون اصلا‌ح‌طلبان در دوره های ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس اظهار داشت: جریان اصلاح طلبی و یا اصولگرائی یک تشکل شناسنامه دار با اعضا و مواضع و منشور و برنامه های مشخص و تعریف شده نیست، تا یک فرد و یا افراد مشخصی مجاز باشند که با همین عنوان دیدگاه ها و تصمیمات یک جریان سیاسی را نمایندگی و بیان کنند.

وی ادامه داد: از اینرو برخلاف بعضی از دوستانی که پیوسته خود را نماینده یک جریان خاص در کشور قلمداد کرده و بر همین اساس هم به نمایندگی از سوی همه اشخاص و جریانات موسوم به اصلاح طلب و یا اصولگرا، با قاطعیت تمام در رابطه با موضوعات مختلف اعلام موضع می کنند، بنده خود را در چنین جایگاهی نمی دانم و لذا نمی توانم از سوی افراد و جریانات سیاسی مورد اشاره موضعی را بیان کنم.

این نماینده اصلاح‌طلب مجلس هفتم افزود: قهرا هر شخصی که به صفت اصلاح طلبی و یا اصولگرائی دیدگاه خود را در مورد مساله خاصی بیان می کند، در وهله نخست باید مواضع او را شخصی تلقی کرد، مگر این که وی به صورت رسمی از سوی احزاب و تشکل های شناسنامه دار به عنوان سخنگو و یا لیدر برگزیده شده باشد.

اعلمی ادامه داد: تازه در این صورت هم تنها مجاز است که مواضع همان تشکل های خاص را اعلام کند و نه با استفاده از عناوین کلی مانند اصلاح طلبان و اصولگرایان که دارای مصادیق فراوان با رویکردهای نسبتا متفاوت هستند.

به عقیده این سیاستمدار اصلاح‌طلب، چنین اشخاصی تنها می توانند مدعی شوند که موضع حزب و گروه کذا و یا بعضی از اصلاح طلبان و اصولگرایان در مورد فلان موضوع این است. اما وقتی که با استفاده از یک عنوان کلی مانند اصلاح طلبان مثلا مدعی می شوند که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت خواهند کرد و یا آنرا تحریم می کنند، چنین ادعائی از نطر حقوقی و اخلاقی فاقد وجاهت لازم است.

وی افزود: بر این اساس بنده هم اگر در این حوزه ها اعلام نظر می کنم قطعا این نظر شخصی است و صرفا بیانگر علائق و عقاید شخصی ام می باشد، هرچند که ممکن است با استناد به قوانین موضوعه، انتظارات عقلانی و بدیهیات و یا حتی پاره ای از گمانه زنی ها، رویکرد خود را در مورد مساله خاصی بیان کنم.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در دوره های ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی پس از بیان این مقدمه درباره تمایل اصلاح‌طلبان به حضور در انتخابات گفت: قانون اساسی تاکید می‌کند که انسان‌ها بر سرنوشت خود حاکم هستند و بر همین اساس نیز باید امور کشور با اتکاء به آرای عمومی اداره شود. انتخابات محل تظاهر این خواست و اراده عمومی و شرط لازم برای دخالت عامه مردم در تعیین سرنوشت خود است؛ از اینرو در شرایط عادی اغلب مردم مایلند و اصرار دارند که بر مقدّرات و سرنوشت خود و به تبع ان اداره امور کشور حاکم شوند و با انتخاب افراد اصلح و کسانی که می پندارند می توانند وضعیت بهتری را برای آنها فراهم بسازند، سرنوشت خود را آنگونه که مایلند رقم بزنند.

اعلمی ادامه داد: اصلاح طلبان هم از این قاعده مستثنی نیستند و اگر یقین حاصل کنند که دست اندرکاران نظام بستر مناسب برای تجلی خواست و اراده عمومی را فراهم خواهد ساخت و همه در پرتو قانون و نه امیال اشخاص می توانند از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن آزاد برخوردار شوند، گمان نمی کنم که آنها هم از دخالت در سرنوشت خود رویگردان شوند.

اکبر اعلمی با اشاره به اینکه بعضی از اصلاح طلبان تجربه خوبی از روند برگزاری انتخابات در گذشته ندارند، افزود: از اینرو این دسته از اصلاح طلبان و حامیان انها مترصد اقدامات اعتماد ساز مسئولان برگزاری انتخابات می‌‌باشند و اگر قرائن و شواهد حاکی از برگزاری انتخابات سالم و در چارچوب قانون اساسی و مبتنی بر رقابت‌های واقعی و در چارچوب قانون اساسی باشد، دلیلی برای قهر کردن با انتخابات و پشت کردن به سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود نیست. مشروط بر این که جریانات سیاسی منتقد و خارج از قدرت به این باور برسند که از آنها تنها برای گرم کردن تنور انتخابات و به صحنه آوردن هوادارانشان، استفاده ابزاری نخواهد شد.

وی تاکید کرد که اگر مسئولان امر علاقمند به مشارکت حداکثری مردم در انتخابات مجلس نهم باشند، لاجرم باید با نشان دادن چراغ سبز و انجام مجموعه‌ای از اقدامات اعتمادساز، به بازسازی اعتماد عمومی بپردازند.

این نماینده اصلاح‌طلب مجلس هفتم با بیان اینکه انجام هرگونه اصلاحاتی در کشور و دستیابی به اهداف و برنامه های اصلاح طلبانه مستلزم برخورداری از قدرت و حضور در ارکان قدرت است، گفت بصورت فضائی و خیالی و بدون وسیله، رسیدن به مقاصد اصلاح طلبانه ممکن نیست. بر این پایه می توان حدس زد چنانچه شرایط مناسب فراهم شود و این اطمینان به اصلاح طلبان داده شود که توزیع قدرت در سایه رقابت های سالم و برابر ممکن خواهد شد، گمان می‌کنم که بسیاری از اصلاح طلبان در انتخابات شرکت خواهند کرد.

اعلمی با اشاره به بخشی از اظهارات سید محمد خاتمی که گفته است در انتخابات شرکت نمی کنیم اما رای می دهیم، گفت این گونه موضعگیری علاوه بر اشکالی که به ان اشاره کردم، کمی شگفت آور هم هست و در واقع به منزله تن دادن به نوعی بیگاری سیاسی برای رقیب می‌باشد.

اکبر اعلمی در پاسخ به این پرسش که در صورت شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات چه تضمینی وجود دارد که اگر رای نیاوردند دوباره مدعی تخلف در انتخابات نشوند گفت، اگر مسئولان امر زمینه های هرگونه تردید و تخلف را برطرف کنند و تحت نظارت نمایندگان جریانات سیاسی مختلف انتخاباتی سالم برگزار شود، اینگونه بهانه جوئی ها هم بلاموضوع خواهد شد.

وی در ادامه با بیان اینکه دولت به دنبال تسلط بر مجلس نهم است، گفت: وقتی چنین دولتی که خود ذینفع است و به هر قیمتی می خواهد اکثریت مجلس را از آن خود کند، مجری انتخابات می شود، پیشاپیش تخم تردید و تشکیک در افکار عمومی پاشیده می شود و لذا باید تمهیداتی فراهم شود که کسی نتواند نسبت به سلامت برگزاری انتخابات بهانه بیاورد.

نماینده سابق مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت:‌ حتی برخی اصولگرایان و بعضی از اعضای شورای نگهبان نیز نسبت به سلامت برگزاری انتخابات توسط دولت ابراز نگرانی و تردید کرده اند، تا چه رسد به منتقدین.

اعلمی در پاسخ به این سوال که چه اقداماتی می تواند اینگونه تردید و نگرانی ها را برطرف کند گفت: مثلا اگر در انتخابات مجلس نهم، کاندیداها و احزاب و جریانات سیاسی در همه مراحل ناظر داشته باشند، و شورای نگهبان هم شرایط یکسانی را برای همه واجدان شرایط در استفاده از حق انتخاب شدن فراهم کند، این امر می تواند انگیزه حضور اصلاح طلبان را در انتخابات تقویت کند.

وی در پاسخ به این سؤال که درباره نتایج انتخابات مجلس ششم، ریاست جمهوری دور دوم خاتمی و انتخابات سال 84 حرف و حدیث‌هایی وجود داشت و حتی آقای هاشمی رفسنجانی تا مدت‌ها پس از انتخابات سال 84، از نتیجه انتقاد می‌کرد، گفت:‌ من دلیلی برای پذیرش ایرادهای آقای هاشمی ندارم زیرا انتخابات شوراهای دوم و مجلس هفتم در زمان اصلاح‌طلبان برگزار شد و سالم بودن ان مورد تائید و تاکید دولت خاتمی و وزیر کشور ایشان قرار گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 12:37  توسط مظلوم1  |